سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
دلم، دلم، دلم را بردی؛ به که گویم یار؟

شعر: #عارف_قزوینی 🌿
خواننده: #محمدرضاشجریان 💛
@siminsagh
«چون عاقبت ِکار جهان نيستي است
انگار که نيستی، چو هستی خوش باش»
#خیام 🌿 @siminsagh
امروزکمی‌بیشترلبخندبزنیم 😊
@siminsagh

روزی به پیر میکده گفتم که عمر چیست؟
پلکی به روی هم زد و گفتا که هان! گذشت

#نصرت_رحمانی 🌿
يك روز مى آيى كه من
ديگر دچارت نيستم

از صبر ويرانم ولي...
چشم انتظارت نيستم!

#افشين_يداللهى 🌿
نه ذوقِ هنر دارم و نه محوِ کمالم!

مجنونِ توام!

دانش و فرهنگِ من این است ...


#بیدل_دهلوی 🌿
@siminsagh

گر
دلم
در
عشق
تو
دیوانه
شد
عیبش مکن!

#سعدی 🌿
@siminsagh

سیه ابری‌ست چشمم در هوای هالهٔ خطش
علامت های پیدا گشتن باران در او پیدا
چو گیرم پیش رویش باشَدم هر دیده دریایی
ز عکس چین زلفش موج بی پایان در او پیدا

#محتشم_کاشانی 🌿
عکس از #محمد_آهنگری
این چُنین
دِل خَستِگی زایل به مرهَم کِی شَود؟!
#عطار 🌿

گاهی‌به‌سالمندان‌سر‌بزنیم؛چشم‌انتظارند.🥀
بیایید یکدیگر را دعا کنیم
دعا کنیم خدا را،نگاهش را،حضورش را، از یاد نبریم
دعا کنیم هیچگاه،
عشق و محبت را از کسی دریغ نکنیم
دعا کنیم دردهایمان پایان پذیرد
و طعم خوش زندگی را بچشیم

#حاتمه_ابراهیم_زاده🌿
@siminsagh

قرآن به سر گرفتم و گفتم: سلام عشق!
یعنی به جـز حریم تو بر من حرام عشق

با خون وضو بگیر و دو رکعت غزل بخوان
آن دم که اذن می دهد از روی بام عشق

ترسم که در سماع کشانم قنوت را
وقتی که قبله گاه تو باشی، امام عشق

از رکعت نخست در افتاده ام به شک
در سجده کفر گفته ام و در قیام عشق

سـی پاره‌ی حضور مرا چله بست شو
قرآن به سر بگیر و بگو: والسلام عشق...

#علیرضا_بدیع 🌿
#به_یاد_هم_باشیم
آن که گویند به عمری شب قدری باشد
مگر آنست که با دوست به پایان آرند

#سعدی 🌿 @siminsagh
این توانی
که نیایی ز در#سعدی، باز
لیک بیرون شوی از خاطر او؟
نتْوانی!
هرچه غم هست خدایا به دل من بفرست
که بلای دل ما از کم و بسیار گذشت...

#عماد_خراسانی 🌿
👉 @siminsagh
درد دل با سنگدل گفتن، چه سود؟
#سعدی 🌿
👉 @siminsagh
#دوستان_مجازی
گر طبیبانه بیایی به سر بالینم
به دو عالم ندهم لذت بیماری را ...

#سعدی 🌿
@siminsagh
@siminsagh

روزی ز چشم مردم و روزی به پای تو
عمر مرا ببین که به افتادگی گذشت

#فاضل_نظری 🌿
تمام خنده هایم را نذر کرده ام
تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا،
عطر دست هایت
دل تنگی ام را به باد می سپارد

#سید_علی_صالحی 🌿
زان دم که از تو چشم خبر برد سوی دل
دل می کند دعای دو چشم و دعای تو

#مولانا 🌿
Forwarded from تاریخ ما
⚠️ جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند...!
حلاج بر سر سفره آنها نشست و چند لقمه بر دهان برد...!
جذامیان گفتند : دیگران بر سر سفره ما نمی نشینند و از ما می ترسند...
@tarikhema
حلاج گفت آنها روزه اند و برخاست..!!
غروب ، هنگام افطار حلاج گفت : خدایا روزه مرا قبول بفرما!!!
شاگردان گفتند : استاد ما دیدیم که روزه شکستی...
حلاج گفت : ما مهمان خدا بودیم.
روزه شکستیم ولی دل نشکستیم....

@tarikhema
وه
که
جدا
نمی‌شود
نقش تو از خیال من..

#سعدی 🌿 @siminsagh
تو را با دیگران می‌بینم و
در «صبر» می‌سوزم
کی‌ام من؟
روزه داری در میان روزه خوارانم ..

#حسین_زحمتکش 🌿