سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
@siminsagh

حکایتِ شبِ هجران فروگذاشته بِه
به شُکرِ آن که برافکند پرده روزِ وصال

قتیلِ عشق تو شد حافظِ غریب ولی
به خاک ما گذری کن که خونِ مات حلال


#حافظ 🌿
نامه #فروغ_فرخزاد به پدرش در هنگام تحصیل در ایتالیا

@siminsagh 🌿
دیگران از مرگ مهلت خواستند
عاشقان گویند نی نی زود باد

آسمان از دود عاشق ساخته‌ست
آفرین بر صاحب این دود باد

#مولانا 🌿
👉 @siminsagh
@siminsagh

نقلست که روزی شیخ ابوسعيد ابوالخير مَستی را دید افتاده، گفت: دست به من ده، گفت: ای شیخ برو که دستگیری کار تو نیست، دستگیر بیچارگان خداست.

#عطار 🌿
#تذکره_الاولیا
نردبان این جهان ما و منیست
عاقبت این نردبان افتادنیست
لاجَرَم هر کس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست

#میدان_مولانا_ترکیه 🌿


👉 @siminsagh
@siminsagh

ترسد نگار از نگهم یا نگاه خویش
یا ترسد از گناه دل بی‌گناه خویش

از من پناه جُسته دلش غافل‌ است لیک
بس غافلم ز حال دل بی پناه خویش

لیلی‌وش است عشقش و مجنون بهانه است
زین رو نمی‌رود به سر وعده‌گاه خویش

شمع وجود من شده پروانه سوز، آه
معذورم از بزرگ‌ترین اشتباه خویش!

دارم دلی که سر به هواتر ز بچه‌هاست
مسپر به چون منی دلک سربه راه خویش

ای آن که با گناه نگه گشته‌ای اسیر
بر من ببخش این گنه با نگاه خویش


#هادی_طبایی 🌿
آن همه اندوه بود و این همه شادی
آن همه گفتار بود و این همه کردار

دوست بر دوست رفت یار بر یار
خوشتر ازین هیچ در جهان نبود کار

#ابوسعید_ابوالخیر 🌿 @siminsagh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هوای بی تو پریدن نداشتم،
آری...
بهانه بود
همیشه
شکسته بالیِ من

#محمد_علی_بهمنی 🌿 @siminsagh
@siminsagh

هم امروز از جهان دیدن فرو بندم دو بینایی
اگر دانم که فردا من نخواهم دید دیدارت

#اوحدی 🌿
@siminsagh

شمیم پیرهنی
با نسیم صبح فرست
که چشم در رهم
ای گل، به بوی درمانت ...

#حسین_منزوی 🌿
علت عاشق،
ز علتها جداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست..

#مولانا 🌿 @siminsagh
@siminsagh 🌿

لحظه ی تشییع من از دور ، بویت می رسید ...
تا دوساعت بعدِ دفنم ، همچنان جان داشتم !

#کاظم_بهمنی
#ارسالی_شماست ❤️
باید با من حرف می زدی
من محتاجِ یک جمله بودم
جمله ای از تو
که مرا از آغوشِ زنجیرهای نَنوشتن، برَهاند.

باید با من حرف می زدی
تا چیزی می نوشتم
کلیدِ ادامه ی زندگی، در حنجره ی تو بود
در صدای تو
تویی که در من، من را گُم کرده بودی.

#سیدمحمدمرکبیان 🌿
نقل است که یک روز یارانش، او (ذالنون مصری) را دیدند که می‌گریست!
گفتندسبب چیست گریه را؟
گفت دوش در سجده، چشم من در خواب شد؛ خداوند را دیدم،گفت:
«یا ابا الفیض!
خلق را بیافریدم، بر ده جزو شدند! "دنیا" را بر ایشان عرضه کردم، و نُه جزو از آن ده جزو، روی به دنیا نهادند! ...یک جزو ماند!
آن یک جزو نیز بر دَه جزو شدند. "بهشت" را بر ایشان عرضه کردم، نُه جزو روی به بهشت نهادند! ...یک جزو بماند!
آن یک جزو نیز دَه جزو شدند. "دوزخ" پیش ایشان آوردم، همه برمیدند، و پراگنده شدند از بیم دوزخ. (به جز یک جزو)
پس یک جزو ماند که نَه به دنیا فریفته شدند و نَه به بهشت میل کردند، و نه از دوزخ بترسیدند!
گفتم: بندگانِ من! به دنیا نگاه نکردید، به بهشت میل نکردید و از دوزخ نترسیدید! ...چه می‌طلبید؟
همه سر برآوردند و گفتند: "انْت تَعَلّم ما نُرید" یعنی تو می‌دانی که ما چه می‌خواهیم...! »

#عطار 🌿
#تذكرة_الأولياء_را_بخوانیم
از فیل ها 
گردنبندی بر گردن هایمان
و از نهنگ
شامی مفصل بر میز
فردا صبح
انسان به کوچه می آید
و درختان از ترس
پشت گنجشکها پنهان می شوند


#گروس_عبدالملکیان 🌿
برای رسیدن به یک نفر 
دیر می کند،
و پس آن 
برای رسیدن به کسان دیگر 
عجله ای نمی کند...

#یاشار_کمال 🌿
تو را چه غم که شب ما دراز می گذرد؟
که روزگار تو در خواب ناز می گذرد...

#صائب_تبريزي 🌿

👉🏻 @Siminsagh
وا فریادا!
زِ عشق وا فریادا!
کارم به یکی طُرفه‌نگار افتادا

گر دادِ منِ شکسته دادا، دادا
وَر نه من و عشق ...هر چه بادا بادا!

#ابوسعید_ابوالخیر 🌿
👉 @siminsah
@siminsagh

گفتم اگر بیابمت من چه کنم شراب را
نیست روا تیممی بر لب نیل و بر ارس


#مولانا 🌿
به حالِ #سعدی بیچاره
قهقهه چه زنی!
که چاره در غم تو های های می‌داند
در اين سراى بى كسى كسى به در نميزند
به دشت پر ملال ما پرنده سر نميزند،

دل خراب من دگر خراب تر نميشود
كه خنجر غمت از اين خراب تر نميزند...

#هوشنگ_ابتهاج 🌿
#خراب_تر_نميشود
👉🏼 @siminsagh