Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Sahar Karami)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@siminsagh 🌿
داغ حسرت سوخت جان آرزومند مرا
آسمان با اشک غم آمیخت لبخند مرا
در هوای دوستداران دشمن خویشم رهی
در همه عالم نخواهی یافت مانند مرا
#رهی_معیری
#عباس_امیرانتظام_هم_رفت
داغ حسرت سوخت جان آرزومند مرا
آسمان با اشک غم آمیخت لبخند مرا
در هوای دوستداران دشمن خویشم رهی
در همه عالم نخواهی یافت مانند مرا
#رهی_معیری
#عباس_امیرانتظام_هم_رفت
@siminsagh 🌿
اخترکان! شب به خیر، خسته شدم باز
بسترم از انتظار ، خستهتر از من...
#مهدی_اخوان_ثالث
#شب_به_خیر
اخترکان! شب به خیر، خسته شدم باز
بسترم از انتظار ، خستهتر از من...
#مهدی_اخوان_ثالث
#شب_به_خیر
👉 @siminsagh
هر نُتی که از عشق سخن بگوید
زیباست
حالا
سمفونی پنجم بتهوون باشد
یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست.
#گروس_عبدالملکیان 🌿
هر نُتی که از عشق سخن بگوید
زیباست
حالا
سمفونی پنجم بتهوون باشد
یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست.
#گروس_عبدالملکیان 🌿
برای ایراندوست بزرگ عباس امیرانتظام🥀
نه تنومند بود و نه درخت!
اما...
در سرزمینی که گیاهی
در آن نمی روید،
سبز ماند و میوه داد!
وطن...!
بعد از او
با تشدید ادا خواهد شد
و فرشتگان به احترامش
آویزان خواهند کرد
کفش های خود را
بخواب...
آسوده بخواب...
دستان همه ما
برای بیگناهی تو خواهند گریست!
#حمیدرضا_فنی 🌿
#شما_فرستادید
نه تنومند بود و نه درخت!
اما...
در سرزمینی که گیاهی
در آن نمی روید،
سبز ماند و میوه داد!
وطن...!
بعد از او
با تشدید ادا خواهد شد
و فرشتگان به احترامش
آویزان خواهند کرد
کفش های خود را
بخواب...
آسوده بخواب...
دستان همه ما
برای بیگناهی تو خواهند گریست!
#حمیدرضا_فنی 🌿
#شما_فرستادید
یادباد آن که به خلوتگه وصلت شب و روز
دل سرا پردهٔ صد راز نهان بود مرا
یادباد آن که چو آغاز سخن میکردی
با تو صد زمزمه در زیر زبان بود مرا..
#محتشم_کاشانی 🌿
دل سرا پردهٔ صد راز نهان بود مرا
یادباد آن که چو آغاز سخن میکردی
با تو صد زمزمه در زیر زبان بود مرا..
#محتشم_کاشانی 🌿
@siminsagh 🌿
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمیدانم ازین دیوانگی و عاقلی
#افشین_یداللهی
#انتخاب_شماست
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمیدانم ازین دیوانگی و عاقلی
#افشین_یداللهی
#انتخاب_شماست
شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز میجستم
رخت میدیدم و جامی هلالی باز میخوردم
کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت
نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا
کردم
تو خوش میباش با #حافظ برو گو خصم جان میده
چو گرمی از تو میبینم چه باک از خصم دم سردم
@siminsagh 🌿
رخت میدیدم و جامی هلالی باز میخوردم
کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت
نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا
کردم
تو خوش میباش با #حافظ برو گو خصم جان میده
چو گرمی از تو میبینم چه باک از خصم دم سردم
@siminsagh 🌿
@siminsagh
چه پیراهن قشنگی پشت ویترین بود
که کس دیگری باید
برای کس دیگری میپوشید.
تو رفته بودی و دیگر
قشنگی هیچ پیراهنی به درد تنم نمی خورد.
#رویا_شاه_حسین_زاده 🌿
چه پیراهن قشنگی پشت ویترین بود
که کس دیگری باید
برای کس دیگری میپوشید.
تو رفته بودی و دیگر
قشنگی هیچ پیراهنی به درد تنم نمی خورد.
#رویا_شاه_حسین_زاده 🌿
در تکلم کورباش کلمات
چشمهای خستهی مرا از من گرفتهاند
اما من
اشاره به اشاره
از حیرت بیباور شب
به تشخیص روشن روز خواهم رسید
#پسزندهبادامید
#سید_علی_صالحی 🌿
چشمهای خستهی مرا از من گرفتهاند
اما من
اشاره به اشاره
از حیرت بیباور شب
به تشخیص روشن روز خواهم رسید
#پسزندهبادامید
#سید_علی_صالحی 🌿
معنای زنده بودنِ من ،
با تو بودن است !
نزدیک...دور...
سیر...گرسنه...
رها...اسیر...
دلتنگ...شاد...
آن لحظهای که بیتو سرآید
مرا مباد !
#فریدون_مشیری 🌿
با تو بودن است !
نزدیک...دور...
سیر...گرسنه...
رها...اسیر...
دلتنگ...شاد...
آن لحظهای که بیتو سرآید
مرا مباد !
#فریدون_مشیری 🌿
گفتم نگرم روی تو گفتا، به قیامت
گفتم روم از کوی تو گفتا، به سلامت
گفتم چه خوش از کار جهان گفت، غم عشق
گفتم چه بود حاصل آن؟ گفت ندامت..
#هاتف_اصفهانی 🌿 @siminsagh
گفتم روم از کوی تو گفتا، به سلامت
گفتم چه خوش از کار جهان گفت، غم عشق
گفتم چه بود حاصل آن؟ گفت ندامت..
#هاتف_اصفهانی 🌿 @siminsagh
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی
من به اندازهی یک ابر
دلم میگیرد...
باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را؛
که...
به اندازهی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم، و به سمتی بروم...
#سهراب_سپهری 🌿
دلم میگیرد...
باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را؛
که...
به اندازهی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم، و به سمتی بروم...
#سهراب_سپهری 🌿