سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
غم انگیز بود
که خیابان پر بود
از قرارهایی که،
یکی نیامده بود!
یکی بی قرار و دلشکسته
برگشته بود!
اندوه من اما
از جنس سوم بود..
من با هیچ کس
هیچ کجای این همه شهر
در هیچ کجای این همه خیابان
هیچ قراری نداشتم...

#رویا_شاه_حسین_زاده 🌿 @siminsagh
دوست دارمش
مثل دانه ای که نور را
مثل مزرعی که باد را
مثل زورقی که موج را
یا پرنده ای که اوج را
دوست دارمش..

#فروغ_فرخزاد 🌿 @siminsagh
چشمی دارم همه پر از صورت دوست
با دیده مرا خوشست چون دوست در اوست

#مولوی 🌿 @siminsagh
@siminsagh

ای دل، برای آنکه نگیری چه میکنی؟!
با روزگار دوری و دیری چه میکنی؟

بی اختیار بغض که می گیردت بگو...
در خود شکست را نپذیری چه میکنی؟

بااین اتاق تنگ و شب سرد و گور تنگ
تو جای من جز اینکه بمیری چه میکنی؟

ای عشق، ای قدیم ترین زخم روزگار
در گوشۀ دلم سر پیری چه میکنی؟

دست تو را دوباره بگیرم چه می شود
دست مرا دوباره بگیری چه میکنی..؟!

#اصغر_معاذی 🌿
1
@siminsagh

می توانیم دمی در برابر جهان به #یک‌واژه‌ی‌ساده قناعت کنیم.

#سید_علی_صالحی 🌿
@siminsagh 🌿

ما هر دو، در آغوش پر از مهر #طبیعت
با دیده جان، محو تماشای بهاریم

#فریدون_مشیری
عکس از #عباس_ملکی
#بهار_لرستان
#با_زمین_مهربان_باشیم
#پاسداشت_روز_طبیعت
ما زائر دلشکسته ی این خاکیم.
اگر امید را دمی رها نکردیم، نه بدان دلیل بود که آن را در خود داشتیم،
بل بدان سبب بود که امید را چون ودیعه یی به ما سپرده بودند تا به دست دیگران بسپاریم.
ما خواسته ایم که بی هیچ منتی پل باشیم میان کویر و باغ به این امید که عابران خوب، از دشت سوخته، به سبز باغ درآیند.
و دست های ما همیشه به پایه های در باغ بسته است.
مختصر فاصله ای ناپیمودنی...

#نادر_ابراهیمی 🌿
@siminsagh

یارای بی تو زیستنم نیست،
بیش از این ...

#حسین_منزوی 🌿
همه موسم تفرّج به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نِه، بنشین کنارجویی

#فصیح_الزمان_شیرازی 🌿
ما را سر باغ و بوستان نیست
هر جا که تویی تفرّج آن جاست...

#سعدی 🌿
@siminsagh

نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود
با رفیقی دو که دایم نتوان تنها بود

شکرین پسته دهانی به تفرج بگذشت
که چه گویم نتوان گفت که چون زیبا بود

دل سعدی و جهانی به دمی غارت کرد
همچو نوروز که بر خوان ملک یغما بود

#سعدی_جانم 🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
@siminsagh

دیوانه ای که با سبد خالی‌اش شبی

یک کهکشان ستاره برایت شمرده است...

#مسعود_جعفری 🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Eni Kazemi)
آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست؟

#مولوی 🌿
اینجا همه هر لحظه می پرسند:
«حالت چطور است؟»
اما کسی یک بار از من نپرسید:
«بالت . . .»
دیشب دوباره
گویا خودم را خواب دیدم:
در آسمان پر می‌کشیدم
و لابه‌لای ابرها پرواز می‌کردم.
و صبح چون از جا پریدم
در رختخوابم
یک مشت پَر دیدم
یک مشت پَر، گرم و پراکنده
پایین بالش
در رختخواب من نفس می‌زد
آنگاه با خمیازه‌ای ناباورانه
بر شانه‌های خسته‌ام دستی کشیدم
بر شانه‌هایم
انگار جای خالی چیزی . . .
چیزی شبیه بال
احساس می‌کردم!
#قیصر_امين_پور 🌿 @siminsagh
به بهانه ی زادروز #نادر_ابراهیمی از آتش بدون دود میخوانیم :

ما را نگاه کن که به آزادی و سفره ای خالی قانعیم، اما آنها همین را هم قبول نمی کنند؛ شاید برای اینکه می دانند در آزادی هیچ سفره ای خالی نمی ماند...

@siminsagh 🌿
1
سیمین ساق | شعر فارسی
@siminsagh بانو! ویرانه یی ست این جهان. عمر، کفاف نمی‌دهد که آباد کنیم، غیرت رخصت نمی‌دهد که رها کنیم‌ مردی در تبعید #نادر_ابراهیمی 🌿
عزیزِ خوب من! تو هرگز دیر مکن! حوادث اما اگر دیر کردند، چاره‌ای نیست... صبور باش!

یارا! نمی‌شود عمری نشست و حسرت خورد که:
«ای کاش این واقعه زودتر اتفاق افتاده بود، و آن حادثه، قدری پیش از آن، و آن یار كه می‌طلبیدم، زودتر به دیدارم می‌آمد و این مال، که حال به من تعلق گرفته است، پارسال می‌گرفت.»
نمی‌شود یارا! اینها که حسرت خوردنی‌ست ابلهانه و باطل، حق آدمیان کم‌عقل است. باید دوید، رسید، حادثه‌ای دیر را در آغوش کشید و گفت:
دیر آمدی ای نگار سرمست،
زودت ندهیم دامن از دست.

بر جاده‌های آبی سرخ #نادر_ابراهیمی 🌿
👍1
سیمین ساق | شعر فارسی
عزیزِ خوب من! تو هرگز دیر مکن! حوادث اما اگر دیر کردند، چاره‌ای نیست... صبور باش! یارا! نمی‌شود عمری نشست و حسرت خورد که: «ای کاش این واقعه زودتر اتفاق افتاده بود، و آن حادثه، قدری پیش از آن، و آن یار كه می‌طلبیدم، زودتر به دیدارم می‌آمد و این مال، که حال…
قلب مهمان‌خانه نيست،
كه آدم‌ها بيايند، دو سه ساعت،
يا دو سه روزی‌ توی‌ آن بمانند
و بعد بروند!
قلب، لانه‌ی‌‌ گنجشك نيست
كه در بهار ساخته بشود،
و در پائيز، باد آن را با خودش ببرد!
قلب؟!
راستش نمی‌دانم چيست!
اما اين را می‌دانم
كه جای‌ آدم‌های‌ خيلی‌ خوب است...

#نادر_ابراهیمی 🌿
@siminsagh
👍1
با هرچه عشق
نام تو را می توان نوشت
با هر چه رود
راه تو را می توان سرود
بیم از حصار نیست
که هر قفل کهنه را 
با دست های روشن تو 
می توان گشود

#محمدرضا_عبدالملکیان 🌿