غلامِ
دولتِ
آنم که
پایبندِ یکیست؛
به جانبی متعلق شد،
از هزار بِرَست!
#سعدی_جانمان 🕊
عکس از #گلناز_حاجی_ها
دولتِ
آنم که
پایبندِ یکیست؛
به جانبی متعلق شد،
از هزار بِرَست!
#سعدی_جانمان 🕊
عکس از #گلناز_حاجی_ها
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی
چگونه تو را فراموش كنم ؟
اگر تو را فراموش كنم
بايد
سالهايى را نيز كه با تو بودهام
فراموش كنم
دريا را فراموش كنم
و كافههاى غروب را
باران را
اسبها و جادهها را
بايد
دنيا را
زندگى را
و خودم را نيز فراموش كنم
تو با همه چيز، درآميختهاى!
#رسول_یونان 🕊
اگر تو را فراموش كنم
بايد
سالهايى را نيز كه با تو بودهام
فراموش كنم
دريا را فراموش كنم
و كافههاى غروب را
باران را
اسبها و جادهها را
بايد
دنيا را
زندگى را
و خودم را نيز فراموش كنم
تو با همه چيز، درآميختهاى!
#رسول_یونان 🕊
@siminsagh
دل و دین کرده ای از ما طلب و این سهل است
مشکل این است که دین و دل ما بر جا نیست
#سلمان_ساوجی 🕊
دل و دین کرده ای از ما طلب و این سهل است
مشکل این است که دین و دل ما بر جا نیست
#سلمان_ساوجی 🕊
ز تمام بودنی ها
"تو" همین از آن من باش
که به غیر با "تو" بودن
دلم #آرزو ندارد!
#حسين_منزوى 🕊
#ليلة_الرغائب
#براى_آرزوهاى_هم_دعا_كنيم
"تو" همین از آن من باش
که به غیر با "تو" بودن
دلم #آرزو ندارد!
#حسين_منزوى 🕊
#ليلة_الرغائب
#براى_آرزوهاى_هم_دعا_كنيم
آرزو کن آن اتفاق قشنگ بیفتد
رؤیا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
خدا بخندد به خاطر ما
ما که کاری نکرده ایم!
#سیدعلی_صالحی 🌿
رؤیا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
خدا بخندد به خاطر ما
ما که کاری نکرده ایم!
#سیدعلی_صالحی 🌿
خدا کند که لبانت به بوسه جان بدهد
که «عشق» رویِ خوشش را به ما نشان بدهد
اگر گناه تو هستی، خدا کند که خدا
جزایِ آخرتم را در این جهان بدهد
#عمران_میری 🕊
که «عشق» رویِ خوشش را به ما نشان بدهد
اگر گناه تو هستی، خدا کند که خدا
جزایِ آخرتم را در این جهان بدهد
#عمران_میری 🕊
در سرزمین من
باران نیز
به هنگام ریزش غمگین است
و دردهای بشر را شستشو نمی دهد
#مظفر_نواب 🕊
مترجم #عبدالرحیم_طرفی
باران نیز
به هنگام ریزش غمگین است
و دردهای بشر را شستشو نمی دهد
#مظفر_نواب 🕊
مترجم #عبدالرحیم_طرفی
چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت
که یک دم از تو نظر بر نمیتوان انداخت
ز عقل و عافیت آن روز بر کران ماندم
که روزگار حدیث تو در میان انداخت
#سعدی_جانمان 🕊
که یک دم از تو نظر بر نمیتوان انداخت
ز عقل و عافیت آن روز بر کران ماندم
که روزگار حدیث تو در میان انداخت
#سعدی_جانمان 🕊