سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
ما را شکار کرد
و
بیفکند
و
برنداشت..

#خاقانی 🌿
‏بازآ که در فراق تو چشم امیدوار

‏چون گوش روزه‌دار به الله اکبر است!

#سعدی 🌿
تو از چشمای من خوندی
که از این زندگی خستم
کنارت اون قدر آرومم
که از مرگم نمی ترسم
تنم سرده ولی انگار
تو دستای تو آتیشه
چشمامو می بندی
و این قصه تموم میشه

هنوزم میشه عاشق بود
تو باشی کار سختی نیست

#سروش_دادخواه🌿 @siminsagh
این منم تنها و حیران،
نیمه شب؛
کرده ام همراز خود
مهتاب را…

گویم امشب
بینم آن گل را به خواب؟
من مگر در خواب بینم
خواب را...

#فریدون_مشیری 🌿
همه ی ما
در شب
به انهدام روز می رویم
آمد یار
دیر آمده بود

سحر رفته بود!

#احمدرضااحمدی 🌿
قسم
به عشق
که هیچ
به دل
نشسته ای
ز دل
نخواهد رفت

#مهین_رضوانی_فرد 🌿 @siminsagh
Audio
تو عاشقانه‌ترین شعر روزگار منی
شعر: جویامعروفی 🌿
دکلمه: اعظم.م

دکلمه‌های‌خود‌رابرای‌ما‌بفرستید‌
@siminsagh

خطر در آب زیر کاه، بیش از بحر میباشد
من از همواریِ این خلقِ ناهموار میترسم!

#صائب_تبریزی 🌿
@siminsagh

شخصی دعوای خدایی می‌کرد
او را پیش خلیفه بردند
خلیفه او را گفت: پارسال یکی اینجا دعوی پیغمبری می کرد، او را بکشتند
گفت: نیک کرده‌اند
که او را من نفرستاده بودم!

#عبید_زاکانی 🌿
گفتم: ای عشق!
من از چیز دگر می‌ترسم
گفت آن چیز دگر نیست، دگر هیچ مگو...

#مولانا🌿 @siminsagh
@siminsagh

دَر حَسرَتِ یک نَعره‌یِ مَستآنِه بِمُردِیم
وِیران شَوَد اِین شَهر کِه مِیخآنِه نَدارَد...

#رضا_جمشیدی🌿
آه
باز این دل سرگشته من
یاد ‌آن قصه شیرین افتاد
بیستون بود و تمنای دو دوست
آزمون بود و تماشای دو عشق
در زمانی که چو کبک
خنده می زد شیرین
تیشه می زد فرهاد
نه توان گفت به جانبازی فرهاد افسوس
نه توان کرد ز بیدردی شیرین فرهاد
کار شیرین به جهان شور برانگیختن است
عشق در جان کسی ریختن است
کار فرهاد برآوردن میل دل دوست
خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن
خواه با کوه در آویختن است
رمز شیرینی این قصه کجاست
که نه تنها شیرین
بی نهایت زیباست
آن که آموخت به ما درس محبت می خواست
جان چراغان کنی از عشق کسی
به امیدش ببری رنج بسی
تب و تابی بودت هر نفسی
به وصالی برسی یا نرسی
#سینه_بی‌عشق_مباد

#فریدون_مشیری 🌿 @siminsagh
@siminsagh

امید دراز و عُمر کوتاه، چه سود؟

#سعدی🕊
عهد تو و توبهٔ من از عشق
می‌بینم و هر دو بی ثبات است..

#سعدی🌿 @siminsagh
@siminsagh
الهی؛

با صنـع تو هر مورچه رازی دارد
با شوق تو هر سوخته نازی دارد

ای خالق ذوالجلال نومید مکن
آن را که به درگهت نیازى دارد

#خواجه‌عبدالله_انصاری 🌿
دوش دور از رویت ای جان،
جانم از غم تاب داشت

ابر چشمم بر رخ از سودای دل سیلاب داشت...

#سعدی 🌿
@siminsagh
1
@siminsagh

چه كسی ﮔﻔﺘﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﻃﻼﺳﺖ؟
ﻣﻦ ﻣﺰﻩ ﻣﺰﻩ ﺍﺵ ﮐﺮﺩﻡ،
ﺯﻣﺎﻥ ﻋﯿﻦ الکل است!
ثانیه ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻣﯿﺴﻮﺯاند و ﻣﯿﺮود در ﻋﻤﻖ ﻭﺟﻮﺩﺕ،

ﻣﺴﺖِ ﻣﺴﺖ ﮐﻪ ﺷﺪﯼ،
چشمهايت را ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﯽ، ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﻋﻤﺮﺕ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﺗﻮ ماندی و ﺧﻤﺎﺭﯼِ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ!

#فروغ_فرخزاد 🌿
‏یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی
شاگرد که بودی که چنین استادی؟

#مولانا 🌿
@siminsagh
مژگان بهم آوردم و
رفتم به خيالت ...

#بیدل_دهلوی 🌿
@siminsagh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قلبِ من از صدای تو
چه عاشقانه کوک شد،
تمامِ پرسه‌های من
کنار تو سلوک شد...

#روزبه_بمانی 🌿

@siminsagh