بیا امشب که بس تاریک و تنهایم
بیا ای روشنی، اما بپوشان روی
که میترسم تو را خورشید پندارند
و میترسم همه از خواب برخیزند!
#مهدی_اخوان_ثالث 🌿
بیا ای روشنی، اما بپوشان روی
که میترسم تو را خورشید پندارند
و میترسم همه از خواب برخیزند!
#مهدی_اخوان_ثالث 🌿
سنگ آرایش کوهستان نیست
همچنانی که فلز ، زیوری نیست به اندام کلنگ.
در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است،
که رسولان همه از تابش آن خیره شدند.
پی گوهر باشید.
#سهراب_سپهری 🌿
همچنانی که فلز ، زیوری نیست به اندام کلنگ.
در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است،
که رسولان همه از تابش آن خیره شدند.
پی گوهر باشید.
#سهراب_سپهری 🌿
بیدل و خسته در این شهرم و دلداری نیست
غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست
رو مداوای خود ای دل،بکن از جای دگر
کاندر این شهر، طبیب دل بیماری نیست
یارب این شهر چهشهری است که صد یوسف دل
به کلافی بفروشیم و خریداری نیست!
#همای_شیرازی 🌿
بهسیمینساقبپیوندید:
@siminsagh
غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست
رو مداوای خود ای دل،بکن از جای دگر
کاندر این شهر، طبیب دل بیماری نیست
یارب این شهر چهشهری است که صد یوسف دل
به کلافی بفروشیم و خریداری نیست!
#همای_شیرازی 🌿
بهسیمینساقبپیوندید:
@siminsagh
سیمین ساق | شعر فارسی
بلقیس رفته بودی انار بگیری تکه هایت برگشت... #نزار_قبانی 🌿 🔴 گناهمردمچیست؟ #بخارا
کابل غروبیست
که هیچ شبی از سرخیاش کم نمیکند
درختیست پوسیده
که سوراخهایش
آهسته آهسته بزرگ میشود
کابل گهوارهی کودکیست
شبها تکان میخورد
روزها
عصرها
بی آن که بداند کودکی را در آغوش خوابانده
سالها پیش مرده است
#رامین_عرب_نژاد🌿
🔴 میمیریمومیجنگیمبرایکسانیکه باهم نمیجنگندونمیمیرند.
بهسیمینساقبپیوندید:
@siminsagh
که هیچ شبی از سرخیاش کم نمیکند
درختیست پوسیده
که سوراخهایش
آهسته آهسته بزرگ میشود
کابل گهوارهی کودکیست
شبها تکان میخورد
روزها
عصرها
بی آن که بداند کودکی را در آغوش خوابانده
سالها پیش مرده است
#رامین_عرب_نژاد🌿
🔴 میمیریمومیجنگیمبرایکسانیکه باهم نمیجنگندونمیمیرند.
بهسیمینساقبپیوندید:
@siminsagh
@siminsagh
دستانت ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﻭ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺧﺮﺩ ﻛﺮﺩﻧﺪ
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﯼ
ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﺨﻮﺍﻩ ﺩﺭ ﻣﺮﮒ ﺗﻮ ﻏﺰﻝ ﺑﻨﻮﻳﺴﻢ
ﻛﻠﻤﺎﺗﻢ ﺭﺍ ﺑﺸﻮﻳﻢ
ﺁﻧﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﺧﻮﻥ ﻟﺒﻬﺎﻳﺖ ﺭﺍ ﺷﺴﺘﻨﺪ
ﻭ ﺧﻮﻥ ﻟﺒﻬﺎﻳﺖ ﺑﻨﺪ نمی ﺁﻣﺪ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷﻬﻴﺪ نمی ﺧﻮﺍﻧﻢ
ﺗﻮ ﻛﺸﺘﻪ ی ﺗﺎﺭیکی هستی
ﻛﺸﺘﻪ ی ﺗﺎﺭیکی
ﺍﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﻧﻴﺴﺖ
ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻛﻮﭼﻚ ﺗﻮﺳﺖ
ﻛﻪ ﺩﺭ ﺗﺎﺭیکی ﺗﺮﺳﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎیی
ﮔﺮﻳﻪ ﻛﺮﺩﻩ
ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﻧﻤﻲﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻓﺮﺷﺘﻪﺍی ﺑﺴﺎﺯﻡ ﺑﺎ ﺑﺎﻟﻬﺎی ﻧﺎﻣﺮئی
ﺗﻮ ﻧﻴﺰ بی ﻭﻓﺎ ﺑﻮﺩی
ﺑﯽ ﭘﺮﻭﺍ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪی
ﮔﺎﻫﻲ ﺩﺭﻭﻍ میگفتی
ﺗﻮ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻧﺒﻮﺩی
ﺍﻣﺎ ﺁﻧﻜﻪ ﺳﻴﻨﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ
ﺑﺎ ﺣﻮﺭﯾﺎﻥ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻫﻤﺎﻏﻮﺷﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻣﺤﺸﻮﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﺗﻮ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﺒﻮﺩی
ﻣﺎﻝ ﻫﻤﻴﻦ ﭘﺎﺋﻴﻦ ﺷﻬﺮ ﺑﻮﺩی
ﺍﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﻧﻴﺴﺖ
ﺧﻮﻥ ﺩﻫﺎﻥ ﺗﻮﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻨﺪ ﻧمی ﺁﻳﺪ
#الیاس_علوی 🌿
#افغانستان 🕊
دستانت ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﻭ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺧﺮﺩ ﻛﺮﺩﻧﺪ
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﯼ
ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﺨﻮﺍﻩ ﺩﺭ ﻣﺮﮒ ﺗﻮ ﻏﺰﻝ ﺑﻨﻮﻳﺴﻢ
ﻛﻠﻤﺎﺗﻢ ﺭﺍ ﺑﺸﻮﻳﻢ
ﺁﻧﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﺧﻮﻥ ﻟﺒﻬﺎﻳﺖ ﺭﺍ ﺷﺴﺘﻨﺪ
ﻭ ﺧﻮﻥ ﻟﺒﻬﺎﻳﺖ ﺑﻨﺪ نمی ﺁﻣﺪ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷﻬﻴﺪ نمی ﺧﻮﺍﻧﻢ
ﺗﻮ ﻛﺸﺘﻪ ی ﺗﺎﺭیکی هستی
ﻛﺸﺘﻪ ی ﺗﺎﺭیکی
ﺍﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﻧﻴﺴﺖ
ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻛﻮﭼﻚ ﺗﻮﺳﺖ
ﻛﻪ ﺩﺭ ﺗﺎﺭیکی ﺗﺮﺳﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎیی
ﮔﺮﻳﻪ ﻛﺮﺩﻩ
ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﻧﻤﻲﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻓﺮﺷﺘﻪﺍی ﺑﺴﺎﺯﻡ ﺑﺎ ﺑﺎﻟﻬﺎی ﻧﺎﻣﺮئی
ﺗﻮ ﻧﻴﺰ بی ﻭﻓﺎ ﺑﻮﺩی
ﺑﯽ ﭘﺮﻭﺍ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪی
ﮔﺎﻫﻲ ﺩﺭﻭﻍ میگفتی
ﺗﻮ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻧﺒﻮﺩی
ﺍﻣﺎ ﺁﻧﻜﻪ ﺳﻴﻨﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ
ﺑﺎ ﺣﻮﺭﯾﺎﻥ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻫﻤﺎﻏﻮﺷﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻣﺤﺸﻮﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﺗﻮ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﺒﻮﺩی
ﻣﺎﻝ ﻫﻤﻴﻦ ﭘﺎﺋﻴﻦ ﺷﻬﺮ ﺑﻮﺩی
ﺍﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﻧﻴﺴﺖ
ﺧﻮﻥ ﺩﻫﺎﻥ ﺗﻮﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻨﺪ ﻧمی ﺁﻳﺪ
#الیاس_علوی 🌿
#افغانستان 🕊