سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
این منم تنها و حیران،
نیمه شب ؛
کرده ام همراز خود
مهتاب را…

گویم امشب
بینم آن گل را به خواب؟
من مگر در خواب بینم
خواب را...

#فریدون_مشیری 🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Sahar Karami)
آشکارا نهان کنم تا چند؟
دوست می دارمت
به بانگِ بلند

#فخرالدین_عراقی 🕊
http://telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
گم‌ شدم در سر آن کوی
مجویید مرا...

#امیرخسرو_دهلوی 🌿
👉🏼 @siminsagh
@siminsagh

روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم...»
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!»
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم...
بی تو، اما، به چه حالی من از آن #کوچه گذشتم!


#فریدون_مشیری 🌿
کجاست جای رسیدن و پهن کردن یک فرش
و بی خیال نشستن
 و گوش دادن به
 صدای شستن یک ظرف زیر شیر مجاور ؟

#سهراب_سپهری 🌿
هیچ‌وقت سیگار برگ را تجربه نکردم.
در جوانی زنی را دوست داشتم که قدبلند و لاغر بود و گیسوان نقره ای داشت، سیگار برگ می‌کشید.
من به دلیلِ آن گیسوانِ نقره ای، سیگار برگ دوست داشتم..
اما به دلیل دستورهای اعدام فیدل کاسترو در فاصله روشن و خاموش کردنِ سیگارِ برگ، از سیگار برگ نفرت پیدا کردم و هیچ‌وقت سراغ سیگارِ برگ نرفتم...

#احمدرضااحمدی 🌿 @siminsagh
بیچاره دِل
که غارت عشقش به باد داد
ای دِیده
خون ببار که این فتنه کار توست..

#هوشنگ_ابتهاج 🌿
پوستینی كهنه دارم من كه می گوید
از نیاكانم برایم داستان ، تاریخ
من یقین دارم كه در رگهای من خون رسولی یا امامی نیست
نیز خون هیچ خان و پادشاهی نیست
وین ندیم ژنده پیرم دوش با من گفت
كاندرین بی فخر بودنها گناهی نیست

#مهدی_اخوان_ثالث 🌿
باز کی گیرم اندر آغوشت!
کی بیارم به دست چون دوشت،

هرگز آیا به خواب خواهم دید؟
یک شبی دیگر اندر آغوشت..

#انوری 🌿
تو تمامی،
با توام تنها خوش‌است...

#عطار 🌿
تلخیِ سیگار، شیرینتر از زندگیِ زهرمار
👉🏼 @siminsagh
@siminsagh

مُردیم ز غیرت
که نه شمعی
و چراغی
در بزمِ تو
آمد شد ِ پروانه
چرا بود؟

#درکی_قمی 🌿
ز رفتن تو من از عمر بی نصیب شدم
سفر تو کردی و
من در وطن غریب شدم..

#صائب_تبریزی 🌿 @siminsagh
دنگ ... دنگ
 لحظه ها می گذرد
 آنچه بگذشت نمی آید باز
قصه ای هست که هرگز دیگر
 نتواند شد آغاز

#سهراب_سپهری 🌿
@siminsagh 🌿

من خود به چشم خویشتن،
دیدم که جانم می‌رود...

#سعدی_جانم
#اهورا_جان_فروزان
همیشه ترس
یک پایش در اینده است
یک پایش در گذشته
خوب نگاه کن
دارم با همین پاها راه می روم

#امید_بیگدلی 🌿 @siminsagh
سی سال بود می گفتم:
خدایا، چنین کن و چنان ده..
چون به قدمِ اولِ معرفت
رسیدم،
گفتم:

الهی، تو مرا باش
هرچه خواهی کن..

#بایزید_بسطامی
#تذكرة_الأولياء_را_بخوانیم

👉 @siminsagh 🌿
@siminsagh

نگارا مردگان از جان چه دانند
کلاغان قدر تابستان چه دانند
بپوشان قد خوبت را از ایشان
که کوران سرو در بستان چه دانند
بهل ویرانه بر جغدان منکر
که جغدان شهر آبادان چه دانند

#مولانا 🌿
چو دانا نمايد به کاري درنگ
به پيروزي آرد جهاني به چنگ

همه کارها در فرو بستگی
گشايد وليکن،
به آ‌ ه س ت گ ی

#فردوسی 🌿
صبح از پرده به در می‌آید
اثر آه سحر می‌آید

یا کسی مشک ختن می‌بیزد
یا نسیم گل تر می‌آید

خیز ای ساقی و می‌ده به صبوح که حریف چو شکر می‌آید

#عطار 🌿