سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
از جای جراحت
نتوان بُرد
نشان را

#سعدی 🕊
‏بسوختیم در این آرزوی خام و نشد

#حافظ 🕊
که
امشب
شامِ مهتاب است

#فریدون_مشیری 🕊
شده نزدیک که هجران تو مارا بکشد
اشتیاق تو مرا سوخت،
کجایی؟
بازآ...

#وحشی_بافقی 🕊
@siminsagh

نامش همی نیارم بردن به پیش هرکس
گه گه به ناز گویم سرو روان من کو؟!

#انوری🕊
اتفاقم به سر کوی کسی افتاده ست
که در آن کوی چو من کشته بسی افتاده ست

به دلارام بگو ای نفس باد سحر
کار ما همچو سحر با نفسی افتاده ست


#سعدی_جانمان 🕊
صبح
امتداد بی تابی شبانه ای ست
که باز هم
به تو می رسد

#مژگان_سقراطی 🕊
گویی که نیشی دور از او
در استخوانم می‌رود...

#سعدی 🕊
#شهریار
هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه؟
يار
هى يار، يار!
اينجا اگرچه گاه
گُل به زمستانِ خسته... خار مى شود
اينجا اگرچه روز
گاه چون شبِ تار مى شود
اما بهار مى شود.
من ديده ام كه مى گويم!
#سيدعلى_صالحى

@siminsagh 🕊
ﺑﻤﺎﻥ !
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻢ
ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻮﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﮐﺎﻫﮕﻞ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ
ﺑﻮﯼ ﻣﺪﺍﺩ ﺟﻮﯾﺪﻩ ﯼ ﺷﺪﻩ ﯼ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺍﻡ
ﺑﻮﯼ ﮔﻠﺒﺮﮒ ﻫﺎﯼ ﮔﻞ ﻣﺤﻤﺪﯼ ﻻﯼ ﻗﺮﺁﻥ
ﺑﻤﺎﻥ !
ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ
ﻗﺪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﻢ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ

#محسن_حسینخانی 🌿
نه راه است این که بُگذاری مرا بر خاک و بُگریزی
گذاری آر و بازم پُرس که تا خاکِ رهت گردم

#حافظ 🕊
دو سال است که می دانم بی قراری چیست
درد چیست
دو سال است که میدانم آواز چیست
راز چیست
چشمهای تو شناسنامه مرا عوض کردند
امروز من دو ساله می شوم.

#گروس_عبدالملکیان 🕊
ما بال نداشتيم
برای‌ تجربه‌ی‌ رهايی،
سقوط می‌كرديم...

#زهرا_فخرايی‌ 🕊

📎 @siminsagh
راستي
چگونه بايد تمام اين عقوبت را
به كسي ديگر نسبت داد
و خود آرام از اين خانه به كوچه رفت
صدا كرد
گفت : آيا شما مي دانستيد
من اگر سكوت را بشكنم
جبران لحظه هايي را گفته ام
كه هيچ يك از شما در آن حضور نداشتيد
اگر همه ي شما حضور داشتيد
تحمل من كم بود
مجبور بودم
همه ي شما را فقط با نام كوچكتان
صدا كنم

#احمدرضااحمدی 🕊
مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم، خفقان!

‏من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم ...

#فریدون_مشیری 🕊
#سعدی حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت! 🕊
بعد از سه شنبه اى كه تو رفتى,بهار رفت
آن روزهاى آبى بى بند و بار رفت
تاريخ ها طلوع و غروبى نداشتند
تقويم ها سه شنبه خوبى نداشتند
باد آمد و به رخت و لباس بهار زد
جارو به دست خاطره ها را کنار زد

#احسان_افشارى 🕊
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم:
تو را دوست دارم

#قیصرامین_پور 🕊
چه وجود نقش دیوار
و چه آدمی که با او

سخنی ز عشق گویند
و در او اثر نباشد

#سعدی 🕊