سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
کم نیستند کسانی
که با پاره‌ی سنگی در مُشتِ بسته‌ی باد
گمان می‌کنند کبوتری تشنه به جانب چشمه می‌بَرَند،

اما من و کبوتر و چشمه
گول نخواهیم خورد!

ما خوابِ خوشی از احوالِ آدمی دیده‌ایم.

#سیدعلی_صالحی 🌿 @siminsagh
@siminsagh

دمید صبح و
نیاسود چشم راحت ما
سپیده دم، نمکی بود بر جراحت ما...

#صائب_تبريزی 🌿
بر بی کسی من
نگر و چارهٔ من کن

زان کز همه کس
بی کس و بی‌یارترم من...

#وحشی_بافقی 🌿
👉🏼 @siminsagh
پاییز اومده پی نامردی 😔

#حسین_منزوی 🌿
👉🏼 @siminsagh
@siminsagh

مابناهای محکمی بودیم
بولدوزرها خرابمان کردند

بعداز آن هر خرابه ای ما را
با خودش اشتباه می گیرد

#حسین_صفا🌿
#شما_فرستادید
ایهاالناس
جهان جای تن آسانی نیست!
مرد دانا، به جهان داشتن ارزانی نیست

خفتگان را چه خبر زمزمهٔ مرغ سحر؟
حیوان را،
خبر از عالم انسانی نیست...

#سعدی 🌿 @siminsagh
مگر
چمدانت چقدر بود
که تمام زندگی ام را
با خود بردی ...!

#گروس_عبدالملکیان 🌿
👉🏼 @siminsagh
شنیدم که بر مرغ و مور و ددان
شود تنگ روزی ز فعل بدان..

در این کشور اندیشه کردم بسی!
پریشان‌تر از خود ندیدم کسی...

#سعدی 🌿 @siminsagh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@siminsagh

به نسیم صبح باید که نبات زنده باشی
نه جماد مرده کان را خبر از صبا نباشد...

#حضرت_سعدی 🌿
مجنون به نصیحت دلم آمده‌است
بنگر به کجا رسیده دیوانگیم

#ابوسعید_ابوالخیر 🌿
👉 @siminsagh
با من،

که به چشم تو

گرفتارم و محتاج

حرفی بزن

ای قلب مرا

برده به تاراج ...

#فاضل_نظری 🌿
مگوی
#سعدی از این درد جان نخواهد بُرد!
بگو کجا برم آن جان
که از غمت ببُرم؟
این همه مرگ
این همه پاییز
از طاقت ما بیرون است...

وقتی رفت پاییز بود
افسانه‌­ی برگ بود و تنهایی
من چگونه می‌توانستم
فراتر از پاییز بروم
نگران بودم که برگ‌ها ناگهان محو شوند
من تازه به برگ‌ها خو گرفته بودم
چه می‌خواستم
چه نمی‌خواستم
من مطیع پاییز شده بودم...

در پایان پاییز می‌دانستم
همه‌­ی ما ویران می‌شویم
اگر از ما چیزی بر زمین بماند
یک جفت کفش
و دو کروات کهنه است
در پاییز گم شده‌اند...

این همه مرگ
این همه پاییز
از طاقت ما بیرون است...

#احمدرضااحمدی 🌿
آوار پریشانی‌ست
رو سوی چه بگریزیم؟
هنگامه‌ حیرانی‌ست
خود را به‌ که بسپاریم؟

#حسین_منزوی 🌿
👉🏼 @siminsagh
@siminsagh 🌿

مردکی را چشم درد خاست پیش بیطار رفت که دوا کن بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند در دیده او کشید و کور شد حکومت به داور بردند.
گفت برو هیچ تاوان نیست اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی. مقصود ازین سخن آنست تا بدانی که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آنکه ندامت برد به نزدیک خردمندان بخفت رای منسوب گردد.

ندهد هوشمند روشن رای
به فرومایه کارهای خطیر

بوریا باف اگر چه بافنده است
نبرندش به کارگاه حریر

#گلستان_سعدی
#باب_هفتم_تربیت
@siminsagh

ای صبا، صبح دمی بر سر کویش بگذر
تا معطر شود آفاق ز تو هر سحری


#فخرالدین_عراقی 🌿
با جمله، ما خوشیم
ولی با، تو خوشتریم

#مولانا 🌿
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
نخواهم عمر فانی را تویی عمر عزیز من

نخواهم جان پرغم را تویی جانم به جان تو

#مولانا 🌿