شنیدم که بر مرغ و مور و ددان
شود تنگ روزی ز فعل بدان..
در این کشور اندیشه کردم بسی!
پریشانتر از خود ندیدم کسی...
#سعدی 🌿 @siminsagh
شود تنگ روزی ز فعل بدان..
در این کشور اندیشه کردم بسی!
پریشانتر از خود ندیدم کسی...
#سعدی 🌿 @siminsagh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سیمین ساق | شعر فارسی
@siminsagh به نسیم صبح باید که نبات زنده باشی نه جماد مرده کان را خبر از صبا نباشد... #حضرت_سعدی 🌿
@siminsagh
به کسی نگر که ظلمت بزداید از وجودت
نه کسی نعوذبالله که در او صفا نباشد...
#أیضا_آقای_سعدی 🌿
به کسی نگر که ظلمت بزداید از وجودت
نه کسی نعوذبالله که در او صفا نباشد...
#أیضا_آقای_سعدی 🌿
این همه مرگ
این همه پاییز
از طاقت ما بیرون است...
وقتی رفت پاییز بود
افسانهی برگ بود و تنهایی
من چگونه میتوانستم
فراتر از پاییز بروم
نگران بودم که برگها ناگهان محو شوند
من تازه به برگها خو گرفته بودم
چه میخواستم
چه نمیخواستم
من مطیع پاییز شده بودم...
در پایان پاییز میدانستم
همهی ما ویران میشویم
اگر از ما چیزی بر زمین بماند
یک جفت کفش
و دو کروات کهنه است
در پاییز گم شدهاند...
این همه مرگ
این همه پاییز
از طاقت ما بیرون است...
#احمدرضااحمدی 🌿
این همه پاییز
از طاقت ما بیرون است...
وقتی رفت پاییز بود
افسانهی برگ بود و تنهایی
من چگونه میتوانستم
فراتر از پاییز بروم
نگران بودم که برگها ناگهان محو شوند
من تازه به برگها خو گرفته بودم
چه میخواستم
چه نمیخواستم
من مطیع پاییز شده بودم...
در پایان پاییز میدانستم
همهی ما ویران میشویم
اگر از ما چیزی بر زمین بماند
یک جفت کفش
و دو کروات کهنه است
در پاییز گم شدهاند...
این همه مرگ
این همه پاییز
از طاقت ما بیرون است...
#احمدرضااحمدی 🌿
@siminsagh 🌿
مردکی را چشم درد خاست پیش بیطار رفت که دوا کن بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند در دیده او کشید و کور شد حکومت به داور بردند.
گفت برو هیچ تاوان نیست اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی. مقصود ازین سخن آنست تا بدانی که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آنکه ندامت برد به نزدیک خردمندان بخفت رای منسوب گردد.
ندهد هوشمند روشن رای
به فرومایه کارهای خطیر
بوریا باف اگر چه بافنده است
نبرندش به کارگاه حریر
#گلستان_سعدی
#باب_هفتم_تربیت
مردکی را چشم درد خاست پیش بیطار رفت که دوا کن بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند در دیده او کشید و کور شد حکومت به داور بردند.
گفت برو هیچ تاوان نیست اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی. مقصود ازین سخن آنست تا بدانی که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آنکه ندامت برد به نزدیک خردمندان بخفت رای منسوب گردد.
ندهد هوشمند روشن رای
به فرومایه کارهای خطیر
بوریا باف اگر چه بافنده است
نبرندش به کارگاه حریر
#گلستان_سعدی
#باب_هفتم_تربیت
@siminsagh 🌿
من بیتو
امشب دلم شادمان نیست اینجا
بیمن تو هر جا که هستی دلت شاد، امشب
#حسین_منزوی
عکس از #رضا_کریمی
من بیتو
امشب دلم شادمان نیست اینجا
بیمن تو هر جا که هستی دلت شاد، امشب
#حسین_منزوی
عکس از #رضا_کریمی
امشب از شبهای تنهایی است،
رحمی کن بیا
تا بخوانم بر تو امشب،
دفتر سودای من
همچو نای انبان در این شب من از آن خالی شدم
تا خوش و صافی برآید نالهها و
وای من...
#مولانا 🌿
رحمی کن بیا
تا بخوانم بر تو امشب،
دفتر سودای من
همچو نای انبان در این شب من از آن خالی شدم
تا خوش و صافی برآید نالهها و
وای من...
#مولانا 🌿
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من به دنبال سحری سرگردان می گردم
تو سخن نمی گویی
من نمی شنوم
تو سکوت می کنی
من فریاد می زنم
با منی ،با خود نیستم
وبی تو خود را نمی یابم..
#احمد_شاملو 🌿 @siminsagh
تو سخن نمی گویی
من نمی شنوم
تو سکوت می کنی
من فریاد می زنم
با منی ،با خود نیستم
وبی تو خود را نمی یابم..
#احمد_شاملو 🌿 @siminsagh
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
ای بلند اختر خدایت عمر جاویدان دهاد
و آنچه پیروزی و بهروزی در آن است آن دهاد
#سعدی_جان 🌿
#ربیعتان_پر_از_نیکی 🌸
و آنچه پیروزی و بهروزی در آن است آن دهاد
#سعدی_جان 🌿
#ربیعتان_پر_از_نیکی 🌸
به من بنویس تا هر دم و هر لحظه بتوانم آن را بشنوم :
به من بنویس تا یقین داشته باشم که تو هم مثل من در انتظار آن شبهای سفیدی. به من بنویس که میدانی این سکوت و ابتذال، زاییدهی زندگی در این زندانیست که مال ما نیست، که خانهی ما نیست، که شایستهی ما نیست.
به من بنویس که تو هم،
در انتظار سحری هستی که پرندهی عشق ما در آن آواز خواهد خواند.
#قسمتی_از_نامه_احمد_به_آیدا 🌿
👉 @siminsagh
به من بنویس تا یقین داشته باشم که تو هم مثل من در انتظار آن شبهای سفیدی. به من بنویس که میدانی این سکوت و ابتذال، زاییدهی زندگی در این زندانیست که مال ما نیست، که خانهی ما نیست، که شایستهی ما نیست.
به من بنویس که تو هم،
در انتظار سحری هستی که پرندهی عشق ما در آن آواز خواهد خواند.
#قسمتی_از_نامه_احمد_به_آیدا 🌿
👉 @siminsagh