سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
برخیز و مخور غم جهان گذران

بنشین و دمی به شادمانی گذران

#خیام 🌿


#روز_بزرگداشت_حکیم_عمر_خیام_گرامی_باد
1
آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
معذوری اگر در طلبش میکوشی،

باقی همه رایگان نیرزد هشدار
تا عمر گرانبها بدان نفروشی!

 #خیام 🌿 @siminsagh
خواجه دانست که من عاشقم
و
هیچ نگفت...!

#حافظ🌿 @siminsagh
ارغوان!
بیرق ‌‌‌‌گلگون بهار،
تو برافراشته باش...

#هوشنگ_ابتهاج 🌿 @siminsagh
این همه نیش می‌خورد #سعدی و
پیش می‌رود...

@siminsagh🌿
‏ساقی غم فردای حریفان چه خوری
‏پیش آر پیاله را که شب میگذرد

#خیام 🌿 @siminsagh
زِ غوغاي جهان فارغ...

#وحشی 🌿
@siminsagh
مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمی‌بینم


#سعدی 🌿 @siminsagh
کاین سخت دلی و سست مهری
جرم از طرف تو بود؟ یا من؟
دیدم که نه شرط مهربانیست
گر بانگ برآرم از جفا من!
گر سر برود فدای پایت
دست از تو نمی‌کنم رها من!
جز وصل توام حرام بادا
حاجت که بخواهم از خدا من
گویندم ازو نظر بپرهیز
پرهیز ندانم از قضا من
هرگز نشنیده‌ای که یاری
بی‌یار صبور بود تا من..

#سعدی 🌿 @siminsagh
تنها نه منم اسیر عشقت
خلقی متعشقند و
من هم

#سعدی 🌿

http://telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
می‌خواهم
دوباره به تو رو بياورم
می‌دانم
مشكل است...

#احمدرضااحمدی 🌿
@siminsagh
اگر سهم من از اين همه ستاره،
فقط سوسوی غريبی است،
غمی نيست
همين انتظار رسيدن شب برايم کافيست.

#فروغ_فرخزاد 🌿 @siminsagh
من
از هَراسِ مُردن
در دستِ تو خُفتَم..

#احمدرضااحمدی🌿
#زادروزت_خجسته_باد_مرد_خوش_سیرت
@siminsagh
ز بند خصم
به #تدبير مى‌توان جَستن


#صائب_تبریزی 🌿
دل را
نگاه گرم تو، دیوانه می‌کند..

#صائب_تبریزی 🌿 @siminsagh
گفتم ای عشق
من از چیز دگر می‌ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...

#مولانا🌿
@siminsagh

دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغ های رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست.

 #فروغ_فرخزاد 🌿
@siminsagh

تو هميشه در نور هم،
به من كبريت تعارف می‌كردی،
يادت نيست!؟
من در باران،
كبريت را روشن می‌كردم
و برای‌ اين روشنايی‌ محدود،
می‌گريستم!
در عرشه اين هفته آموختم،
كه فقط،
در اين روشنايی‌های‌ محدود
در عمر بی‌باک كبريت‌ها ،
می‌توان دوست داشت...

#احمدرضا_احمدی🌿
َرد_اُردیبِهِشتی
👍1
خوشا با خود نشستن
نرم نرمک اشکی افشاندن
زدن پیمانه‌ای دور از گرانان، هر شبی کنج شبستانی..

#مهدی_اخوان_ثالث 🌿
@siminsagh

به می عمارت دل کن،
که این جهان خراب

بر آن سر است که
از خاک ما بسازد خشت..

#حافظ🌿