سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
پس از شنیدن فرمان "آتش"
‌‎سربازی زودتر از همه شلیک میکند
‌‎سربازی دیرتر
‌‎و ديگر سربازها، درمیان این دو ..

‌‎قسم به مکث ..
‌‎به اختلاف زمانی میان دو شلیک
‌‎ما همه سربازيم
‌‎آن که زودتر ماشه میچکاند
‌‎جلاد
‌‎آن که دیرتر شلیک میکند
‌‎عاشق
‌‎و مابقی مأموریم

‌‎گاهی اما یکی
‌‎اسلحه اش را
‌‎به سمت دهانی نشانه می رود
‌‎که فرمان آتش داده است

‌‎اوست که تنهاست ...

#حسن_آذری 🌿
#شما_فرستادید
@siminsagh
#سعدی جان به دیدار تو یک روز فدا خواهم کرد.. 🌿
@siminsagh 🌿

چو نیک درنگری عشق ما مجازی نیست
حقیقتی پس هر پردهٔ مجازی هست

#وحشی

🌐 امروز، روز جهانی شبکه های اجتماعی‌ست. به این دلیلِ زیباست که کنار همیم. 🌐
@siminsagh
گر رسد بادِ مخالف،
گر وَزد بادِ مُراد..
بادبانِ کشتی ما،
«دل به دریا کردن» است...!

#صائب_تبریزی 🌿
اندوه نبودن کسی که روزی بوده و حالا دیگر نیست
_ مُرده یا رفته _
از زوم صد متری دریچه دوربینم می‌گذرد
و می‌نشیند توی گلویم.
در سکوت و ابهت و وهم باغ ِ کاخ ِ ورسای
گوش‌هایم را تیز می‌کنم تا صدای "ژو تِم! ژو تِم!" گفتن‌های پی‌درپی‌اش را بهتر بشنوم. 
باغ در دست‌های گرم و بی‌تفاوت ماه جولای نفس‌نفس می‌زند
تابستان دو سال پیش است و "ژو تِم" به فرانسه یعنی...



«دوستت دارم!»

#ناشناس 🌿 @siminsagh
من و تو خم نه
و در هم نه
و کم هم نه
که می باید با هم باشیم

#شهیار_قنبری 🌿
@siminsagh 🌿

صاحبخانه بدش نمی‌آمد که ما همیشه گریه کنیم، عزادار باشیم و مصیبتنامه بخوانیم، چون مشغول می‌شدیم. دیگر کسی از او نمی‌خواست پشت‌بام را کاه‌گل کند یا برایمان آب لوله بکشد.

#علی_اشرف_درویشیان
#خرمشهر_عزیز
#خرمشهر_بعد‌از‌ممد
#حافظ چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد 🌿
دلم میخواست دست مرگ را از دامن امید ما کوتاه میکردند
در این دنیای بی آغاز و بی پایان
در این صحرا که جز گرد و غبار از ما نمی ماند
خدا زین تلخکامی های بی هنگام بس میکرد
نمیگویم پرستوی زمان را در قفس میکرد
نمیگویم به هر کس عیش و نوش رایگان میداد
همین ده روزِ هستی را امان میداد

#فریدون_مشیری 🌿
مغزم، مغزم درد می کند از حرف زدن. چقدر حرف زده ام، چقدر در ذهنم حرف زده ام!

#محمود_دولت_آبادی 🌿 @siminsagh
من از خواب برگی ریحان آورده ام
ریحان را به لبانم نزدیک می کنم
صبح می شود
کنار عطر ریحان زندگی را می بوسم
و روز و پنجره را با مقداری از آفتاب
که از کنار ابرها از آسمان می چکد
ستایش می کنم..


من هنوز هستم.

#احمدرضااحمدی 🌿
@siminsagh

چه چـيز در اين جهان،
غريبانه‌تر از زنی است
كه خودش را،
و تنهايی‌اش را بغل می‌كند و می‌پوسد،
اما حاضر نيست ديگر كسی را دوست بدارد؟

#مريم_ملک_دار 🌿
برای من، تو زمانی،
نه روز و شب، آری
که ديگران گذرانند و ماندگار تويی

تو جلوه ی ابديت به لحظه می بخشی
که من هنوزم و در من هميشه وار تویی

#حسین_منزوی 🌿
در هر گذر که باشی، نتوان گذشتن از تو
آری،
چو جانی و کس از جان گذر ندارد ❣️

#هلالی_جغتایی 🌿
عکس: Konstancja Nowina Konopka
@siminsagh
@siminsagh


چنان از خستگی پُرم
که مشرق‌زمین از پیامبر


#علی‌_اکبر_یاغی‌_تبار 🌿
نور
مهمتر از چراغ است
شعر
مهمتر از دفتر است
و بوسه
مهمتر از لب...
شعرهای من برای تو اما
با ارزش تر از هردوی ما

این شعرها
تنها مدارکی هستند
که به مردم اثبات می کنند
تو
چقدر زیبا بوده ای
من
چقدر مجنون...

#نزار_قبانی 🌿
کجا رها کنم این بار غم
که بر دوش است؟

#فریدون_مشیری 🌿
گر مرد رهی میان خون باید رفت
وز پای فتاده سرنگون باید رفت

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت

#عطار 🌿
آدم‌ها می‌میرند، سکته می‌کنند یا زیرِ ماشین می‌روند. گاهی حتی کسی عمداً از بالای صخره‌ای پرتشان می‌کند پایین. این‌ها البته مهم است، ولی مهم‌تر، همان نبودنِ آن‌هاست، اینکه آدم بیدار شود و ببیند که نیستش، کنار تو خالی است. بعد دیگر جایشان خالی می‌ماند، روی بالش، حتی روی صندلی‌ای که آدم بعد از مردنشان خریده است. آن‌وقت است که آدم حسابی گریه‌اش می‌گیرد، بیشتر برای خودش، که چرا باید این چیزها را تحمل کند.
#هوشنگ_گلشیری 🌿
#آینه_های_دردار

@siminsagh
@siminsagh
دلبر
که جان فرسود از او
کام دلم نگشود از او
نومید نتوان بود از او
باشد که


دلداری کند..

#حافظ 🌿