نمی توانستم دیگر نمی توانستم
صدای پایم از انکار راه بر میخاست
و یأسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود
و آن بهار،و آن وهم سبز رنگ
که بر دریچه گذر داشت،با دلم می گفت:
"نگاه کن
تو هیچگاه پیش نرفتی
تو فرو رفتی"
#فروغ_فرخزاد 🌿
صدای پایم از انکار راه بر میخاست
و یأسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود
و آن بهار،و آن وهم سبز رنگ
که بر دریچه گذر داشت،با دلم می گفت:
"نگاه کن
تو هیچگاه پیش نرفتی
تو فرو رفتی"
#فروغ_فرخزاد 🌿
سیمین ساق | شعر فارسی
@siminsagh دیگری از نظرم گر برود باکی نیست تو که معشوقی و محبوبی و منظور، مرو #اوحدی 🌿
@siminsagh 🌿
دگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
#سعدی_جانم
#شما_فرستادید
دگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
#سعدی_جانم
#شما_فرستادید
@siminsagh 🌿
ای شیر پیر بستهبهزنجیر
کز بندت هیچ عار نیامد،
دیری گذشت و چون تو دلیری
در صفّ کارزار نیامد...
#مهدی_اخوان_ثالث
#دکتر_مصدق
#مسیرش_پررهرو
ای شیر پیر بستهبهزنجیر
کز بندت هیچ عار نیامد،
دیری گذشت و چون تو دلیری
در صفّ کارزار نیامد...
#مهدی_اخوان_ثالث
#دکتر_مصدق
#مسیرش_پررهرو
همیشه سعی کرده ام مثل یک در بسته باشم تا زندگی وحشتناک درونی ام را کسی نبیند و نشناسد ...
سعی کرده ام آدم باشم ؛
در حالی که در درون خود یک موجود زنده بوده ام ...
ما فقط می توانیم حسّی را زیر پایمان لگد کنیم ، ولی نمی توانیم آن را اصلاً نداشته باشیم .
#فروغ 🌿
سعی کرده ام آدم باشم ؛
در حالی که در درون خود یک موجود زنده بوده ام ...
ما فقط می توانیم حسّی را زیر پایمان لگد کنیم ، ولی نمی توانیم آن را اصلاً نداشته باشیم .
#فروغ 🌿
از کارگری در محضر دادگاه پرسیدند مایل است به روش دنیوی سوگند بخورد یا به روش کلیسایی؟
جواب داد: "من بیکار هستم."
«اصلا در این گفتهاش نشانی از حواس پرتی در میان نبود. او با این جواب خاطرنشان کرد که در وضعیتی به سر میبرد که طرح چنین پرسشهایی و حتا دستور چنین دادگاهی، برایاش پشیزی ارزش ندارد.»
نویسنده: #برتولت_برشت
مترجم: #علی_عبداللهی
از جمله داستان های کوتاه جهان 🌿
👉 @siminsagh
جواب داد: "من بیکار هستم."
«اصلا در این گفتهاش نشانی از حواس پرتی در میان نبود. او با این جواب خاطرنشان کرد که در وضعیتی به سر میبرد که طرح چنین پرسشهایی و حتا دستور چنین دادگاهی، برایاش پشیزی ارزش ندارد.»
نویسنده: #برتولت_برشت
مترجم: #علی_عبداللهی
از جمله داستان های کوتاه جهان 🌿
👉 @siminsagh
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود
بدیدم و مشتاقتر شدم...
دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و
چندی به سر شدم
#سعدی 🌿 @siminsagh
ساکن شود
بدیدم و مشتاقتر شدم...
دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و
چندی به سر شدم
#سعدی 🌿 @siminsagh
پدر، به مزرعه برگردیم
دلم برای سحرهای بذرافشان
دلم برای تقلای چرخ خرمنکوب
دلم برای زمین های بارور
تنگ است!
#محمدرضا_عبدالملکیان 🌿
دلم برای سحرهای بذرافشان
دلم برای تقلای چرخ خرمنکوب
دلم برای زمین های بارور
تنگ است!
#محمدرضا_عبدالملکیان 🌿