سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
ماییم و موج سودا
شب تا به روز تنها

خواهی بیا ببخشا
خواهی برو جفا کن

#مولانا 🌿

📎 telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این حال من بی توست...

بی تو همه چی تلخه
باید که تو هم باشی

#روزبه_بمانی🕊
#عصار🎤
telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
@siminsagh

شهابِ یاد تو در
آسمانِ خاطر من
پیاپی از همه سو
خطِّ زر کشید
بیا!

#سیمین_بهبهانی 🕊
ز دستِ جورِ تو گفتم:
ز شهر خواهم رفت

به خنده گفت که:
حافظ،برو
که پایِ تو بست؟

#حافظ 🕊
ای مهربان من
من دوست دارمت
چون سبزه های دشت،
چون برگ سبز درختان نارون
معیارهای تازه ی زیبایی
با قامت بلند تو سنجیده می شود.

#حميد_مصدق 🕊
رنج فراق هست و
امید وصال نیست

این هست و نیست کاش
که زیر و زبر شود !

#فاضل_نظری 🕊
زلف او برده قرار خاطر از من،
یادگاری

من هم از آن زلف دارم یادگاری،
بیقراری!

#شهريار 🕊
خواب ِمن
زهر ِفراق ِتو
بنوشید و بمُرد..

#مولانا 🕊
دوش آرزوی خواب
خوشم بود یک زمان،

امشب نظر به روی تو
از خواب خوشترست

#سعدی 🕊
با #برف قصه چتر نمی خواست این هوا
خوش بخت موی من که کنارت سفید شد...

#سهیل_مهدیانی 🕊
#صبح_سرد_و_پاک_زمستانیتان_بخیر ❄️
1
شهر من
رقص کوچه هایش را باز می یابد.

#احمد_شاملو 🕊
در کارگه
کوزه‌گری
رفتم دوش

دیدم
دو هزار
کوزه گویا و خموش

ناگاه
یکی کوزه برآورد
خروش،

کو کوزه‌گر و
کوزه‌خر و
کوزه فروش!

#خیام 🕊
سیمین ساق | شعر فارسی
در کارگه کوزه‌گری رفتم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش ناگاه یکی کوزه برآورد خروش، کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه فروش! #خیام 🕊
با کوزه شکسته های بی دست و دهن
با دورنمای پاره های دل من

در موزه کسی مست،
چنین گفت سخن:
خیام کدام کوزه ای؟
حرف بزن...

#مهدی_سهراب 🕊
در دلِ خاك از كجا هاي بُدي و هو بُدي
گر نه پياپي آمدي دعوتِ هاي هايِ تو

#مولانا 🕊
لبخند تو خلاصه خوبیهاست،
لختی بخند
خنده گل زیباست.

#قیصر_امین_پور 🕊
گفتی اندر خواب بینی
بعد از این روی مرا

ماه من در چَشم عاشق
آب هَست و خواب نیست!

#رهی_معیری 🕊
ملتِ عشق از همه دين ها جداست
عاشقان را ملت و مذهب ، خداست

#مولانا 🕊
نامه‌ی ما را نکند باد بُرد
یا که فرستنده‌اش از یاد بُرد
یادگری بر دگری داد بُرد
صید شد اندر ره و صیاد بُرد؟

#محمدقلی_بسیج_خلخالی 🕊
قناری گفت: کُره‌ی ما
کُره‌ی قفس‌ها با میله‌های زرین و چینه‌دانِ چینی

ماهیِ سُرخِ سفره‌ی هفت سین‌اش
به محیطی تعبیر کرد
که هر بهار
متبلور می‌شود

کرکس گفت: سیاره‌ی من
سیاره‌ی بی‌هم‌تایی که در آن
مرگ
مائده می‌آفریند

کوسه گفت: زمین
سفره‌ی برکت‌خیزِ اقیانوس‌ها

#انسان سخنی نگفت
تنها او بود که جامه به تن داشت
و آستین‌اش از اشک تَر بود

#احمد_شاملو 🕊

http://telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
شب فِراق که داند
که تا سحر چند است؟

مگر کسی که،
به زندان عشق دربند است…

#سعدی🌿