یا رب نگاه کس به کسی آشنا مکن
گر می کنی کرم کن و از هم جدا مکن
#عالی_شیرازی🌿
https://t.me/joinchat/AAAAADvMQc5HRBPu5zghEQ
گر می کنی کرم کن و از هم جدا مکن
#عالی_شیرازی🌿
https://t.me/joinchat/AAAAADvMQc5HRBPu5zghEQ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عقل کامل بود، فاخر بود، حرف تازه داشت
دل پریشان بود،
دل خون بود،
دل فرسوده بود ...
#فاضل_نظری 🌿
@siminsagh
دل پریشان بود،
دل خون بود،
دل فرسوده بود ...
#فاضل_نظری 🌿
@siminsagh
امشب شب مهتابه حبیبم را میخوام
حبیبم اگر خوابه طبیبم را میخوام
خوابست و بیدارش کنید
مست است و هشیارش کنید
گویید فلانی آمده
آن یار جانی آمده
آمده حال تو، احوال تو، سیه خال تو ببیند برود..
#علیاکبر_شیدا 🌿 @siminsagh
حبیبم اگر خوابه طبیبم را میخوام
خوابست و بیدارش کنید
مست است و هشیارش کنید
گویید فلانی آمده
آن یار جانی آمده
آمده حال تو، احوال تو، سیه خال تو ببیند برود..
#علیاکبر_شیدا 🌿 @siminsagh
@siminsagh
پرسید : که ای ؟ نعره زدم شیرم من!
سرمایۀ دفترِ اساطیرم من
خندید : که بیچاره گرفتار منی
گفتم : تو که ای ؟گفت که زنجیرم من !
#حسین_جنتی 🌿
پرسید : که ای ؟ نعره زدم شیرم من!
سرمایۀ دفترِ اساطیرم من
خندید : که بیچاره گرفتار منی
گفتم : تو که ای ؟گفت که زنجیرم من !
#حسین_جنتی 🌿
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای دشمن! ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم…
#حسین_گل_گلاب 🌿 @siminsagh
پاینده مانی و جاودان
ای دشمن! ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم…
#حسین_گل_گلاب 🌿 @siminsagh
به که بسپارمت ای خاک به بادت ندهند؟
به که بسپارمت ای خانه که ویران نشوی؟
#حسین_جنتی 🌿 @siminsagh
#درکنارهمیم
به که بسپارمت ای خانه که ویران نشوی؟
#حسین_جنتی 🌿 @siminsagh
#درکنارهمیم
شهر خاموش من آن روح بهارانت کو؟
شور و شیدایی انبوه هزارانت کو؟
می خزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان
نکهت صبحدم و بوی بهارانت کو؟
کوی و بازار تو میدان سپاه دشمن
شیهه ی اسب و هیاهوی سوارانت کو؟
زیر سرنیزه ی تاتار چه حالی داری؟
دلِ پولادوش شیر شکارانت کو؟
سوت و کور است شب و میکده ها خاموش اند
نعره و عربده ی باده گسارانت کو؟
چهره ها در هم و دلها همه بیگانه ز هم
روز پیوند و صفای دل یارانت کو؟
آسمانت همه جا سقف یکی زندان است
روشنای سحر این شب تارانت کو؟
#شفیعی_کدکنی 🌿 @Siminsagh
شور و شیدایی انبوه هزارانت کو؟
می خزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان
نکهت صبحدم و بوی بهارانت کو؟
کوی و بازار تو میدان سپاه دشمن
شیهه ی اسب و هیاهوی سوارانت کو؟
زیر سرنیزه ی تاتار چه حالی داری؟
دلِ پولادوش شیر شکارانت کو؟
سوت و کور است شب و میکده ها خاموش اند
نعره و عربده ی باده گسارانت کو؟
چهره ها در هم و دلها همه بیگانه ز هم
روز پیوند و صفای دل یارانت کو؟
آسمانت همه جا سقف یکی زندان است
روشنای سحر این شب تارانت کو؟
#شفیعی_کدکنی 🌿 @Siminsagh