@siminsagh 🌿
در دفتر زمانه فتد ،نامش از قلم
هر ملتی که مردم صاحب قلم نداشت
#فرخی_یزدی
#گرامیداشت_روز_قلم
در دفتر زمانه فتد ،نامش از قلم
هر ملتی که مردم صاحب قلم نداشت
#فرخی_یزدی
#گرامیداشت_روز_قلم
ترسم نماز صوفی با صحبت خیالت
باطل بود که صورت بر قبله مینگاری
هر درد را که بینی درمان و چارهای هست
درمان درد سعدی با دوست سازگاری
#سعدی 🌿
باطل بود که صورت بر قبله مینگاری
هر درد را که بینی درمان و چارهای هست
درمان درد سعدی با دوست سازگاری
#سعدی 🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Eni Kazemi)
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
@siminsagh
از لعلِ لبِ شکر فشانت
یک بوسه به صد هزار جانست
#سعدی_جان 🌿
امروز، ششم جولای، روز جهانی بوسه مبارک ❤️
از لعلِ لبِ شکر فشانت
یک بوسه به صد هزار جانست
#سعدی_جان 🌿
امروز، ششم جولای، روز جهانی بوسه مبارک ❤️
@siminsagh
گر ز مسیح پرسدت مرده چگونه زنده کرد؟
#بوسه بده به پیش او
جان مرا که همچنین..
#مولانا 🌿
#برهمبیدریغباشیدامروزروزجهانیبوسهاست❤️
گر ز مسیح پرسدت مرده چگونه زنده کرد؟
#بوسه بده به پیش او
جان مرا که همچنین..
#مولانا 🌿
#برهمبیدریغباشیدامروزروزجهانیبوسهاست❤️
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
گواهی میدهم
به گنجشکهایی که از چشمهای تو
تا قلب من پرواز میکنند
گواهی میدهم
که من
یکبار عاشقت شدم
و هنوز هم...
#غاده_السمان 🌿
عکس از #عباس_ملکی
به گنجشکهایی که از چشمهای تو
تا قلب من پرواز میکنند
گواهی میدهم
که من
یکبار عاشقت شدم
و هنوز هم...
#غاده_السمان 🌿
عکس از #عباس_ملکی
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی
آن قَدَر بار ندامت به وجودم جمع است
که اگر پایم از این پیچ و خم آید بیرون
لنگ لنگان درِ دروازه هستی گیرم
نگذارم که کسی از عدم آید بیرون!
#مسیح_کاشانی 🌿
که اگر پایم از این پیچ و خم آید بیرون
لنگ لنگان درِ دروازه هستی گیرم
نگذارم که کسی از عدم آید بیرون!
#مسیح_کاشانی 🌿
من از یاد عزیزان یك نفس غافل نیم اما
نمی دانم كه بعد از من كسی یادم كند یا نه؟
#رهی از ناله ام خون می چكد اما
نمی دانم كه آن بیدادگر،گوشی به فریادم كند یا نه؟
نمی دانم كه بعد از من كسی یادم كند یا نه؟
#رهی از ناله ام خون می چكد اما
نمی دانم كه آن بیدادگر،گوشی به فریادم كند یا نه؟
خانه ات را باد برد
تو هنوزم نگرانِ وزشِ باد، در موی منی؟!
مسخِ افیونیِ افسانه ی اصحابِ كدامین غاری؟
در كدامین خوابی؟
خواب در چشمِ تو ویرانیِ صد طایفه است
تشتِ رسواییِ دزدانِ امارت افتاد
تو نگهدار هنوزم دو سرِ شالِ مرا
پشتِ این پرده ی پوسیده، تو در خوابی و من
با همین زلفكِ ممنوعه ی خود
نردبانی به بلندای سحر میبافم
تا برآرم خورشید
#هیلا_صدیقی 🌿
تو هنوزم نگرانِ وزشِ باد، در موی منی؟!
مسخِ افیونیِ افسانه ی اصحابِ كدامین غاری؟
در كدامین خوابی؟
خواب در چشمِ تو ویرانیِ صد طایفه است
تشتِ رسواییِ دزدانِ امارت افتاد
تو نگهدار هنوزم دو سرِ شالِ مرا
پشتِ این پرده ی پوسیده، تو در خوابی و من
با همین زلفكِ ممنوعه ی خود
نردبانی به بلندای سحر میبافم
تا برآرم خورشید
#هیلا_صدیقی 🌿