سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
از بَهْرِ گرفتاریِ ما ، زُلف مَیارای
ما بسته یِ دامیم ، تو فكرِ دگری كُن...

#هلالی_جغتایی 🌿👇👇👇
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
ماییم و خیالِ یار
و این گوشه ی دل

#مولانا 🌿
👉🏼 @siminsagh
دلم گرفته
دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز،
نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش،
نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست
نه هیچ چیز مرا ازهجوم خالی اطراف نمی رهاند

و فکر می کنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد.

#سهراب_سپهری 🌿 @siminsagh
@siminsagh
شب!
چرا میکُشد مرا ؟
تو نشسته‌ای کجای ماجرا!
من چنان گریه میکنم
که خدا بغل کند مگر مرا...

🎼 #مونا_برزویی🌿
ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر
به کمند تو گرفتار و
به دام تو اسیر

#سعدی 🌿
@siminsagh
به ما حرارت دوزخ چه می‌تواند کرد؟
اگر ز ما نستانند چشم گریان را

#صائب_تبریزی 🌿
@siminsagh
#حافظ

یار با ماست
چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس..

@siminsagh
بايد خودم باد را
متقاعد كنم كه نوزد
بايد خودم حرمت كلبه ام را
به دريا گوشزد كنم

زمين جاى خطرناكى ست
و كسى كه بايد بيايد
هميشه دير مى آيد...

#رسول_يونان 🌿 @siminsagh
@siminsagh

سودای
دلنشینِ
نخستین
و
آخرین!

عمرم گذشته است
و توام در سری هنوز ...

#حسین_منزوى 🌿
غم عالم همه کردی به بارُم
مگر ما لوکِ مستِ سر به دارُم؟

#باباطاهر 🌿
👉🏼 @siminsagh
دیگری نیست که مهر تو در او شاید بست
چاره بعد از تو ندانیم به جز تنهایی

#سعدی 🌿 @siminsagh
امروز خودت را بردار
ببر يك گوشه ى دنج
به دور از شلوغى هاى روزِ تعطيل
با خودت حساب و كتاب كن
ببين هفته ات را با كدام آدمها گذراندى
كدامشان آيينه ى دِق ات بودند...
كدامشان سنگِ صبورت...
خلوت كن
خودت را از آدمهايى كه باعث ميشوند
جمعه ات كسل كننده شود،
خلوت كن!

#علي_قاضي_نظام 🌿
گفتم؛
به هیچ کس
دل خود را نمی دهم!
اما دلم برای همان هیچ کس گرفت..

#فاضل_نظری 🌿
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمین تو چرا میغری ....
🔸ببینید: جوان کُرد شعری می‌خواند که سرتاسر بدن آدمی را می‌لرزاند.
😭😭
#زلزله
#کرمانشاه
#کمک_کنیم
#فراموش_نکنیم
@siminsagh 🌿
یک دم دلم ز درد تو خالی نمی‌شود
من دل ندیده‌ام که چنین مبتلا بود!

گویی: به صبر چاره کن این روز عشق را
آخر به روز عشق صبوری کجا بود؟

#اوحدی 🌿 @siminsagh
چه دل گرفته هوایی
چه پا فشرده شبی
که یک ستاره ی لرزان در آسمانش نیست
کبوتری که در این آسمان گشاید بال
دگر امید رسیدن به آشیانش نیست

#فریدون_مشیری 🌿
@siminsagh 🌿

شبی یاد دارم کـه چشمم نخفت
شنیدم که پروانه با شمع گفت

که من عاشقم گر بسوزم رواست
تو را گریه و سوز باری چراست؟

بگفت ای هوادار مسکن من
برفت انگبین یار شیرین من

چو شیرینی از من بدر می‌ رود
چو فرهادم آتش به سر می‌ رود

همی گفت و هر لحظه سیلاب درد
فـرو می‌ دویدش به رخسار زرد

که ای مدعی عشق کار تو نیست
که نه صبر داری نه یارای ایست

تو بگریزی از پیش یک شعله خام
من استاده‌ام تا بسوزم تمام

تو را آتش عشق اگر پر بسوخت
مرا بین که از پای تا سر بسوخت

همه شب در این گفت و گو بود شمع
بـه دیدار او وقت اصحاب ، جمع

نرفته ز شب همچنان بهره‌ای
که ناگه بکشتش پری چهره‌ای

همی گفت و می‌ رفت دودش به سر
همین بود پایان عشق، ای پسر...

#سعدی_جانم
#باب_سوم_بوستان
ای ساربان__محسن نامجو
صدای سخن عشق
تو اکنون زعشقم گریزانی
غمم را ز چشمم نمی خوانی...
🎼 #محسن_نامجو
@siminsagh 🌿
واقعا می گویم
گاهی دلم می خواهد بگریزم از اینجا
حتی از اسمم، از اشاره، از حروف،
از این جهانِ بی جهت که میا، که مگو، که مپرس!
گاهی دلم می خواهد بگذارم بروم بی هر چه آشنا،
گوشه ی دوری گمنام
حوالی جایی بی اسم،
بعد بی هیچ گذشته ای
به یاد نیارم از کجا آمده، کیستم، اینجا چه می کنم.
بعد بی هیچ امروزی
به یاد نیاورم که فرقی هست، فاصله ای هست، فردایی هست.
گاهی واقعا خیال می کنم
روی دست خدا مانده ام
خسته اش کرده ام!

#سید_علی_صالحی 🌿 @siminsagh
من برای به زانو درآمدگان
دعا می کنم
من برای از ما بُریدگان
دعا می کنم
من برای او
که نتوانستنِ تشنگی را نوشته است
دعا می کنم
من برای او که خواست اما نتوانست،
دعا می کنم...
#سید_علی_صالحی 🌿 @siminsagh