@siminsagh 🌿
تو ماهیِ آزادی و همصحبتِ دریا
من تاب و تبِ رودِ به دریا نرسیده...
⚫️ #حسین_دهلوی
⚫️ کاش اخبار خوش به گوشمان برسد...
تو ماهیِ آزادی و همصحبتِ دریا
من تاب و تبِ رودِ به دریا نرسیده...
⚫️ #حسین_دهلوی
⚫️ کاش اخبار خوش به گوشمان برسد...
بعضی ها به شعر
بعضی به ترانه
برخی به فیلم
و عده ای هم به کتاب پناه می برند
اما مدت هاست که آدم ها دیگر
به همدیگر پناه نمی برند
#اُغوز_آتای
#ترجمهسیامکتقیزاده 🌿
بعضی به ترانه
برخی به فیلم
و عده ای هم به کتاب پناه می برند
اما مدت هاست که آدم ها دیگر
به همدیگر پناه نمی برند
#اُغوز_آتای
#ترجمهسیامکتقیزاده 🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
@siminsagh
از لیوانها
به لیوان شکسته فکر میکنی
از آدمها
به کسی که از دست دادهای
به کسی که به دست نیاوردهای
همیشه
چیزی که نیست
بهتر است ...
#علیرضا_روشن 🌿
#ناگفتنیها
از لیوانها
به لیوان شکسته فکر میکنی
از آدمها
به کسی که از دست دادهای
به کسی که به دست نیاوردهای
همیشه
چیزی که نیست
بهتر است ...
#علیرضا_روشن 🌿
#ناگفتنیها
تو را دوست دارم
چون نان و نمک
چون لبان گُر گرفته از تب
که نیمشبان در التهاب قطرهای آب
بر شیر ِ آبی بچسبد.
تو را دوستدارم
چون لحظهی شوق، شبهه ، انتظار و نگرانی
در گشودن بسته ی بزرگی
که نمیدانی در آن چیست
تو را دوست دارم
چون سفر نخستین با هواپیما
بر فراز اقیانوس
چون غوغای درونم
لرزش دل و دستم
در آستانه ی دیداری در استانبول
#ناظم_حکمت 🌿
چون نان و نمک
چون لبان گُر گرفته از تب
که نیمشبان در التهاب قطرهای آب
بر شیر ِ آبی بچسبد.
تو را دوستدارم
چون لحظهی شوق، شبهه ، انتظار و نگرانی
در گشودن بسته ی بزرگی
که نمیدانی در آن چیست
تو را دوست دارم
چون سفر نخستین با هواپیما
بر فراز اقیانوس
چون غوغای درونم
لرزش دل و دستم
در آستانه ی دیداری در استانبول
#ناظم_حکمت 🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Sahar Karami)
خرابم
ویرانم
واژه برایم بیاور بی انصاف
چه تند می زند این نبض بی قرار
باید برای اینهمه بی هودگی
بهانه بیاورم!
#سید_علی_صالحی 🌿
ویرانم
واژه برایم بیاور بی انصاف
چه تند می زند این نبض بی قرار
باید برای اینهمه بی هودگی
بهانه بیاورم!
#سید_علی_صالحی 🌿
تشنه ام امشب، اگر باز خیال لب تو
خواب نفرستد و از راه سرابم نبرد
کاش از عمر شبی تا به سحر چون مهتاب
شبنم زلف تو را نوشم و خوابم نبرد
#مهدى_اخوان_ثالث 🌿
خواب نفرستد و از راه سرابم نبرد
کاش از عمر شبی تا به سحر چون مهتاب
شبنم زلف تو را نوشم و خوابم نبرد
#مهدى_اخوان_ثالث 🌿
بايد حرف بزنيم
گفت و گو کنيم
زندگي را دوست بداريم
و بيترس و انتظار
اندکي عاشقي کنيم
#سيد_علی_صالحی 🌿 @siminsagh
گفت و گو کنيم
زندگي را دوست بداريم
و بيترس و انتظار
اندکي عاشقي کنيم
#سيد_علی_صالحی 🌿 @siminsagh
لحظه ديدار نزديك است
باز من ديوانه ام،مستم
باز می لرزد،دلم،دستم
باز گويی در جهان ديگری هستم
های! نخراشی به غفلت گونه ام را، تيغ!
های!نپريشی صفای زلفکم را،دست!
آبرويم را نريزی،دل!
ای نخورده مست!
لحظه ديدار نزديك است.
#اخوان_ثالث 🌿
باز من ديوانه ام،مستم
باز می لرزد،دلم،دستم
باز گويی در جهان ديگری هستم
های! نخراشی به غفلت گونه ام را، تيغ!
های!نپريشی صفای زلفکم را،دست!
آبرويم را نريزی،دل!
ای نخورده مست!
لحظه ديدار نزديك است.
#اخوان_ثالث 🌿
غرق خون بود و نمیمُرد ز حسرت فرهاد خواندم افسانهِ شیرین و به خوابش کردم!
زندگی کردن من، مردن تدریجی بود ...
آنچه جان کند تنم، عمر حسابش کردم!
#فرخی_یزدی 🌿
زندگی کردن من، مردن تدریجی بود ...
آنچه جان کند تنم، عمر حسابش کردم!
#فرخی_یزدی 🌿
تصویرهای تو
مثل شعلههای آتش
نامکرر است
سبز آبی کبود من!
نارنجی!
آدم که از تماشای آتش سیر نمیشود
میشود؟
خیال کن من آتشپرستم
#عباس_معروفی 🌿
مثل شعلههای آتش
نامکرر است
سبز آبی کبود من!
نارنجی!
آدم که از تماشای آتش سیر نمیشود
میشود؟
خیال کن من آتشپرستم
#عباس_معروفی 🌿
شب همیشه به تمامی شب نیست
چرا که من می گویم
چرا که من می دانم
که همیشه
در اوج غم یک پنجره باز است
پنجره ای روشن
و همیشه هست
رویاهایی که پاسبانی می دهند
آرزویی که جان می گیرد
#پل_الوار
#ترجمه_شاملو
چرا که من می گویم
چرا که من می دانم
که همیشه
در اوج غم یک پنجره باز است
پنجره ای روشن
و همیشه هست
رویاهایی که پاسبانی می دهند
آرزویی که جان می گیرد
#پل_الوار
#ترجمه_شاملو