و #علیرضا_آذر بسیار به جا گفت:
👁👁هایش
شروع واقعه بود...
http://telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
👁👁هایش
شروع واقعه بود...
http://telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
انتظار خبري نيست مرا
نه ز ياری نه ز ديار و دياری باری..
#اخوان_ثالث 🌿
_قصهی این همه تنهایی را، قاصدک به کجا خواهد برد؟
نه ز ياری نه ز ديار و دياری باری..
#اخوان_ثالث 🌿
_قصهی این همه تنهایی را، قاصدک به کجا خواهد برد؟
سیمین ساق | شعر فارسی
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند... #حافظ 🌿 👉 @Siminsagh
از من برسان این دوسه خط محضرِ سلطان
سرباز اگر مُرد، فدای سرِ سلطان
خونِ دوسه سرباز اگر ریخت غمی نیست،
لبریز بُوَد تا به ابد ساغرِ سلطان
تا حشر، فروزان بُوَد آن تاجِ همایون
خاکی ننشیند به رخِ گوهرِ سلطان
گَـردی به دلِ شاه نبینیم اگـرچند
یکیک همگی کشته شود لشکرِ سلطان
«از خونِ جوانانِ وطن لاله دمیده»
دشتیست پُر از لاله و گُل، کشورِ سلطان
#حسین_جنتی 🌿
سرباز اگر مُرد، فدای سرِ سلطان
خونِ دوسه سرباز اگر ریخت غمی نیست،
لبریز بُوَد تا به ابد ساغرِ سلطان
تا حشر، فروزان بُوَد آن تاجِ همایون
خاکی ننشیند به رخِ گوهرِ سلطان
گَـردی به دلِ شاه نبینیم اگـرچند
یکیک همگی کشته شود لشکرِ سلطان
«از خونِ جوانانِ وطن لاله دمیده»
دشتیست پُر از لاله و گُل، کشورِ سلطان
#حسین_جنتی 🌿
زندگی را باید زندگی کرد،
آنطور که دلت می گوید....
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری...!
#نسرین_بهجتی 🌿 @siminsagh
آنطور که دلت می گوید....
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری...!
#نسرین_بهجتی 🌿 @siminsagh
وَه کِه با اِین عُمرهایِ کُوتَهِ بِی اِعِتِبار
اِینهَمِه غافِل شُدَن،
اَز چُون مَنیِ شِیدا چِرا؟؟؟
#شهریار 🌿 @siminsagh
اِینهَمِه غافِل شُدَن،
اَز چُون مَنیِ شِیدا چِرا؟؟؟
#شهریار 🌿 @siminsagh
چشم می بندم
باغ رنگین، باغ رویاها
باغ مهر و مهربانی ها
یک نفر در خاطراتم می شود روشن
می رسد از دور، می رسد تا من
می نشیند چشم در چشمم
تویی
آری تو
#محمدرضا_عبدالملکیان 🌿
باغ رنگین، باغ رویاها
باغ مهر و مهربانی ها
یک نفر در خاطراتم می شود روشن
می رسد از دور، می رسد تا من
می نشیند چشم در چشمم
تویی
آری تو
#محمدرضا_عبدالملکیان 🌿
عزم آن دارم که امشب نیم مست
پای کوبان کوزهٔ دردی به دست
سر به بازار قلندر در نهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه هست..
تا کی از تزویر باشم خودنمای؟
تا کی از پندار باشم خودپرست؟
پردهٔ پندار میباید درید
توبهٔ زهاد میباید شکست...
#عطار🌿 @siminsagh
پای کوبان کوزهٔ دردی به دست
سر به بازار قلندر در نهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه هست..
تا کی از تزویر باشم خودنمای؟
تا کی از پندار باشم خودپرست؟
پردهٔ پندار میباید درید
توبهٔ زهاد میباید شکست...
#عطار🌿 @siminsagh
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی
فرقی نمی کند
در میان انبوه یک جمعیت باشد،
در سکوت جنون آور تنهایی یک اتاق
یا در پس کوچه های خلوت یک شهر غریب
کسی که آغوشی را از دست داده باشد
به دنبال جایی
برای گم شدن می گردد..
#مصطفى_زاهدى 🌿
در میان انبوه یک جمعیت باشد،
در سکوت جنون آور تنهایی یک اتاق
یا در پس کوچه های خلوت یک شهر غریب
کسی که آغوشی را از دست داده باشد
به دنبال جایی
برای گم شدن می گردد..
#مصطفى_زاهدى 🌿
مستی را دیدم که در میان وحل میرفت، افتان و خیزان.
گفتم قدم ثابت دار تا نیفتی.
گفت: تو قدم ثابت کرده ای با این همه دعوی؟
اگر من بیفتم مستی باشم به گل آلوده؛ برخیزم و بشویم. این سهل باشد.
از افتادن خود بترس...!
#عطار 🌿
#تذكرة_الأولياء_را_بخوانیم
@siminsagh
گفتم قدم ثابت دار تا نیفتی.
گفت: تو قدم ثابت کرده ای با این همه دعوی؟
اگر من بیفتم مستی باشم به گل آلوده؛ برخیزم و بشویم. این سهل باشد.
از افتادن خود بترس...!
#عطار 🌿
#تذكرة_الأولياء_را_بخوانیم
@siminsagh
@siminsagh
گفت:آدم ها دو جور گریه دارن؛
وقتی که خیلی غمگینن و وقتی که
خیلی خیلی غمگینن.
گفتم :خب مگه اینا فرقی هم دارن؟
گفت :آره ، دومی دیگه اشک نداره ...
#بعد_از_ابر
#بابک_زمانی 🌿
گفت:آدم ها دو جور گریه دارن؛
وقتی که خیلی غمگینن و وقتی که
خیلی خیلی غمگینن.
گفتم :خب مگه اینا فرقی هم دارن؟
گفت :آره ، دومی دیگه اشک نداره ...
#بعد_از_ابر
#بابک_زمانی 🌿