«چون عاقبت ِکار جهان نيستي است
انگار که نيستی، چو هستی خوش باش»
#خیام 🌿 @siminsagh
امروزکمیبیشترلبخندبزنیم 😊
انگار که نيستی، چو هستی خوش باش»
#خیام 🌿 @siminsagh
امروزکمیبیشترلبخندبزنیم 😊
@siminsagh
سیه ابریست چشمم در هوای هالهٔ خطش
علامت های پیدا گشتن باران در او پیدا
چو گیرم پیش رویش باشَدم هر دیده دریایی
ز عکس چین زلفش موج بی پایان در او پیدا
#محتشم_کاشانی 🌿
عکس از #محمد_آهنگری
سیه ابریست چشمم در هوای هالهٔ خطش
علامت های پیدا گشتن باران در او پیدا
چو گیرم پیش رویش باشَدم هر دیده دریایی
ز عکس چین زلفش موج بی پایان در او پیدا
#محتشم_کاشانی 🌿
عکس از #محمد_آهنگری
بیایید یکدیگر را دعا کنیم
دعا کنیم خدا را،نگاهش را،حضورش را، از یاد نبریم
دعا کنیم هیچگاه،
عشق و محبت را از کسی دریغ نکنیم
دعا کنیم دردهایمان پایان پذیرد
و طعم خوش زندگی را بچشیم
#حاتمه_ابراهیم_زاده🌿
دعا کنیم خدا را،نگاهش را،حضورش را، از یاد نبریم
دعا کنیم هیچگاه،
عشق و محبت را از کسی دریغ نکنیم
دعا کنیم دردهایمان پایان پذیرد
و طعم خوش زندگی را بچشیم
#حاتمه_ابراهیم_زاده🌿
@siminsagh
قرآن به سر گرفتم و گفتم: سلام عشق!
یعنی به جـز حریم تو بر من حرام عشق
با خون وضو بگیر و دو رکعت غزل بخوان
آن دم که اذن می دهد از روی بام عشق
ترسم که در سماع کشانم قنوت را
وقتی که قبله گاه تو باشی، امام عشق
از رکعت نخست در افتاده ام به شک
در سجده کفر گفته ام و در قیام عشق
سـی پارهی حضور مرا چله بست شو
قرآن به سر بگیر و بگو: والسلام عشق...
#علیرضا_بدیع 🌿
#به_یاد_هم_باشیم
قرآن به سر گرفتم و گفتم: سلام عشق!
یعنی به جـز حریم تو بر من حرام عشق
با خون وضو بگیر و دو رکعت غزل بخوان
آن دم که اذن می دهد از روی بام عشق
ترسم که در سماع کشانم قنوت را
وقتی که قبله گاه تو باشی، امام عشق
از رکعت نخست در افتاده ام به شک
در سجده کفر گفته ام و در قیام عشق
سـی پارهی حضور مرا چله بست شو
قرآن به سر بگیر و بگو: والسلام عشق...
#علیرضا_بدیع 🌿
#به_یاد_هم_باشیم
این توانی
که نیایی ز در#سعدی، باز
لیک بیرون شوی از خاطر او؟
نتْوانی!
که نیایی ز در#سعدی، باز
لیک بیرون شوی از خاطر او؟
نتْوانی!
تمام خنده هایم را نذر کرده ام
تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا،
عطر دست هایت
دل تنگی ام را به باد می سپارد
#سید_علی_صالحی 🌿
تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا،
عطر دست هایت
دل تنگی ام را به باد می سپارد
#سید_علی_صالحی 🌿
Forwarded from تاریخ ما
⚠️ جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند...!
حلاج بر سر سفره آنها نشست و چند لقمه بر دهان برد...!
جذامیان گفتند : دیگران بر سر سفره ما نمی نشینند و از ما می ترسند...
@tarikhema
حلاج گفت آنها روزه اند و برخاست..!!
غروب ، هنگام افطار حلاج گفت : خدایا روزه مرا قبول بفرما!!!
شاگردان گفتند : استاد ما دیدیم که روزه شکستی...
حلاج گفت : ما مهمان خدا بودیم.
روزه شکستیم ولی دل نشکستیم....
@tarikhema
حلاج بر سر سفره آنها نشست و چند لقمه بر دهان برد...!
جذامیان گفتند : دیگران بر سر سفره ما نمی نشینند و از ما می ترسند...
@tarikhema
حلاج گفت آنها روزه اند و برخاست..!!
غروب ، هنگام افطار حلاج گفت : خدایا روزه مرا قبول بفرما!!!
شاگردان گفتند : استاد ما دیدیم که روزه شکستی...
حلاج گفت : ما مهمان خدا بودیم.
روزه شکستیم ولی دل نشکستیم....
@tarikhema