سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
جهان استوار نمی‌ماند
مگر با سری خمیده
بر رویِ
شانه‌های
کسی که
دوستش داریم..

#سوزان_علیوان 🌿 @siminsagh
@siminsagh

از طلب گوهر گویای عشق
موج زند موج چو دریا دلم..


#مولانا 🌿
سیمین ساق | شعر فارسی
مرگِ من سفری نیست، هجرتی‌ست از سرزمینی که دوست نمی‌داشتم به خاطرِ نامردمان‌اش... #احمد_شاملو 🌿 #هما_سلطانی ⚫️ @siminsagh
📍شعری از #سید‌_علی_صالحی: برای هما دختر جوانمرگِ عبدالفتاح سلطانی

ای کاش
پیش از تو
من
پنهان در کلماتِ کهنسالِ خویش
کُشته می‌شدم.

ای کاش
من هم
تحملِ بی‌تابانهٔ تو را می‌داشتم،
پیش از آن که این روزگارِ پتیاره
تاب‌ام بیاورد.

ای کاش...ای کاش
در هق‌هقِ هفت دریا
هنوز هم کنارِ بغض تو بودم بابا،
همچنان که تا ابد
چشم به راهِ آزادی

@siminsagh 🌿
از دلم رست گیاهی سرسبز 
سر برآورد، درختی شد، نیرو بگرفت
برگ بر گردون سود
این گیاهِ سرسبز
این بر آورده درختِ اندوه
حاصلِ مهر تو بود

#حمید_مصدق 🌿
بی‌تو

تاریک

نشستم

تو چراغ که شدی ؟


#اوحدی 🌿
کسان عتاب کنندم که ترک عشق بگوی
به نقد اگر نکشد عشقم،
این سخن بکشد..

#سعدی 🌿 @siminsagh
بمان که عشق
به حال من و تو غبطه خورَد..

#هوشنگ_ابتهاج 🌿 @siminsagh
@siminsagh

هنوز می­‌شود از شب گذشت و روشن شد

اگر تو طالع موعود من! ظهور کنی..

#حسین_منزوی 🌿
@siminsagh

ميان عاشق و معشوق اگر باشد بيابانی
درخت ارغوان رويد به جای هر مغيلانی

#سعدی_جانم 🌿
1
هر صبح، در آيينه ي جادويی خورشيد
چون مي‌نگرم
او همه من من همه اويم !

#فریدون_مشیری 🌿
@siminsagh

هیچ فردای روشنی در چشم‌انداز نیست.
هیچ‌کس نمی‌داند چه خواهد شد.
با دریغ باید گفت مردم پذیرفته‌اند تا دیگران دربارهٔ سرنوشت‌شان تصمیم بگیرند،
و همچنان منتظر تصمیماتی هستند که امیدوارند درباره‌شان گرفته بشود.
این خیلی بد است؛
خیلی بد است که یک ملّت بپذیرد هیچ نقشی در تعیین سرنوشت خود نمی‌تواند داشته باشد.
پذیرفتن حالت انفعالی صِرف برای یک ملّت مثل زهر او را مسموم می‌کند.

#محمود_دولت_آبادی 🌿
@siminsagh

فغان که آن مه نامهربان مهرگسل
به ترک صحبت یاران خود چه آسان گفت..

#حافظ 🌿
وفا نکردی و کردم، به سر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟

#مهرداد_اوستا 🌿 @siminsagh
سیمین ساق | شعر فارسی
وفا نکردی و کردم، به سر نبردی و بردم ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟ #مهرداد_اوستا 🌿 @siminsagh
چه حاصل از وفاداریِ من، کان بی‌وفا دارد
وفا با بی‌وفایان،
بی‌وفائی با وفاداران ....

#هاتف_اصفهانی 🌿
@siminsagh
سیمین ساق | شعر فارسی
وفا نکردی و کردم، به سر نبردی و بردم ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟ #مهرداد_اوستا 🌿 @siminsagh
@siminsagh

یاران #وفادار جفا را نپسندند
خوبان جفا کار #وفا را نشناسند


آن‌ها که ندارند نم چشم و غم دل
خاصیت این آب و هوا را نشناسند

#خواجوی_کرمانی 🌿
همچو خورشید به هر ذره بخند و گرم باش
زندگی یک لحظه ی کوتاه،
و دیگر گاه هیچ ..

#معصومه_صابر 🌿 @siminsagh
مرا به بوی خوشت جان ببخش و زنده بدار

که از تو چیزی ازین بیشتر نمی‌خواهم ...


#حسین_منزوی 🌿
دوستان عزیز سلام؛
🌿خیلی وقت‌ها تنها یک بیت حال ما را عوض کرده است. به این روی امکان جدیدی را برای شما مهیا کرده‌ایم که با آن براحتی می‌توانید یک بیت تصادفی، یا فال عاشقانه برای هر روز خود دریافت کنید؛

کلیک کنید👇
http://siminsagh.net/faal/hafez
👆👆
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Sahar Karami)
#حافظ
شکایت از که کنم خانگیست غمازم...
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
به منظور #گرامیداشت_روز_خبرنگار 🌿
#امیرحسین_میراسماعیلی

🗞جهان صنعت / 17 مرداد 96

امیرحسین میراسماعیلی- بیا امشب برایت قصه تعریف کنم محبوب من. آماده‌ای؟ یکی بود، یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیچ‌کس نبود. خداوند متعال روزی که زمین و آدم‌هایش را خلق می‌کرد، سرنوشت هر کسی را ‌روی پیشانی‌اش چسباند. قاعدتا آن اوایل سهمیه‌ها زیاد بود و به برخی‌ها سه یا چهار سهمیه رسید محبوب من. مثلا یکی شد خلبان و دکتر و شهردار و کاندیدای دائم ریاست‌جمهوری. دیگری شد معجزه هزاره سوم و مالک دکل و فرمانروای درخت. به این یکی تولیت آستان قدس رسید و به آن یکی سهمیه فروش نفت یک کشور. به بنده و همکارانم اما چه رسید؟ در بارگاه الهی هم متاسفانه بخت با ما یار نشد و یکی دوتا شغل در سبد باقی مانده بود که سرانجام «خبرنگاری» به ما رسید. درباره جزییات و کیفیت این شغل دوست‌داشتنی هم همین‌قدر بگویم که از بیستم هر ماه تا پایانش که حقوقم را دریافت کنم، مادر گرامی از شهرستان ساپورتم می‌کند. تازه یک همکار بدبخت‌تر از خودم به نام سعید نوروزجو (حلالم کن داداش) هم دارم که پول سیگارش را من می‌دهم. عمق فاجعه را درک می‌کنی؟

با تمام این اوصاف اما من خوشحالم محبوب من. خوشحالم چون بنده کسی نیستم و می‌توانم از چپ و راست انتقاد کنم. خوشحالم چون حقوقم را احزاب اصلاح‌طلب یا اصولگرا نمی‌دهند و نان بازوی خودم را می‌خورم. خوشحالم چون در این چند سال شاید توانسته‌ام چند نفر را آگاه‌تر کنم یا نقشه سیاستمداری را برملا کنم. خوشحالم چون گاهی اوقات می‌توانم خنده را بر لبان دوستانم بیاورم...
چه لذتی از اینها بالاتر؟ جان؟ اینها برایم نان و آب نمی‌شود؟ خب این هم حرفی است... دیگر چه خبر محبوب من؟

@siminsagh