سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
به جان جوشم،
که جویای تو باشم
خسی بر موج دریای تو باشم
تمام آرزوهای منی
کاش...
یکی از آرزوهای تو باشم

#محمدرضا_شفیعی_کدکنی 🕊
سیمین ساق | شعر فارسی
آرزو میکردم که تو خواننده شعرم باشی راستی شعر مرا میخوانی؟ #حمید_مصدق 🕊
تو آن شعری
که من جایی نمی خوانم، که میترسم
به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم

#محمد_علی_بهمنی 🕊
در خاطرم روانه شد و شب بخیر گفت
گفتم که در نبود تو شبها بخیر نیست

#فرامرز_عرب_عامری 🕊
امشب تو را به خوبی
نسبت به ماه کردم
تو خوب تر ز ماهی،
من اشتباه کردم...

#فروغی_بسطامی 🕊
سحر رسید بیا پیشِ چشم های خدا
مرا شبیه صدای اذان بلند ببوس

گناه بازوی تب کرده ات به گردن من
بهشت را به جهنم نمی برند ببوس...

#حسین_غیاثی 🕊
#روزگارتون_روشن
هر صبح یاد رویت
تا شام گه نمودم،
هر شام فکر مویت
تا صبح گاه کردم...

#فروغی_بسطامی 🕊
از مهر دوستان ریاکار خوشتر است
دشنام دشمنی که چو آئینه راستگوست

#پروین_اعتصامی 🕊
ای که در دل جای داری
بر سر چشمم نشین
کاندر آن بیغوله
ترسم تنگ باشد جای تو

#سعدی🕊
چنان گرفته ترا بازوان پیچکی‌ام
که گویی از تو جدا! نه که با تو من یکی‌ام!

نه آشنایی‌ام امروزی است با تو همین
که می شناسمت از خوابهای کودکی‌ام...

#حسین_منزوی 🕊 @siminsagh
به دیدارم بیا هرشب
به دیدارم بیا هر شب، در این تنهایی تنها
و تاریک خدا مانند،

دلم تنگ است!
بیا ای روشن،
ای روشن تر از لبخند...

#مهدی_اخوان_ثالث 🕊
@siminsagh
درود بر همرهان همیشگی سیمین ساق
لطفا جهت هر‌گونه پیشنهاد و انتقاد از روال کاری سیمین با ما در ارتباط باشید.
نظرات شما برای ما حائز اهمیت و مغتنم است.

ادمین @Mohammad_Ahangari 🕊
زهی صبحی
که او آید نشیند بر سر بالین
تو چشم از خواب بگشایی ببینی شاه شادانی..

#مولانا 🕊
سخن این است
که ما بی تو نخواهیم حیات..

#حافظ🕊 @siminsagh
نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم
در این سراب فنا چشمه حیات منم

وگر به خشم روی صد هزار سال ز من
به عاقبت به من آیی که منتهات منم...


#مولانا 🕊
ای مردمان بگویید آرام جان من کو؟
راحت‌فزای هرکس محنت‌رسان من کو؟
نامش همی نیارم بردن به پیش هرکس
گه گه به ناز گویم سرو روان من کو؟
در بوستان شادی هرکس به چیدن گل...
آن گل که نشکفیدست در بوستان من کو؟
جانان من سفر کرد با او برفت جانم...
باز آمدن از ایشان پیداست آن من کو
هرچند در کمینه نامه همی نیرزم
در نامهٔ بزرگان زو داستان من کو؟
هرکس به خان و مانی دارند مهربانی...
من مهربان ندارم! نامهربان من کو؟

#انوری🕊