اینجا من،
بستگی دارم به تو
به حرف هایت،
به آرامشت، به بودنت...
اینجا اگر تو باشی،
فدایِ سرِ هرکه که می خواهد
نباشد...
#عادل_دانتیسم 🌿
@siminsagh
بستگی دارم به تو
به حرف هایت،
به آرامشت، به بودنت...
اینجا اگر تو باشی،
فدایِ سرِ هرکه که می خواهد
نباشد...
#عادل_دانتیسم 🌿
@siminsagh
@siminsagh
گر دل از دستم بغارت برد،
چندان باک نیست
غارت دل سهل باشد
غارت جان کرد و
رفت...!
#هلالی_جغتایی 🌿
گر دل از دستم بغارت برد،
چندان باک نیست
غارت دل سهل باشد
غارت جان کرد و
رفت...!
#هلالی_جغتایی 🌿
👍1
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Leila Mokhtari)
بی تو خاموشم ،
شهری در شبم
تو طلوع می کنی
من گرمایت را از دور می چشم
و شهر من بیدار می شود...
#احمد_شاملو 🌿
#صبح_بخیر
شهری در شبم
تو طلوع می کنی
من گرمایت را از دور می چشم
و شهر من بیدار می شود...
#احمد_شاملو 🌿
#صبح_بخیر
@siminsagh
خستهام
از روزگار خالی از لبخند تو ...
کاش...
نه ! باید بیایی ...
صبح میخواهد دلم ...
#معصومه_صابر 🌿
خستهام
از روزگار خالی از لبخند تو ...
کاش...
نه ! باید بیایی ...
صبح میخواهد دلم ...
#معصومه_صابر 🌿
تا حالا شکار رفتی...؟
من میرفتم، ولی دیگه نمیرم...!
آخرین باری که شکار رفتم، شکار گوزن بود، خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم، من شلیک کردم بهش، درست زدم به پایش...!
وقتی بالای سرش رسیدم هنوز جون داشت، چشمهاش داشت التماس میکرد، نفس میکشید، زیباییش من رو تسخیر کرده بود، حس کردم که اون گوزن میتونه دوست خوبی واسم باشه، میتونستم نزدیک خونه یه جای دنج واسش درست کنم...
خوب که فکر کردم با خودم گفتم که اون گوزن واسه همیشه لنگ میزنه و وقتی من رو میبینه یاد بلایی میفته که سرش آوردم...!
از التماس چشمهاش فهمیدم بهترین لطفی که میتونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم...!
تو هیچ وقت نمیتونی با کسی که بدجور زخمیش کردی دوست باشی...
✍🏼#روزبه_معین
📙#قهوه_سرد_آقای_نویسنده
من میرفتم، ولی دیگه نمیرم...!
آخرین باری که شکار رفتم، شکار گوزن بود، خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم، من شلیک کردم بهش، درست زدم به پایش...!
وقتی بالای سرش رسیدم هنوز جون داشت، چشمهاش داشت التماس میکرد، نفس میکشید، زیباییش من رو تسخیر کرده بود، حس کردم که اون گوزن میتونه دوست خوبی واسم باشه، میتونستم نزدیک خونه یه جای دنج واسش درست کنم...
خوب که فکر کردم با خودم گفتم که اون گوزن واسه همیشه لنگ میزنه و وقتی من رو میبینه یاد بلایی میفته که سرش آوردم...!
از التماس چشمهاش فهمیدم بهترین لطفی که میتونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم...!
تو هیچ وقت نمیتونی با کسی که بدجور زخمیش کردی دوست باشی...
✍🏼#روزبه_معین
📙#قهوه_سرد_آقای_نویسنده
@siminsagh 🌿
ما از برون در شده مغرور صد فریب
تا خود درون پرده چه تدبیر میکنند
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
#حافظ
#ترکمانچای_دیگری_در_راه_است
#دریاچه_خزر
ما از برون در شده مغرور صد فریب
تا خود درون پرده چه تدبیر میکنند
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
#حافظ
#ترکمانچای_دیگری_در_راه_است
#دریاچه_خزر
سیمین ساق | شعر فارسی
دوستان عزیز سلام؛ 🌿خیلی وقتها تنها یک بیت حال ما را عوض کرده است. به این روی امکان جدیدی را برای شما مهیا کردهایم که با آن براحتی میتوانید یک بیت تصادفی، یا فال عاشقانه برای هر روز خود دریافت کنید؛ کلیک کنید👇 http://siminsagh.net/faal/hafez 👆👆
🌿 یا اگر همانند ما، خیلی مشتاق و دیوانه سرودههای سعدی شدهاید و بیتهای او حالتان را خوب میکند، کافیست روی لینک زیر کلیک کنید تا یک بیت تصادفی از سعدی برای شما نمایان شود:
کلیک کنید👇
http://siminsagh.net/faal/saadi
👆👆
کلیک کنید👇
http://siminsagh.net/faal/saadi
👆👆
@siminsagh
