Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی
چون بلبل مست راه در بستان یافت
روی گل و جام باده را خندان یافت
آمد به زبان حال در گوشم گفت
دریاب که عمر رفته را نتوان یافت
#خیام🕊
روی گل و جام باده را خندان یافت
آمد به زبان حال در گوشم گفت
دریاب که عمر رفته را نتوان یافت
#خیام🕊
خسته از خوانده ها و خواهان ها
خسته از شعبه های یک تا بیست
به وکیلی که خسته است از خود
هیچوقت اعتراض وارد نیست...
#آنا_لمسو 🕊
#گرامیداشت_روز_وکیل_مدافع
خسته از شعبه های یک تا بیست
به وکیلی که خسته است از خود
هیچوقت اعتراض وارد نیست...
#آنا_لمسو 🕊
#گرامیداشت_روز_وکیل_مدافع
تنها نگرانِ این بودم
که به جستجوی تو
در دورترین کوچه ی دنیا به خانه ات برسم
و تو به جستجویم رفته باشی
چه غمبار
وقتی نمی دانی
گم کرده ای
یا گم شده ای؟
#معین_دهاز🕊 @siminsagh
که به جستجوی تو
در دورترین کوچه ی دنیا به خانه ات برسم
و تو به جستجویم رفته باشی
چه غمبار
وقتی نمی دانی
گم کرده ای
یا گم شده ای؟
#معین_دهاز🕊 @siminsagh
به کسی که با تو هر شب،
همه شوق گفت وگو بود...
چه رسیده است کامشب،
سر گفت و گو ندارد؟!
چه نوازد و چه سازد،
به جز از نوای گریه
نی خستهای که جز
بغض تو در گلو ندارد...
#حسین_منزوی 🕊 @Siminsagh
همه شوق گفت وگو بود...
چه رسیده است کامشب،
سر گفت و گو ندارد؟!
چه نوازد و چه سازد،
به جز از نوای گریه
نی خستهای که جز
بغض تو در گلو ندارد...
#حسین_منزوی 🕊 @Siminsagh
احساس می کنم ده ها نفرم ...
شاید هم صدها نفر!
چون هر شب از دلتنگی می میرم
و هر صبح
یک آدمِ دیگر
در من جان می گیرد
و به دوست داشتنِ تو ادامه می دهد ..
#سیاوش_شمشیری 🕊
شاید هم صدها نفر!
چون هر شب از دلتنگی می میرم
و هر صبح
یک آدمِ دیگر
در من جان می گیرد
و به دوست داشتنِ تو ادامه می دهد ..
#سیاوش_شمشیری 🕊
سعدیا! دی رفت و فردا همچنان موجود نیست
در میان این و آن، فرصت شمار امروز را
#سعدی_جانمان 🕊
روزتان پر لبخند😊
در میان این و آن، فرصت شمار امروز را
#سعدی_جانمان 🕊
روزتان پر لبخند😊
با آن همه نیاز که من داشتم به تو
پرهیز عاشقانه من ناگزیر بود.
من بارها به سوی تو بازآمدم ؛
ولی هر بار دیر بود!
#هوشنگ_ابتهاج 🕊 @siminsagh
پرهیز عاشقانه من ناگزیر بود.
من بارها به سوی تو بازآمدم ؛
ولی هر بار دیر بود!
#هوشنگ_ابتهاج 🕊 @siminsagh
در می زنی که وارد تنهایی ام شوی
اما بعید نیست زمانی که می روی
در از خودش جلای وطن گفته مثل من
در جستجوی در زدنت در به در شود!
#حسین_صفا 🕊
اما بعید نیست زمانی که می روی
در از خودش جلای وطن گفته مثل من
در جستجوی در زدنت در به در شود!
#حسین_صفا 🕊
زني را مي شناسم من
که در يک گوشه ي خانه
ميان شستن و پختن
درون آشپزخانه
سرود عشق مي خواند
نگاهش ساده و تنهاست
صدايش خسته و محزون
#اميدش در ته فرداست
#فریبا_شش_بلوکی 🕊 @siminsagh
که در يک گوشه ي خانه
ميان شستن و پختن
درون آشپزخانه
سرود عشق مي خواند
نگاهش ساده و تنهاست
صدايش خسته و محزون
#اميدش در ته فرداست
#فریبا_شش_بلوکی 🕊 @siminsagh
سیمین ساق | شعر فارسی
زني را مي شناسم من که در يک گوشه ي خانه ميان شستن و پختن درون آشپزخانه سرود عشق مي خواند نگاهش ساده و تنهاست صدايش خسته و محزون #اميدش در ته فرداست #فریبا_شش_بلوکی 🕊 @siminsagh
زني آواز مي خواند
زني خاموش مي ماند
زني حتي شبانگاهان
ميان کوچه مي ماند
زني در کار چون #مرد است
به دستش #تاول درد است
ز بس که رنج و غم دارد
فراموشش شده ديگر
جنيني در شکم دارد
زني در بستر مرگ است
زنی نزديکی مرگ است
#فریبا_شش_بلوکی 🕊
زني خاموش مي ماند
زني حتي شبانگاهان
ميان کوچه مي ماند
زني در کار چون #مرد است
به دستش #تاول درد است
ز بس که رنج و غم دارد
فراموشش شده ديگر
جنيني در شکم دارد
زني در بستر مرگ است
زنی نزديکی مرگ است
#فریبا_شش_بلوکی 🕊