اندوه ها در من شعله ور است و
ابرها در من در حال بارش
نیمی آتشم
نیمی باران
اما بارانم ، آتشم را خاموش نمی کند.
#رسول_یونان 🌿
ابرها در من در حال بارش
نیمی آتشم
نیمی باران
اما بارانم ، آتشم را خاموش نمی کند.
#رسول_یونان 🌿
آنچه در مدت هجر تو کشیدم ، هیهات
در یکی نامه محال است که تحریر کنم
#حافظ 🌿
#خط_از_استاد_ملک_زاده
👉🏼 @siminsagh
در یکی نامه محال است که تحریر کنم
#حافظ 🌿
#خط_از_استاد_ملک_زاده
👉🏼 @siminsagh
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
فالمان هرچه باشد
باشد ...
حالمان را درياب !
خيالکن حافظ را گشودهاي و ميخواني :
« مژده اي دل که مسيحا نفسي ميآيد »
#محمد_علی_بهمنی 🌿
باشد ...
حالمان را درياب !
خيالکن حافظ را گشودهاي و ميخواني :
« مژده اي دل که مسيحا نفسي ميآيد »
#محمد_علی_بهمنی 🌿
دستهای تو
انگار
پرچمهای صلحاند
بر خرابهی روزهای من...
دستهای تو
صبحی روشناند
صبح جمعهی پاییز
که زیر ملافهی سردی
به موسیقی دوری گوش میکنم...
ای سرمای صبح
که شمدهای سفید را بر اندامم رواج میدهی
به پاس همین دستهاست
که تو را
دوست دارم...
#شمس_لنگرودی 🌿
👉🏼 @siminsagh
انگار
پرچمهای صلحاند
بر خرابهی روزهای من...
دستهای تو
صبحی روشناند
صبح جمعهی پاییز
که زیر ملافهی سردی
به موسیقی دوری گوش میکنم...
ای سرمای صبح
که شمدهای سفید را بر اندامم رواج میدهی
به پاس همین دستهاست
که تو را
دوست دارم...
#شمس_لنگرودی 🌿
👉🏼 @siminsagh
آری، با توام
من در تو نگاه می کنم
در تو نفس می کشم
و زندگی مرا تکرار می کند
بسان بهار که آسمان را
و علف را
پاکی آسمان
در رگ من ادامه مییابد
#احمد_شاملو 🌿 @siminsagh
من در تو نگاه می کنم
در تو نفس می کشم
و زندگی مرا تکرار می کند
بسان بهار که آسمان را
و علف را
پاکی آسمان
در رگ من ادامه مییابد
#احمد_شاملو 🌿 @siminsagh
و عصرِ جمعه
كه هر چيزی
هر چيزی...
در خاطرم غروب میكند
جز يادِ چشمهای تو...
#نيكی_فيروزكوهی 🌿
✅سيمينساقشعرپارسی👇
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
كه هر چيزی
هر چيزی...
در خاطرم غروب میكند
جز يادِ چشمهای تو...
#نيكی_فيروزكوهی 🌿
✅سيمينساقشعرپارسی👇
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
خانه دل تنگ ِ غروبی خفه بود
مثل ِ امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت چراغ
و شب از شب پر شد
من به خود گفتم یک روز گذشت
مادرم آه کشید
زود بر خواهد گشت
ابری آهسته به چشمم لغزید
و سپس خوابم برد
#هوشنگ_ابتهاج 🌿 @siminsagh
مثل ِ امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت چراغ
و شب از شب پر شد
من به خود گفتم یک روز گذشت
مادرم آه کشید
زود بر خواهد گشت
ابری آهسته به چشمم لغزید
و سپس خوابم برد
#هوشنگ_ابتهاج 🌿 @siminsagh
داغ جانسوز من از خنده خونین پیداست
ای بسا خنده
که از گریه غم انگیزتر است
#رهی_معیری 🌿
✅سیمینساقشعرپارسی👇
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
ای بسا خنده
که از گریه غم انگیزتر است
#رهی_معیری 🌿
✅سیمینساقشعرپارسی👇
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
مائیم که از باده ی بیجام خوشیم
هر صبح منوّریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
مائیم که بیهیچ سرانجام خوشیم
#مولانا 🌿
هر صبح منوّریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
مائیم که بیهیچ سرانجام خوشیم
#مولانا 🌿
مه من هنوز عشقت دل من فکار دارد
تو یکی بپرس از این غم که به من چه کار دارد
نه بلای جان عاشق شب هجرتست تنها
که وصال هم بلای شب انتظار دارد..
#شهریار 🌿
تو یکی بپرس از این غم که به من چه کار دارد
نه بلای جان عاشق شب هجرتست تنها
که وصال هم بلای شب انتظار دارد..
#شهریار 🌿