سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
دل ِتنها
به چه شوقی پی یلدا برود؟ 

#یغما_گلرویی

سیمین‌ساق‌شعر‌پارسی👇
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
@siminsagh

آیینه جز اندیشه‌ی دیدار چه دارد؟
گر من به خیالِ تو نباشم به چه کارم؟

#بیدل_دهلوی 🌿
ترک یاران کرده‌ای ای بیوفا، یار این کند؟

#صائب_تبريزي 🌿

#روز‌پنج‌شنبه‌دوباره‌وعده‌ی‌دیدن‌یاره🥀
دل را قرار نيست ،
مگر در كنار #تو ...

كاين سان كشد به سوى تو
منزل به منزلم ...

#حسین_منزوی 🌿
#چشمم_به_هر_كجاست
#تويى_در_مقابلم

👉🏼 @siminsagh
@siminsagh

به دو چشمت که مرا بی تو به شبهای دراز
تا دمِ صبح به جز آهِ سحر چیزی نیست

#اوحدی 🌿
@siminsagh

خویشتن را بزرگ پنداری!
راست گفتند؛ یک، دو بیند لوچ..

#گلستان_سعدی 🌿
#باب‌هشتم‌در‌آداب‌صحبت
@siminsagh

ای از خیال روی تو اندر خیال هر کس
ماه دگر برآمده ، صبحی دگر دمیده

#انوری 🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
[Nex1Music.Com]
Mohsen Chavoshi [Nex1Music.Com]
بین من و تو هنوز
یه ریز برف میاد
به دیدنم که میای
لباس گرم بپوش....

#حسین_صفا 🕊
#محسن_چاوشی
یاد دلنشینت ای امید جان
هر کجا روم روانه با من است

#هوشنگ_ابتهاج 🌿
👉 @siminsagh
بعد از این دست من و
زلف چو زنجیر نگار
چند و چند از پی کام دل دیوانه روم..


#حافظ 🌿
ای آسمان تیره که این سان گرفته ای
بنما به من که ماه تو کو ؟ اختر تو کو؟

#سیمین_بهبهانی 🌿
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای مبتلا به من، شده ام مبتلا به تو
بگذار تا ابد بنِشینم به پای تو

#محمدعلی_بهمنی 🌿
و تو
هر جا و هر کجای جهان که باشی
باز به رویاهای من بازخواهی گشت
تو مرا ربوده٬ مرا کشته
مرا به خاکستر خواب ها نشانده ای..

هم از این روست که هر شب
تا سپیده دم بیدارم
عشق همین است در سرزمین من
من کشنده ی خواب های خویش را
دوست می دارم!

#سيدعلى_صالحى 🌿
@siminsagh

طبیب محتشم را نیست در عالم جز این عیبی
که بر بالین بیماران هجران دیر می‌آید

#محتشم_کاشانی 🌿
دوستت دارم
احمدرضا احمدی
دوستت دارم...
باید در چشمان نگریست؟
یا در گوش‌ها گفت؟

#احمدرضا_احمدی 🌿
@siminsagh
اگر مُردم
برایم با دست ‌و دلی باز گریه کنید

داروهای شفابخش بیاورید
بچینید روی رف
آن طرف اتاق

خواهرانم با صدای بلند
در عصر گریه کنند
و همسرم
صورتم را از باد برگرداند
و به سمتی ببرد که دلم را بُرد

اگر مُردم
بر می‌گردم
و تو را چون رودخانه‌ای از نمک می‌نوشم .

#غلامرضا_بروسان 🌿 @siminsagh
@siminsagh 🌿

یاد دارم که در ایام جوانی گذر داشتم به کویی و نظر با رویی. در تموزی که حَرورش دهان بخوشانیدی و سَمومش مغز استخوان بجوشانیدی، از ضعف، بشریّت تاب آفتابِ هَجیر نیاوردم و التجا به سایهٔ دیواری کردم، مترقّب که کسی حَرّ تموز از من به بَردِ آبی فرونشانَد که همی ناگاه از ظلمتِ دهلیز خانه‌ای، روشنی‌ای بتافت یعنی جمالی که زبانِ فصاحت از بیانِ صباحتِ او عاجز آید، چنان‌که در شبِ تاری صبح برآید یا آبِ حیات از ظلمت به‌درآید، قدحی برفاب بر دست و شکر در آن ریخته و به عَرَق برآمیخته. ندانم به گلابش مطیّب کرده‌بود یا قطره‌ای چند از گُلِ رویش در آن چکیده. فی‌الجمله شراب از دست نگارینش برگرفتم و بخوردم و عمر از سر گرفتم.

خرّم آن فرخنده‌طالع را که چشم
بر چنین روى اوفتد هر بامداد

مست می، ‌بیدار گردد نیم‌شب
مست ساقی، روز محشر، بامداد

#گلستان_سعدی
#باب‌پنجم‌در‌عشق‌و‌جوانی