سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
بیزارم از زبان
زبان تلخ
زبان تند
از زبان دستور
از زبان کنایه

با من 
به زبان اشاره 
سخن بگو .

یک تیر ۱۳۱۹ زادروز #عباس_کیارستمی 🌿
@siminsagh
@siminsagh

تمام حجم قفس را شناختيم
بس است،

بيا به تجربه در آسمان
پري بزنيم...!

#قیصر_امين‌پور 🌿
@siminsagh

عشق تو در دل نهان شد،
دل زار و تن ناتوان شد...
رفتی چو تیر و کمان شد
از بار غم پیکر من
از
بارِ
غم
پیکرِ
من...

#صفای_اصفهانی 🌿
@siminsagh

ما را
همه شب
نمی‌برد خواب،

ای خُفته روزگار
دریاب...!

#سعدی 🌿
گفت كه : با بال و پَري ، من پَر و بالت ندهم!
در هوسِ بال و پَرَش، بي پَر و پَركنده شدم

#مولانا 🌿
@siminsagh

کس امانت دارِ سِرِّ عشق کم دیدم کلیم!
رازِ عاشق جز فراموشی ندارد محرمی...

#کلیم_کاشانی 🌿
@siminsagh

در رَه دِل
چه لطيف است سَفر،
هيچ مگو...!

#مولانا 🌿
👍1
آی باران بگیر دستم را
برسانم به واپسین لبخند
بتکانم در اولین دریا

#محمدرضا_عبدالملکیان 🌿
اثر پایِ تُرا می‌جویم...

#مولانا 🌿
@siminsagh
@siminsagh

حسنک را سوی دار بردند و به جایگاه رسانیدند، بر مرکبی که هرگز ننشسته بود بنشاندند. و جلادش استوار ببست و رسن ها فرود آورد. و آواز دادند که « سنگ دهید»
هیچکس دست به سنگ نمیکرد و همه زار زار میگریستند، خاصه نیشابوریان. پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند. و مرد خود مُرده بود_ که جلادش رسن به گلو افگنده بود و خبه کرده.
چون از این فارغ شدند، بوسهل و قوم از پای دار بازگشتند و حسنک تنها ماند، چنان که تنها آمده بود از شکمِ مادر.

#تاریخ_بیهقی 🌿
#مقامات_مسعودی
@siminsagh

خندان نشست و شمع شبستان غیر شد

رحمی به گریه‌های شب تار من نکرد...


#وحشی_بافقی 🌿
ای بی خبر از حالِ من
امروز کجایی؟

#روزبه_بمانی🌿
@siminsagh
@siminsagh

آرامش جان بی قرارش درد است
همراه و رفیق روزگارش درد است
شعری و غمی و سینه ی سوخته ای
شاعر همه ی دار و ندارش درد است

#حجت_زرینجو 🌿
بگذر
تابستان
بگذر ...
حال من با تو خوب نمی شود
پاییز
حال مرا خوب میشناسد ...


#محمود_دولت_آبادی 🌿
سایه‌ها می‌دانند،
که چه تابستانی است...

#سهراب_سپهرى 🌿
@siminsagh
@siminsagh
هرکسی را سر چیزی
و تمنای کسیست

ما بغیر از تو نداریم تمنای دگر...

#سعدی 🌿
دوست مشمار آنکه در نعمت زند
لاف یاری و برادر خواندگی

دوست آن دانم که گیرد دست دوست
در پریشان حالی و درماندگی

#سعدی 🌿

@siminsagh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@siminsagh

هر روز به شیوه‌ای و لطفی دگری
چندان که نگه می‌کنمت خوب تری
گفتم که به قاضی برمت تا دل خویش
بستانم و ، ترسم دل قاضی ببری...

#سعدی_جانمان 🌿
1
@siminsagh

همچو عكس ِ‌ آب‌ تشویش از بنایِ ما نرفت‌
مرتعش بوده است گویی پنجه‌یِ معمارِ ما

#بیدل_دهلوی 🌿
@siminsagh

دو دوست قدر شناسند عهدِ صحبت را،
که مدتی ببریدند و بازپیوستند..

#سعدی_جانمان 🌿
#خوابهایتان_پرلبخند 🙂