سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای قطره‌های باران..‌.
آیا شما ندارید زآن بی‌ نشان نشانه؟!

#پرتو_کرمانشاهی 🌿 @siminsagh
@siminsagh

تو را می‌خواهم برای همیشه ...
تا پنجاه سالگی
شصت سالگی
هفتاد سالگی

تو را می‌خواهم برای چای عصرانه
تلفن‌هایی که می‌زنند و جواب نمی‌دهیم

تو را می‌خواهم برای تنهایی

تو را می‌خواهم وقتی #باران است
برای راه رفتن‌های آهسته‌ی دوتایی
نیمکت‌های سراسر پارک‌های شهر
برای پنجره‌ی بسته
برای وقتی که سرما بیداد می‌کند

تو را می‌خواهم
برای پرسه زدن‌های شب عيد
نشان كردن يک جفت ماهی قرمز

تو را می‌خواهم
برای صبح
برای ظهر
برای شب
برای همه‌ی عمر ...

#نادر_ابراهیمی 🌿
@siminsagh

بگو دوستم‌ می‌داری‌ تا زیباتر شوم

#شاعر_سوری
#نزار_قبانی 🌿
با چشم‌هایت حرف دارم
می‌خواهم ناگفته‌های بسیاری را برایت بگویم
از بهار
از بغض‌های نبودنت
از نامه‌های چشمانم
که همیشه بی‌جواب ماند
باور نمی‌کنی ؟!
تمام این روزها
با لبخندت آفتابی بود
اما
دلتنگی آغوشت
رهایم نمی‌کند
به راستی
عشق بزرگ‌ترین آرامش جهان است..

#سیدعلی_صالحی 🌿
مردها هم گاهی بی کس می شوند
وقتی جستجو می کنند نگاهِ آشنا را
و نمی یابند و از پا می افتند
دست می کشند از دلدادگی
روزمرگی ها را بیشتر به دورِ خود دیوار می کنند
آدمِ دیگری می شوند
گاهی ساکت گاهی پر صدا
گاهی جسور گاهی خودخواه
مردها وقتی نمی یابند گوشه ی آرامش را
میانِ آغوشِ نرم و امنِ یک زن
سنگ می شوند
مردها گاهی نصفه و نیمه می مانند
وقتی نیست دخترکی که برایشان دختر باشد !
می دانی چه می گویم ؟
شرور باشد
برایِ چشمانِ مردش بی پروا باشد
بگوید.. بخندد... ببوسد
خستگی هایش را بفهمد
سکوتش را بخواند
دستش را بگیرد شهر را نشانش دهد
رو به رویِ مغازه ها بایستد
برایش لباس انتخاب کند
و بفهمد و بفهمد و بفهمد

مرد ها
این سخت هایِ شکننده
گاهی
فهمیدن می خواهند

#عادل_دانتیسم 🌿 @siminsagh
#عادل_دانتیسم_یک_نویسنده_وطنی_ست
@siminsagh

اگر کسی مرا خواست
بگویید: رفته باران‌ها را تماشا کند.
و اگر اصرار کرد
بگویید: برای دیدن طوفان‌ها
رفته است..!
و اگر باز هم سماجت کرد
بگویید:
رفته است تا دیگر بازنگردد...

#بیژن_جلال 🌿
@siminsagh

عاشقی را گفتند: اگر مستجاب الدعوه بودی، چه می‌خواستی؟
گفت:
برابر شدن عشق میان من و محبوب
تا دل‌های ما، به پنهانی و آشکارا یکی شود...

#کشکول_شیخ‌بهایی 🌿
برخاستم از خواب،
در پلکم تویی و
نمی‌دانم کجایی...

#شمس_لنگرودی 🌿 @siminsagh
نه در برابر چشمی

نه غایب از نظری...

#حافظ 🌿
در رفتن جان از بدن
گویند هر نوعی سخن

من خود به چشم خویشتن
دیدم که جانم می‌رود ...

#سعدی_جان 🌿
#دلار
👉🏼 @siminsagh
@siminsagh

دل خرابی می کند
دلدار را آگه کنید..

#حافظ 🌿
@siminsagh

مغرور و زخم خورده و عصیان گر
باران گرفته سقف جهانش را
تاریخ را گرفته در آغوشش
با گریه میکشد چمدانش را

یک زن که دست میکشد از خانه
در جست و جوی یک نفس آرامش
دستان ترس پنجه کشیده اند
دیوارهای روح و روانش را...

اترک، ارس، کمان دو ابرویش
ده شهرکرد ریخته در رویش
دامن:خلیج فارس، خزر مویش
شیراز مست کرده لبانش را

نقش و نگاره های به جا مانده
از انقراض دوره ی عثمانی است
مشروطه خواه سرکش طغیان گر
تبریز می تپد ضربانش را

ایران من زنی است که می خواهد
آزادی اش برای خودش باشد
ایران من زنی است که می ترسد
بردارد از سرش خفقانش را

اطراف چشم گربه ای اش رد-
-دست هزار سیلی نامرد است
هربار بار لب گشود به ننگت باد
بستند با عریضه دهانش را....

ایران من زنی است که هر شب را
در عقد پادشاه جدیدش بود
هر تکه از تنش، وطنش، اما....
تاراج میشد و غم نانش را...

گفتند تا که زن هوسی باشد
هرشب در انحصار کسی باشد
چشم قبایل عربی خورده ست
تهران و مشهد و همدانش را.....

_از آخرین معاهده ات برگرد!
عاقد جهاز و مهریه ات را برد
قاضی دوباره حق حضانت را
سهم پدر نوشت که جانش را...

در مستی اش شکست و، شراب انداخت
امضای حکم مرگ امیرش را
یک زن، دوتا پیاله ی خون در دست
سر می برد زمین و زمانش را....

ایران!بگو چه شد که ورق برگشت....
آتش تن سیاوشمان را سوخت
رستم چه میکند پسرش را آه...
این بار اگر شناخت نشانش را...

ایران من دفاع مقدس بود
در فتنه ها هر آینه بی کس بود
مردانه زخم خورده اگر، اما
زن بودنش بریده امانش را

گریه دم اوین و رجایی شهر
دنبال کودکان کجا مانده!
در سینه اش، تلاطم تاریخ است
سلول میخورد سرطانش را...

ایران من زنی است کتک خورده...
با دست پاک میکند اشکش را
از انقلاب تا شب آزادی
با گریه میکشد چمدانش را...

#اهورا_فروزان 🌿
@siminsagh

‎اظهار عشق را به زبان احتیاج نیست
چندان که شد نگه به نگه آشنابس است!

#صائب_تبريزى 🌿
📷 نگاه عاشقانه اثر ژوردان
دو چشم مست تو
کز خواب صبح برخیزند،

هزار فتنه به هر گوشه‌ای برانگیزند😍

#سعدی_جان🌿
👉🏼 @siminsagh
خوش آن ساعت
نشیند دوست با دوست..

#سعدی 🌿
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
@siminsagh

عشق آن‌قَدَر از موی تو زنجیر به‌هم بافت
تا ساخت کمندی که کشانید به بندم

#حسین_منزوی 🌿
درد ما را در جهان
درمان مبادا بی‌شما...

#مولانا 🌿 @siminsagh
@siminsagh 🌿

اگرچه نام من از نامه های تو افتاد
"اگرچه خرمن عمرم غم تو داد به باد"

اگر چه دست تو هرگز نبود در دستم
"به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم"

#وحید_نجفی
*تضمین #حافظ #سعدی