سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
#حافظ

یار با ماست
چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس..

@siminsagh
بايد خودم باد را
متقاعد كنم كه نوزد
بايد خودم حرمت كلبه ام را
به دريا گوشزد كنم

زمين جاى خطرناكى ست
و كسى كه بايد بيايد
هميشه دير مى آيد...

#رسول_يونان 🌿 @siminsagh
@siminsagh

سودای
دلنشینِ
نخستین
و
آخرین!

عمرم گذشته است
و توام در سری هنوز ...

#حسین_منزوى 🌿
غم عالم همه کردی به بارُم
مگر ما لوکِ مستِ سر به دارُم؟

#باباطاهر 🌿
👉🏼 @siminsagh
دیگری نیست که مهر تو در او شاید بست
چاره بعد از تو ندانیم به جز تنهایی

#سعدی 🌿 @siminsagh
امروز خودت را بردار
ببر يك گوشه ى دنج
به دور از شلوغى هاى روزِ تعطيل
با خودت حساب و كتاب كن
ببين هفته ات را با كدام آدمها گذراندى
كدامشان آيينه ى دِق ات بودند...
كدامشان سنگِ صبورت...
خلوت كن
خودت را از آدمهايى كه باعث ميشوند
جمعه ات كسل كننده شود،
خلوت كن!

#علي_قاضي_نظام 🌿
گفتم؛
به هیچ کس
دل خود را نمی دهم!
اما دلم برای همان هیچ کس گرفت..

#فاضل_نظری 🌿
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمین تو چرا میغری ....
🔸ببینید: جوان کُرد شعری می‌خواند که سرتاسر بدن آدمی را می‌لرزاند.
😭😭
#زلزله
#کرمانشاه
#کمک_کنیم
#فراموش_نکنیم
@siminsagh 🌿
یک دم دلم ز درد تو خالی نمی‌شود
من دل ندیده‌ام که چنین مبتلا بود!

گویی: به صبر چاره کن این روز عشق را
آخر به روز عشق صبوری کجا بود؟

#اوحدی 🌿 @siminsagh
چه دل گرفته هوایی
چه پا فشرده شبی
که یک ستاره ی لرزان در آسمانش نیست
کبوتری که در این آسمان گشاید بال
دگر امید رسیدن به آشیانش نیست

#فریدون_مشیری 🌿
@siminsagh 🌿

شبی یاد دارم کـه چشمم نخفت
شنیدم که پروانه با شمع گفت

که من عاشقم گر بسوزم رواست
تو را گریه و سوز باری چراست؟

بگفت ای هوادار مسکن من
برفت انگبین یار شیرین من

چو شیرینی از من بدر می‌ رود
چو فرهادم آتش به سر می‌ رود

همی گفت و هر لحظه سیلاب درد
فـرو می‌ دویدش به رخسار زرد

که ای مدعی عشق کار تو نیست
که نه صبر داری نه یارای ایست

تو بگریزی از پیش یک شعله خام
من استاده‌ام تا بسوزم تمام

تو را آتش عشق اگر پر بسوخت
مرا بین که از پای تا سر بسوخت

همه شب در این گفت و گو بود شمع
بـه دیدار او وقت اصحاب ، جمع

نرفته ز شب همچنان بهره‌ای
که ناگه بکشتش پری چهره‌ای

همی گفت و می‌ رفت دودش به سر
همین بود پایان عشق، ای پسر...

#سعدی_جانم
#باب_سوم_بوستان
ای ساربان__محسن نامجو
صدای سخن عشق
تو اکنون زعشقم گریزانی
غمم را ز چشمم نمی خوانی...
🎼 #محسن_نامجو
@siminsagh 🌿
واقعا می گویم
گاهی دلم می خواهد بگریزم از اینجا
حتی از اسمم، از اشاره، از حروف،
از این جهانِ بی جهت که میا، که مگو، که مپرس!
گاهی دلم می خواهد بگذارم بروم بی هر چه آشنا،
گوشه ی دوری گمنام
حوالی جایی بی اسم،
بعد بی هیچ گذشته ای
به یاد نیارم از کجا آمده، کیستم، اینجا چه می کنم.
بعد بی هیچ امروزی
به یاد نیاورم که فرقی هست، فاصله ای هست، فردایی هست.
گاهی واقعا خیال می کنم
روی دست خدا مانده ام
خسته اش کرده ام!

#سید_علی_صالحی 🌿 @siminsagh
من برای به زانو درآمدگان
دعا می کنم
من برای از ما بُریدگان
دعا می کنم
من برای او
که نتوانستنِ تشنگی را نوشته است
دعا می کنم
من برای او که خواست اما نتوانست،
دعا می کنم...
#سید_علی_صالحی 🌿 @siminsagh
هر صبح ,در آیینه ی جادویی خورشید
چون مینگرم ,او همه من ,من همه اویم!

#فریدون_مشیری 🌿
@siminsagh
جان می‌دهم از حسرت دیدار تو چون صبح

باشد که چو خورشید درخشان به درآیی

#حافظ 🌿
👉🏼 @siminsagh
ز بس خو با خیال او گرفتیم
وصال و هجر
یکسان است ما را...

#فروغی_بسطامی 🌿
👉🏼 @siminsagh
@siminsah

مثلِ سردردِ پس از طی شدنِ مستی‌ها

خسته ام، مثلِ تمامِ #دهه‌ی‌شصتی‌ها...

#محمدحسین‌حسینی 🌿
پاییز ای مسافر خاک آلوده
در دامنت چه چیز نهان داری
جز برگهای مرده و خشکیده
دیگر چه ثروتی به جهان داری؟

#فروغ_فرخزاد 🌿
زني آواز مي خواند
زني خاموش مي ماند
زني حتي شبانگاهان
ميان کوچه مي ماند

زني در کار چون مرد است
به دستش تاول درد است
ز بس که رنج و غم دارد
فراموشش شده ديگر
جنيني در شکم دارد

زني در بستر مرگ است
زني نزديکي مرگ است
سراغش را که مي گيرد
نمي دانم؟

شبي در بستري کوچک
زني آهسته مي ميرد

زني هم انتقامش را
ز مردي هرزه مي گيرد

✴️#به‌مناسبت‌۲۵‌نوامبر
#نه_به_خشونت_علیه_زنان
قسمتی از شعر زن #فریبا_شش‌بلوکی 🌿
👉@siminsagh
@siminsagh

در شهر پرسه میزنم و درد میکشم،
در کوچه راه میروم و گریه میکنم،
در خانه چای میخورم و ضجه میزنم،
سهم من از زنانگی ام یک جهان غم است!

#اهورا_فروزان 🌿
#نه_به_خشونت_علیه_زنان
#مانا_نیستانی
👍1