من زنده بودم، اما انگار مرده بودم
از بس که روزها را با شب شمرده بودم
یک عمر دور و تنها تنها بجرم این که
او سرسپرده می خواست
من دل سپرده بودم..
یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجم
از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم
در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد
گویی بجای خورشید، من زخم خورده بودم
وقتی غروب می شد
وقتی غروب می شد
کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم...
#محمد_علی_بهمنی 🌿
👉 @siminsagh
از بس که روزها را با شب شمرده بودم
یک عمر دور و تنها تنها بجرم این که
او سرسپرده می خواست
من دل سپرده بودم..
یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجم
از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم
در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد
گویی بجای خورشید، من زخم خورده بودم
وقتی غروب می شد
وقتی غروب می شد
کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم...
#محمد_علی_بهمنی 🌿
👉 @siminsagh
شرابی تلخ میخواهم
که مردافکن بود زورش,
که تا یکدم بیاسایم
زِ دنیا و شر و شورش ...
#حافظ 🌿
👉🏼 @siminsagh
که مردافکن بود زورش,
که تا یکدم بیاسایم
زِ دنیا و شر و شورش ...
#حافظ 🌿
👉🏼 @siminsagh
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
بمان کنار من امشب،دوباره شعر بخوان تا
برای هردویمان بعدِ گریه چای بریزم
دلم گرفته ازینجا،کمی مراقب من باش
دلم گرفته برای تو،شب بخیر عزیزم...
#حامد_ابراهیم_پور 🌿
📎telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
برای هردویمان بعدِ گریه چای بریزم
دلم گرفته ازینجا،کمی مراقب من باش
دلم گرفته برای تو،شب بخیر عزیزم...
#حامد_ابراهیم_پور 🌿
📎telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
@siminsagh 🌿
شیخ از آن كند اصرار بر خرابی احرار
چون بقای خود بیند در فنای آزادی
دامن محبت را گر كُنی ز خون رنگین
می توان تو را گفتن پیشوای آزادی
#فرخی_یزدی
#سالمرگ_شاعر
شیخ از آن كند اصرار بر خرابی احرار
چون بقای خود بیند در فنای آزادی
دامن محبت را گر كُنی ز خون رنگین
می توان تو را گفتن پیشوای آزادی
#فرخی_یزدی
#سالمرگ_شاعر
می خواستم همه ی کارهایم را بکنم
و سر فرصت به دنبال او بروم.
می خواستم اول دنیا را عوض کنم.
کتاب هایم را بنویسم.
اسم و رسم به هم بزنم.
برنده شوم و بعد با دست های پر به دنبالش بروم.
خبر نداشتم!
که عشق منتظر آدم ها نمی ماند
و خط بطلان روی آنها که حسابگر و ترسو و جاه طلب اند می کشد...
#گلی_ترقی 🌿
#شما_فرستادید 🙏🏻
و سر فرصت به دنبال او بروم.
می خواستم اول دنیا را عوض کنم.
کتاب هایم را بنویسم.
اسم و رسم به هم بزنم.
برنده شوم و بعد با دست های پر به دنبالش بروم.
خبر نداشتم!
که عشق منتظر آدم ها نمی ماند
و خط بطلان روی آنها که حسابگر و ترسو و جاه طلب اند می کشد...
#گلی_ترقی 🌿
#شما_فرستادید 🙏🏻
@siminsagh 🌿
فکر میکنم
خدا هم یک کارگر است
مثلا یک جوشکار شبیه همه مردان جوشکار دیگر
وغروب
چشم های اوست که گاهی سرخ می شود
و شب، پیراهنش
که پر است از سوراخ های ریز و درشت!
#سابیر_هاکا
عکس #عباس_ملکی
فکر میکنم
خدا هم یک کارگر است
مثلا یک جوشکار شبیه همه مردان جوشکار دیگر
وغروب
چشم های اوست که گاهی سرخ می شود
و شب، پیراهنش
که پر است از سوراخ های ریز و درشت!
#سابیر_هاکا
عکس #عباس_ملکی
دارم هی پا به پای نرفتن صبوری میکنم،
صبوری میکنم تا تمام کلمات عاقل شوند...
#سیدعلی_صالحی 🌿
👉🏼 @siminsagh
صبوری میکنم تا تمام کلمات عاقل شوند...
#سیدعلی_صالحی 🌿
👉🏼 @siminsagh
@siminsagh
نفسش سخت گرفتهَست به آغوش بکش،
این زنِ خستهیِ رنجورِ به هم ریخته را...
#فاطمه_صابرینیا 🌿
نفسش سخت گرفتهَست به آغوش بکش،
این زنِ خستهیِ رنجورِ به هم ریخته را...
#فاطمه_صابرینیا 🌿
@siminsagh
سالی یکدانه میگرفت از ما
حال حرصش شده فراوانا
این زمان پنج پنج میگیرد
چون شده تائب و مسلمانا
#عبید_زاکانی 🌿
سالی یکدانه میگرفت از ما
حال حرصش شده فراوانا
این زمان پنج پنج میگیرد
چون شده تائب و مسلمانا
#عبید_زاکانی 🌿