يار
هى يار، يار!
اينجا اگرچه گاه
گُل به زمستانِ خسته... خار مى شود
اينجا اگرچه روز
گاه چون شبِ تار مى شود
اما بهار مى شود.
من ديده ام كه مى گويم!
#سيدعلى_صالحى
@siminsagh 🕊
هى يار، يار!
اينجا اگرچه گاه
گُل به زمستانِ خسته... خار مى شود
اينجا اگرچه روز
گاه چون شبِ تار مى شود
اما بهار مى شود.
من ديده ام كه مى گويم!
#سيدعلى_صالحى
@siminsagh 🕊
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی
ﺑﻤﺎﻥ !
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻢ
ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻮﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﮐﺎﻫﮕﻞ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ
ﺑﻮﯼ ﻣﺪﺍﺩ ﺟﻮﯾﺪﻩ ﯼ ﺷﺪﻩ ﯼ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺍﻡ
ﺑﻮﯼ ﮔﻠﺒﺮﮒ ﻫﺎﯼ ﮔﻞ ﻣﺤﻤﺪﯼ ﻻﯼ ﻗﺮﺁﻥ
ﺑﻤﺎﻥ !
ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ
ﻗﺪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﻢ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
#محسن_حسینخانی 🌿
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻢ
ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻮﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﮐﺎﻫﮕﻞ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ
ﺑﻮﯼ ﻣﺪﺍﺩ ﺟﻮﯾﺪﻩ ﯼ ﺷﺪﻩ ﯼ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺍﻡ
ﺑﻮﯼ ﮔﻠﺒﺮﮒ ﻫﺎﯼ ﮔﻞ ﻣﺤﻤﺪﯼ ﻻﯼ ﻗﺮﺁﻥ
ﺑﻤﺎﻥ !
ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ
ﻗﺪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﻢ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
#محسن_حسینخانی 🌿
دو سال است که می دانم بی قراری چیست
درد چیست
دو سال است که میدانم آواز چیست
راز چیست
چشمهای تو شناسنامه مرا عوض کردند
امروز من دو ساله می شوم.
#گروس_عبدالملکیان 🕊
درد چیست
دو سال است که میدانم آواز چیست
راز چیست
چشمهای تو شناسنامه مرا عوض کردند
امروز من دو ساله می شوم.
#گروس_عبدالملکیان 🕊
راستي
چگونه بايد تمام اين عقوبت را
به كسي ديگر نسبت داد
و خود آرام از اين خانه به كوچه رفت
صدا كرد
گفت : آيا شما مي دانستيد
من اگر سكوت را بشكنم
جبران لحظه هايي را گفته ام
كه هيچ يك از شما در آن حضور نداشتيد
اگر همه ي شما حضور داشتيد
تحمل من كم بود
مجبور بودم
همه ي شما را فقط با نام كوچكتان
صدا كنم
#احمدرضااحمدی 🕊
چگونه بايد تمام اين عقوبت را
به كسي ديگر نسبت داد
و خود آرام از اين خانه به كوچه رفت
صدا كرد
گفت : آيا شما مي دانستيد
من اگر سكوت را بشكنم
جبران لحظه هايي را گفته ام
كه هيچ يك از شما در آن حضور نداشتيد
اگر همه ي شما حضور داشتيد
تحمل من كم بود
مجبور بودم
همه ي شما را فقط با نام كوچكتان
صدا كنم
#احمدرضااحمدی 🕊
مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم، خفقان!
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم ...
#فریدون_مشیری 🕊
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم، خفقان!
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم ...
#فریدون_مشیری 🕊
بعد از سه شنبه اى كه تو رفتى,بهار رفت
آن روزهاى آبى بى بند و بار رفت
تاريخ ها طلوع و غروبى نداشتند
تقويم ها سه شنبه خوبى نداشتند
باد آمد و به رخت و لباس بهار زد
جارو به دست خاطره ها را کنار زد
#احسان_افشارى 🕊
آن روزهاى آبى بى بند و بار رفت
تاريخ ها طلوع و غروبى نداشتند
تقويم ها سه شنبه خوبى نداشتند
باد آمد و به رخت و لباس بهار زد
جارو به دست خاطره ها را کنار زد
#احسان_افشارى 🕊
آه چقدر بد است به این خوبی تمام کردن کسی که قرار بوده، هنوزها تمام نشود..
#حسین_منزوی 🕊
#حسین_منزوی 🕊
سیمین ساق | شعر فارسی
آه چقدر بد است به این خوبی تمام کردن کسی که قرار بوده، هنوزها تمام نشود.. #حسین_منزوی 🕊
می ایستی که بایستانی ام؟
نارفیق!
در نیمه راهم می نهی که بتنهایی ام؟
جوابم می کنی که
آخرین سؤالم را ندیده گرفته باشی؟
آه چقدر بد است به این خوبی
تمام کردن کسی که قرار بوده، هنوزها، تمام نشود
چرا تقلب می کنی قلب من؟
چرا بیقرار قرارهایت می شوی؟
مگر بنا نبود، فلسفه بخوانیم؟ تاریخ بخوانیم؟ شعر بشورانیم؟
حالا چه شده است که ناگهان... و چه ناگهان نابهنگامی!
که من کفشهای توقفم را هنوز سفارش نداده ام
و تو می گویی:
تمام!
تا ناتمام بگذاری. مگر نمی دانستی!
مگر نشانت نداده ام، راه های نرفته ام را؟
مگر برایت نخوانده بودم، شعرهای نگفته ام را
#حسین_منزوی 🕊
نارفیق!
در نیمه راهم می نهی که بتنهایی ام؟
جوابم می کنی که
آخرین سؤالم را ندیده گرفته باشی؟
آه چقدر بد است به این خوبی
تمام کردن کسی که قرار بوده، هنوزها، تمام نشود
چرا تقلب می کنی قلب من؟
چرا بیقرار قرارهایت می شوی؟
مگر بنا نبود، فلسفه بخوانیم؟ تاریخ بخوانیم؟ شعر بشورانیم؟
حالا چه شده است که ناگهان... و چه ناگهان نابهنگامی!
که من کفشهای توقفم را هنوز سفارش نداده ام
و تو می گویی:
تمام!
تا ناتمام بگذاری. مگر نمی دانستی!
مگر نشانت نداده ام، راه های نرفته ام را؟
مگر برایت نخوانده بودم، شعرهای نگفته ام را
#حسین_منزوی 🕊