سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
زندگی،
حتی اگر یکسره جنگیدن هم باشد،
خستگی در کردن می خواهد
عطر شمعدانی ها را بوییدن می خواهد...!

#نادر_ابراهیمی 🌿
زندگی
خواب خوش
کودک احساس من است

زِندِگی بُغضِ دِل تُوست بِه هِنگامِ سَحَر

#سهراب_سپهری 🌿
صفایی بود دیشب،
با خیالت خلوت ما را

ولی
من باز پنهانی،
تو را هم آرزو کردم ...

#شهریار 🌿
صبح امروز خدایا چه مبارک بدمید

که همی
از نفسش
بوی عبیر آید و عود...

#سعدی_جان 🌿
#ولادت_پیامبر_بزرگ_اسلام_فرخنده_باد 🌞
نگار من كه به مكتب نرفت
و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموزه صد مدرس شد
#حافظ 🌿
@siminsagh

آه از این دل که به صد بند نمی گیرد پند

#حافظ 🌿
وَز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رَفتَنم از بَهر چه بود!؟

#خیام 🌿
مریض غفلت خویشم، مرا به نزد طبیب
بسان کودک ترسان کشان کشان ببرید

#محسن_قلی_پور 🌿
زُلف مِشکین تو یک عمر تامل دارد،
نَتوان سَرسَری از معنی پیچیده گذشت...!

#صائب_تبریزی 🌿
او رفت
و‌صبر رفت
و‌تحمل تمام شد

از هم
گسست
سلسله ی اختیار ما

گفت
از تو یاد میکنم
اما وفا نکرد

یادش
به خیر
یار فراموشکار ما...

#مهدی_اخوان_ثالث 🌿
کسی که حرف دلش را نگفت
من بودم!

دِلَم بَرایِ خُودَم تَنگ می شَود، آرِی...

#محمد_علی_بهمنی 🌿
در من بِدمی،
من زنده شوم
یک جان چه بود،
صد جانِ منی!

#مولوی 🌿
گاهی وقت‌ها باید
رفت،
رفت،
رفت،
یک خیابان دراز را گرفت
تا آخرین نفس رفت.....
پیچید به یک کوچه‌ی باریک
و ناپدید شد!

#عباس_معروفی 🌿
صبح
نام کوچک من است
با صدایِ تو ... !

#معصومه_صابر 🌿
#صبحتون_پر_از_لبخند 🙂
تو را من دوست می‌دارم
خلاف هر که در عالم

اگر طعنه است در عقلم
اگر رخنه است در دینم...

#سعدی 🌿
چشمه ساری در دل و
آبشاری در کف
آفتابی در نگاه و 
فرشته ای در پیراهن
انسانی که تویی
قصه ها می توانم کرد ...

#احمد_شاملو 🌿
آن نَفس
كه شد عاشِق
امّاره
نخواهد شد

#مولانا 🌿
به ساعت من
تو تمام قرارها را نیامده ‏ای!
کدام نصف‏ النهار را از قلم انداخته‏ ام
قرار روزهای بی قراری‌ام
کجای آسمان ببینمت
من از جست و جوی زمین خسته‏ ام...

#کامران_رسول_زاده 🌿
تو به آرام دِل خویش رسیدی #سعدی 🌿

مِی خور و غَم مَخور
از شنعت بیگانه و خویش ...
#شهریار تُو با اَغیار
پِیشِ چَشمِ مَن مِی دَر سَبُو کَردِی!

من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم...