سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
ای آسمان تیره که این سان گرفته ای
بنما به من که ماه تو کو ؟ اختر تو کو؟

#سیمین_بهبهانی 🌿
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای مبتلا به من، شده ام مبتلا به تو
بگذار تا ابد بنِشینم به پای تو

#محمدعلی_بهمنی 🌿
و تو
هر جا و هر کجای جهان که باشی
باز به رویاهای من بازخواهی گشت
تو مرا ربوده٬ مرا کشته
مرا به خاکستر خواب ها نشانده ای..

هم از این روست که هر شب
تا سپیده دم بیدارم
عشق همین است در سرزمین من
من کشنده ی خواب های خویش را
دوست می دارم!

#سيدعلى_صالحى 🌿
@siminsagh

طبیب محتشم را نیست در عالم جز این عیبی
که بر بالین بیماران هجران دیر می‌آید

#محتشم_کاشانی 🌿
دوستت دارم
احمدرضا احمدی
دوستت دارم...
باید در چشمان نگریست؟
یا در گوش‌ها گفت؟

#احمدرضا_احمدی 🌿
@siminsagh
اگر مُردم
برایم با دست ‌و دلی باز گریه کنید

داروهای شفابخش بیاورید
بچینید روی رف
آن طرف اتاق

خواهرانم با صدای بلند
در عصر گریه کنند
و همسرم
صورتم را از باد برگرداند
و به سمتی ببرد که دلم را بُرد

اگر مُردم
بر می‌گردم
و تو را چون رودخانه‌ای از نمک می‌نوشم .

#غلامرضا_بروسان 🌿 @siminsagh
@siminsagh 🌿

یاد دارم که در ایام جوانی گذر داشتم به کویی و نظر با رویی. در تموزی که حَرورش دهان بخوشانیدی و سَمومش مغز استخوان بجوشانیدی، از ضعف، بشریّت تاب آفتابِ هَجیر نیاوردم و التجا به سایهٔ دیواری کردم، مترقّب که کسی حَرّ تموز از من به بَردِ آبی فرونشانَد که همی ناگاه از ظلمتِ دهلیز خانه‌ای، روشنی‌ای بتافت یعنی جمالی که زبانِ فصاحت از بیانِ صباحتِ او عاجز آید، چنان‌که در شبِ تاری صبح برآید یا آبِ حیات از ظلمت به‌درآید، قدحی برفاب بر دست و شکر در آن ریخته و به عَرَق برآمیخته. ندانم به گلابش مطیّب کرده‌بود یا قطره‌ای چند از گُلِ رویش در آن چکیده. فی‌الجمله شراب از دست نگارینش برگرفتم و بخوردم و عمر از سر گرفتم.

خرّم آن فرخنده‌طالع را که چشم
بر چنین روى اوفتد هر بامداد

مست می، ‌بیدار گردد نیم‌شب
مست ساقی، روز محشر، بامداد

#گلستان_سعدی
#باب‌پنجم‌در‌عشق‌و‌جوانی
@siminsagh

حکایتِ شبِ هجران فروگذاشته بِه
به شُکرِ آن که برافکند پرده روزِ وصال

قتیلِ عشق تو شد حافظِ غریب ولی
به خاک ما گذری کن که خونِ مات حلال


#حافظ 🌿
نامه #فروغ_فرخزاد به پدرش در هنگام تحصیل در ایتالیا

@siminsagh 🌿
دیگران از مرگ مهلت خواستند
عاشقان گویند نی نی زود باد

آسمان از دود عاشق ساخته‌ست
آفرین بر صاحب این دود باد

#مولانا 🌿
👉 @siminsagh
@siminsagh

نقلست که روزی شیخ ابوسعيد ابوالخير مَستی را دید افتاده، گفت: دست به من ده، گفت: ای شیخ برو که دستگیری کار تو نیست، دستگیر بیچارگان خداست.

#عطار 🌿
#تذکره_الاولیا
نردبان این جهان ما و منیست
عاقبت این نردبان افتادنیست
لاجَرَم هر کس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست

#میدان_مولانا_ترکیه 🌿


👉 @siminsagh
@siminsagh

ترسد نگار از نگهم یا نگاه خویش
یا ترسد از گناه دل بی‌گناه خویش

از من پناه جُسته دلش غافل‌ است لیک
بس غافلم ز حال دل بی پناه خویش

لیلی‌وش است عشقش و مجنون بهانه است
زین رو نمی‌رود به سر وعده‌گاه خویش

شمع وجود من شده پروانه سوز، آه
معذورم از بزرگ‌ترین اشتباه خویش!

دارم دلی که سر به هواتر ز بچه‌هاست
مسپر به چون منی دلک سربه راه خویش

ای آن که با گناه نگه گشته‌ای اسیر
بر من ببخش این گنه با نگاه خویش


#هادی_طبایی 🌿
آن همه اندوه بود و این همه شادی
آن همه گفتار بود و این همه کردار

دوست بر دوست رفت یار بر یار
خوشتر ازین هیچ در جهان نبود کار

#ابوسعید_ابوالخیر 🌿 @siminsagh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هوای بی تو پریدن نداشتم،
آری...
بهانه بود
همیشه
شکسته بالیِ من

#محمد_علی_بهمنی 🌿 @siminsagh
@siminsagh

هم امروز از جهان دیدن فرو بندم دو بینایی
اگر دانم که فردا من نخواهم دید دیدارت

#اوحدی 🌿
@siminsagh

شمیم پیرهنی
با نسیم صبح فرست
که چشم در رهم
ای گل، به بوی درمانت ...

#حسین_منزوی 🌿
علت عاشق،
ز علتها جداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست..

#مولانا 🌿 @siminsagh