با گمان رد گامهای تو
گم نمیشوم
راستی
در میان این همه اگر
تو چقدر بایدی!
#قیصر 🌿
عکس: اِنیکاظمی
جانبازان دفاعمقدس در بیمارستانساسان
#قدر_شما_را_میدانیم.
گم نمیشوم
راستی
در میان این همه اگر
تو چقدر بایدی!
#قیصر 🌿
عکس: اِنیکاظمی
جانبازان دفاعمقدس در بیمارستانساسان
#قدر_شما_را_میدانیم.
@siminsagh
چیزی نگو
آنچه امروز آزارت میدھد
روزی دلتنگت میکند
ِغژ غژ صندلی ِ پدر
زنگِ صدای تو وقتی داد میزنی
خس خس سینهام وقتی گریه میکنم ..
#محمد_مرکبیان 🌿
عکس از #نوری_بیگله_جیلان
چیزی نگو
آنچه امروز آزارت میدھد
روزی دلتنگت میکند
ِغژ غژ صندلی ِ پدر
زنگِ صدای تو وقتی داد میزنی
خس خس سینهام وقتی گریه میکنم ..
#محمد_مرکبیان 🌿
عکس از #نوری_بیگله_جیلان
@siminsagh
آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به زطبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
#حافظ 🌿
آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به زطبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
#حافظ 🌿
بر سر یک خیابان وسیع
منتظر تکە نانی بود کە خدا برساند
خدا سرما فرستاد،
طوفان فرستاد،
گردباد و گرد و خاک فرستاد.
شهربانی چند مامور
و حکومت
چند پلیس فرستاد
اما آنچە هرگز نیامد
#نان بود.
#شیرکو_بیکس 🌿
منتظر تکە نانی بود کە خدا برساند
خدا سرما فرستاد،
طوفان فرستاد،
گردباد و گرد و خاک فرستاد.
شهربانی چند مامور
و حکومت
چند پلیس فرستاد
اما آنچە هرگز نیامد
#نان بود.
#شیرکو_بیکس 🌿
غریبم ، قصهام چون غصهام بسیار
سخن پوشیده بشنو، اسب من مردهست و اصلم پیر و پژمرده ست
غم دل با تو گویم؟ غار!
#اخوان 🌿
@siminsagh
سخن پوشیده بشنو، اسب من مردهست و اصلم پیر و پژمرده ست
غم دل با تو گویم؟ غار!
#اخوان 🌿
@siminsagh
غمگینم
مثل همه ی زن هایی ؛
که دوست داشتند
در این لحظه
جای دیگری باشند ....
غمگینم…
#لیلا_کردبچه 🌿
@siminsagh
مثل همه ی زن هایی ؛
که دوست داشتند
در این لحظه
جای دیگری باشند ....
غمگینم…
#لیلا_کردبچه 🌿
@siminsagh
@siminsagh
خاکم به سر، زغصه به سر خاک اگر کنم
خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟
آوخ، کلاه نیست وطن، گر که از سرم
برداشتند، فکر کلاهی دگر کنم
عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود
مهرت نه عارضی است که جای دگر کنم
عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم
با شیر اندرون شد و با جان به در کنم
#میرزاده_عشقی 🌿
#سالروز_درگذشت_شاعر
یادشان گرامی و مسیرشان پر رهرو
خاکم به سر، زغصه به سر خاک اگر کنم
خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟
آوخ، کلاه نیست وطن، گر که از سرم
برداشتند، فکر کلاهی دگر کنم
عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود
مهرت نه عارضی است که جای دگر کنم
عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم
با شیر اندرون شد و با جان به در کنم
#میرزاده_عشقی 🌿
#سالروز_درگذشت_شاعر
یادشان گرامی و مسیرشان پر رهرو
این مجلس چارم به خدا ننگ بشر بود
دیدی چه خبر بود؟
هر کار که کردند ضرر روی ضرر بود
دیدی چه خبر بود؟
این مجلس چارم، خودمانیم، ثمر داشت؟
والله ضرر داشت..
#میرزاده_عشقی 🌿 @siminsagh
دیدی چه خبر بود؟
هر کار که کردند ضرر روی ضرر بود
دیدی چه خبر بود؟
این مجلس چارم، خودمانیم، ثمر داشت؟
والله ضرر داشت..
#میرزاده_عشقی 🌿 @siminsagh
سیمین ساق | شعر فارسی
این مجلس چارم به خدا ننگ بشر بود دیدی چه خبر بود؟ هر کار که کردند ضرر روی ضرر بود دیدی چه خبر بود؟ این مجلس چارم، خودمانیم، ثمر داشت؟ والله ضرر داشت.. #میرزاده_عشقی 🌿 @siminsagh
عشقی، زبانی آتشین و نیشدار داشت. در آغاز زمزمهٔ جمهوریت، عشقی دوباره روزنامه «قرن بیستم» را با قطع کوچک در هشت صفحه منتشر کرد که یک شماره بیشتر انتشار نیافت و بر اثر مخالفت، روزنامهاش توقیف شد و خود شاعر نیز به دست دو نفر در بامداد دوازدهم تیر ماه ۱۳۰۳ خورشیدی در خانه مسکونیاش جنب دروازه دولت، سه راه سپهسالار، کوچه قطب الدوله و در حکومت رضاخان با دستور مستقیم رئیس اداره تأمینات نظمیه (شهربانی) هدف گلوله قرار گرفت و در ۳۱ سالگی، چشم از جهان فروبست. دو روز پیش از آن یکی از دوستانش (میر محسن خان) به طور اتفاقی، در اتاق محرمانه اداره تامینات خبر «عشقی، محرمانه کشته شود» را شنیده بود.
مزار او در ابن بابویه و در گوشهای متروک (در نزدیکی مزار نصرت الدوله فیروز) قرار دارد.
#میرزاده_عشقی 🌿 @siminsagh
مزار او در ابن بابویه و در گوشهای متروک (در نزدیکی مزار نصرت الدوله فیروز) قرار دارد.
#میرزاده_عشقی 🌿 @siminsagh
تو خود شعری و
چون سحر و
پری افسانه را مانی،
به افسون کدامین شعر
در دام من افتادی...!
#شهریار 🌿
@siminsagh
چون سحر و
پری افسانه را مانی،
به افسون کدامین شعر
در دام من افتادی...!
#شهریار 🌿
@siminsagh