قدم بیباک تر نِه در حریمِ جانِ مشتاقان
تو صاحبخانهای آخِر چرا دزدانه میآیی؟
#اقبال_لاهوری 🌿
قدم بیباک تر نِه در حریمِ جانِ مشتاقان
تو صاحبخانهای آخِر چرا دزدانه میآیی؟
#اقبال_لاهوری 🌿
رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت، راکع و ساجد
در میکده، رهبانم و در صومعه، عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را میطلبم خانه به خانه
#شیخ_بهایی 🌿
دیدم همه را پیش رخت، راکع و ساجد
در میکده، رهبانم و در صومعه، عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را میطلبم خانه به خانه
#شیخ_بهایی 🌿
@siminsagh
ما عاشقیم و خوشتر از این کار، کار نیست
یعنی به کارهای دگر اعتبار نیست
دانی بهشت چیست که داریم انتظار؟
جز ماهتاب و باده و آغوش یار نیست
#عماد_خراسانی 🌿
ما عاشقیم و خوشتر از این کار، کار نیست
یعنی به کارهای دگر اعتبار نیست
دانی بهشت چیست که داریم انتظار؟
جز ماهتاب و باده و آغوش یار نیست
#عماد_خراسانی 🌿
@siminsagh 🌿
به که بسپارمت ای خاک به بادت ندهند؟
به که بسپارمت ای خانه که ویران نشوی؟
#حسین_جنتی
طرح از #رحیم_نواز
به که بسپارمت ای خاک به بادت ندهند؟
به که بسپارمت ای خانه که ویران نشوی؟
#حسین_جنتی
طرح از #رحیم_نواز
یکدم غم جان دار غم نان تا کی
وز پرورش این تن نادان تا کی؟
اندر ره طبل اشکم و نای و گلو
این رنج ز نخ به ضرب دندان تا کی
#مولانا 🌿 @siminsagh
وز پرورش این تن نادان تا کی؟
اندر ره طبل اشکم و نای و گلو
این رنج ز نخ به ضرب دندان تا کی
#مولانا 🌿 @siminsagh
آن چنان بود
این چنین شد
حال ما این است اینک...
خانه ابری بود روزی، گرچه خونین شد، ولیکن
پشت ظلمت، وز پی خون، صبح سیمین است اینک
#سیمین_بهبهانی🌿
این چنین شد
حال ما این است اینک...
خانه ابری بود روزی، گرچه خونین شد، ولیکن
پشت ظلمت، وز پی خون، صبح سیمین است اینک
#سیمین_بهبهانی🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
@siminsagh
عشق دور و نزديك نميشناسد...
با تعجب نگاهم نکن!
میخواهی بگویم چند تار سفید به موهایت اضافه شده؟!
بگویم روی سیگار سرفه کردن هایت، چندتا بیشتر شده است؟
یا میخواهی چروک های مهربان دور چشمت را بشمارم؟!
میخواهی نگاهت کنم و بگویم از آخرین باری که دیدمت چقدرررر غمگین تری؟!
تو هنوز هم خستگی هایت را به دوش میکشی...
◇◇◇
چای میخوری یا قهوه؟!
اصلا اینها را ول کن!
میخواهی کمی بغلت کنم
دوتایی گریه کنیم؟؟
#اهورا_فروزان 🌿
عشق دور و نزديك نميشناسد...
با تعجب نگاهم نکن!
میخواهی بگویم چند تار سفید به موهایت اضافه شده؟!
بگویم روی سیگار سرفه کردن هایت، چندتا بیشتر شده است؟
یا میخواهی چروک های مهربان دور چشمت را بشمارم؟!
میخواهی نگاهت کنم و بگویم از آخرین باری که دیدمت چقدرررر غمگین تری؟!
تو هنوز هم خستگی هایت را به دوش میکشی...
◇◇◇
چای میخوری یا قهوه؟!
اصلا اینها را ول کن!
میخواهی کمی بغلت کنم
دوتایی گریه کنیم؟؟
#اهورا_فروزان 🌿
@siminsagh 🌿
حبیب (جمشید مشایخی): چرا نیومدی در دُکون؟
مجید (بهروز وثوقی): امروز جمعهس تعطیلیه!
حبیب: امروز دوشنبهس، خیلی داریم تا جمعه.
مجید: نخیییییییر، تو اون تقویمه که آقام اون سال عید خودش با دستِ خودش بهم عیدی داد امروز جمعهس.
حبیب: اون تقویم باطلهس.
مجید: واسه من جمعه جمعهی آقامه... شنبه شنبهی آقامه... خواه مُرده خواه زنده، چون تقلیدِ مُرده جایزه، آقا میگه بالا منبر!
#سوتهدلان
زادروز #علی_حاتمی
حبیب (جمشید مشایخی): چرا نیومدی در دُکون؟
مجید (بهروز وثوقی): امروز جمعهس تعطیلیه!
حبیب: امروز دوشنبهس، خیلی داریم تا جمعه.
مجید: نخیییییییر، تو اون تقویمه که آقام اون سال عید خودش با دستِ خودش بهم عیدی داد امروز جمعهس.
حبیب: اون تقویم باطلهس.
مجید: واسه من جمعه جمعهی آقامه... شنبه شنبهی آقامه... خواه مُرده خواه زنده، چون تقلیدِ مُرده جایزه، آقا میگه بالا منبر!
#سوتهدلان
زادروز #علی_حاتمی