Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
با شبِ تاریک جورم! خوندی از چشمام نه؟
اینکه دورم،اینکه کورم، خوندی از چشمام نه؟
من شبم! چشمِ تو روشن! آخرش دیدی منو
خوووب کردی حال ویرونه! که کوبیدی منو
#احسان_بایگی 🕊
اینکه دورم،اینکه کورم، خوندی از چشمام نه؟
من شبم! چشمِ تو روشن! آخرش دیدی منو
خوووب کردی حال ویرونه! که کوبیدی منو
#احسان_بایگی 🕊
از رنجی خستهام که از آنِ من نیست
بر خاکی نشستهام که از آنِ من نیست
با نامی زیستهام که از آنِ من نیست
از دردی گریستهام که از آنِ من نیست
از لذتی جانگرفتهام که از آنِ من نیست
به مرگی جان میسپارم که از آنِ من نیست.
#احمد_شاملو 🌿
بر خاکی نشستهام که از آنِ من نیست
با نامی زیستهام که از آنِ من نیست
از دردی گریستهام که از آنِ من نیست
از لذتی جانگرفتهام که از آنِ من نیست
به مرگی جان میسپارم که از آنِ من نیست.
#احمد_شاملو 🌿
@siminsagh
زلف هندوی تو در تابست و ما را تاب نیست
چشم جادوی تو در خوابست و ما را خواب نیست
#خواجوی_کرمانی 🌿
زلف هندوی تو در تابست و ما را تاب نیست
چشم جادوی تو در خوابست و ما را خواب نیست
#خواجوی_کرمانی 🌿
میان باغ سیب تو،
هنوز پرسه می زنم..
مگر که جلوه ای کنی و
باز من بچینمت
#ناشناس 🌿
📷ترنجبانو
✅سيمينساقشعرپارسی👇
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
هنوز پرسه می زنم..
مگر که جلوه ای کنی و
باز من بچینمت
#ناشناس 🌿
📷ترنجبانو
✅سيمينساقشعرپارسی👇
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
@siminsagh 🌿
ماجرای اشک و مژگان تا کجا گیرد قرار
ما سراسر آبله، عالم سراپا سوزن است
#بیدل_دهلوی
عکس از #محمد_معصومی
ماجرای اشک و مژگان تا کجا گیرد قرار
ما سراسر آبله، عالم سراپا سوزن است
#بیدل_دهلوی
عکس از #محمد_معصومی
عقل من گرچه به جز چون و چرا هیچ نداشت
بعد انکار تو دیگر نه چرا داشت، نه چون...!
#فاضل_نظری 🌿
👉🏼 @siminsagh
بعد انکار تو دیگر نه چرا داشت، نه چون...!
#فاضل_نظری 🌿
👉🏼 @siminsagh
گفت: سی سال بود تا مرا آرزوی حج بود
و از وصلهدوزی سیصد و پنجاه درم جمع کردم، امسال قصد حج کردم تا بروم.
روزی سرپوشیدهای که در خانه است حامله بود، از همسایه بوی طعامی میآمد.
مرا گفت: برو و پارهای بیار از آن طعام. من رفتم به در خانه همسایه آن حال خبر دادم.
همسایه گریست و گفت: بدان که سه شبانهروز بود که اطفال من هیچ نخورده بودند. امروز خری مرده دیدم. بار را از وی جدا کردم و طعام ساختم، بر شما حلال نباشد.
چون این بشنیدم آتش در جان من افتاد.
آن سیصد و پنجاه درهم برداشتم و بدو دادم، گفتم: نفقه ی اطفال کن که حج ما این است.
#عطار 🌿
#تذكرة_الأولياء_را_بخوانیم
👉 @siminsagh
و از وصلهدوزی سیصد و پنجاه درم جمع کردم، امسال قصد حج کردم تا بروم.
روزی سرپوشیدهای که در خانه است حامله بود، از همسایه بوی طعامی میآمد.
مرا گفت: برو و پارهای بیار از آن طعام. من رفتم به در خانه همسایه آن حال خبر دادم.
همسایه گریست و گفت: بدان که سه شبانهروز بود که اطفال من هیچ نخورده بودند. امروز خری مرده دیدم. بار را از وی جدا کردم و طعام ساختم، بر شما حلال نباشد.
چون این بشنیدم آتش در جان من افتاد.
آن سیصد و پنجاه درهم برداشتم و بدو دادم، گفتم: نفقه ی اطفال کن که حج ما این است.
#عطار 🌿
#تذكرة_الأولياء_را_بخوانیم
👉 @siminsagh
@siminsagh 🌿
جماعتی که نظر را حرام میگویند
نظر، حرام بکردند و خونِ خلق، حلال...
#سعدی_جانم
طراحی از #رحیم_نواز
جماعتی که نظر را حرام میگویند
نظر، حرام بکردند و خونِ خلق، حلال...
#سعدی_جانم
طراحی از #رحیم_نواز
و ما
زمستان دیگرى را
سپرى خواهیم کرد.
با عصیان بزرگى که درون مان هست
و تنها چیزى
که گرم مان مى دارد،
آتش مقدس امیدوارىست...
#ناظم_حکمت 🌿 @siminsagh
زمستان دیگرى را
سپرى خواهیم کرد.
با عصیان بزرگى که درون مان هست
و تنها چیزى
که گرم مان مى دارد،
آتش مقدس امیدوارىست...
#ناظم_حکمت 🌿 @siminsagh
عجب عجب که برون آمدی به پرسش من
ببین ببین که چه بیطاقتم ز شیدایی
بده بده که چه آوردهای به تحفه مرا
بنه بنه بنشین تا دمی برآسایی..
#مولانا 🌿 @siminsagh
ببین ببین که چه بیطاقتم ز شیدایی
بده بده که چه آوردهای به تحفه مرا
بنه بنه بنشین تا دمی برآسایی..
#مولانا 🌿 @siminsagh
و زخمهای من همه از عشق است
از عشق، عشق، عشق
#فروغ_فرخزاد 🌿
#امروز۸دی
#زادروزشاعریکهیادشهمیشهگرامیاست🌹
👉 @siminsagh
از عشق، عشق، عشق
#فروغ_فرخزاد 🌿
#امروز۸دی
#زادروزشاعریکهیادشهمیشهگرامیاست🌹
👉 @siminsagh