به اینکه همین عشق سرگرمی است
به اینکه به دنیا دلم گرم نیست
شدم خنده با خنده های تو و
شدم بغض وقتی که نیچه گریست...
#عالی_رضایی 🕊
به اینکه به دنیا دلم گرم نیست
شدم خنده با خنده های تو و
شدم بغض وقتی که نیچه گریست...
#عالی_رضایی 🕊
جانم ز هواهای تو یادی دارد
بیرون ز مرادها مرادی دارد
بر باد دهم خویش در این بادهٔ عشق
کاین باده ز سودای تو بادی دارد.
#مولانا 🕊
بیرون ز مرادها مرادی دارد
بر باد دهم خویش در این بادهٔ عشق
کاین باده ز سودای تو بادی دارد.
#مولانا 🕊
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
#فروغ_فرخزاد 🕊
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
#فروغ_فرخزاد 🕊
صبح امروز کسی گفت به من
تو چقدر تنهایی!
گفتمش در پاسخ:
تو چقدر حساسی...
تن من گر تنهاست،
دل من با دلهاست،
دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم،
یادشان دردل من،
قلبشان منزل من...!
صافى آب مرا ياد تو انداخت، رفيق!
تو دلت سبز،
لبت سرخ،
چراغت روشن!
چرخ روزيت هميشه چرخان!
نفست داغ،
تنت گرم،
دعايت با من!
#سهراب_سپهری 🕊
تو چقدر تنهایی!
گفتمش در پاسخ:
تو چقدر حساسی...
تن من گر تنهاست،
دل من با دلهاست،
دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم،
یادشان دردل من،
قلبشان منزل من...!
صافى آب مرا ياد تو انداخت، رفيق!
تو دلت سبز،
لبت سرخ،
چراغت روشن!
چرخ روزيت هميشه چرخان!
نفست داغ،
تنت گرم،
دعايت با من!
#سهراب_سپهری 🕊
@siminsagh
ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
باز آ که ریخت بی گل رویت بهار عمر
از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست
کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر
#حافظ 🕊
عکس از #علی_اصغر_فیض_الهی
ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
باز آ که ریخت بی گل رویت بهار عمر
از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست
کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر
#حافظ 🕊
عکس از #علی_اصغر_فیض_الهی
@siminsagh
گفت: خیلی می ترسم
و من گفتم: چرا؟
و او گفت: چون از ته دل خوشحالم دکتر رسول.
خوشحالی این شکلی وحشتناک است.
ازش پرسیدم: چرا؟
و او گفت: وقتی دست سرنوشت بخواهد چیزی را ازت بگیرد، می گذارد این طور خوشحال باشی.
#خالد_حسینی 🕊
#بادبادک_باز
گفت: خیلی می ترسم
و من گفتم: چرا؟
و او گفت: چون از ته دل خوشحالم دکتر رسول.
خوشحالی این شکلی وحشتناک است.
ازش پرسیدم: چرا؟
و او گفت: وقتی دست سرنوشت بخواهد چیزی را ازت بگیرد، می گذارد این طور خوشحال باشی.
#خالد_حسینی 🕊
#بادبادک_باز