سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
من در آینه رخ خود را دیدم
و به تو حق دادم
آه میبینم
تو به اندازه تنهایی من خوشبختی
من به اندازه زیبایی تو غمگینم

#حمید_مصدق 🌿
#سالروز_درگذشت_شاعر
آخرش روزی
بهار خنده هامان می رسد

پس بیا با عشق
فصل بغضمان را رد کنیم ...

#قیصر_امین_پور 🌿
صد ملک دل
به نیم نظر میتوان خرید!

خوبان در این معامله تقصیر میکنند ...

#حافظ 🌿
چه کسی خواهد دید
مردنم را بی تو ؟

بی تو مُردم ؛
مُردم...

گاه می اندیشم ؛
خبر مرگ مرا با تو
چه کس می گوید ؟…

#حمید_مصدق 🌿
@siminsagh

ما نباشیم
که
باشد
که
جفای
تو
کشد...!؟

#وحشی_بافقی 🌿
یه عمر بعد از حال این روزام
یه پیرمردم تویِ یه کافه

بارون دلم میخواد،هوا اما
مثل موهای دخترت صافه...


#حسین_غیاثی 🌿
تمام شَب
آنجا میان سینه من کسی
ز نومیدی نفس نفس می زد!
کسی به پا می خاست
کسی تو را میخواست...

#فروغ_فرخزاد 🌿
بَر خیز که بامدادِ خوشبَختی را

با نان و پنیر و بوسه آغاز کنیم

#شهراد_میدری 🌿
بَرخیز شعر ها هَمِگی لَنگ مانده‌اند

صُبحَت به‌خیر، حضرَتِ مَضمونِ هَر غزل

#سید_مهدی_وزیری 🌿
ترسی از رسوایی عشقت ندارد جان من

دلخوشم بر دستِ‌خلقی که نشانم میدهند

#برهان_غفرانی 🌿
وقتی که تو نیستی
من هم
تنهاترین اتفاقِ بی دلیلِ زمین اَم!

#سید_علی_صالحی 🌿
@siminsagh

می شناسمت ،
چشم های تو میزبان
آفتاب صبح سبز باغ هاست
می شناسمت ،
آفریدگار و یار روشنی
دست های تو
پلی به رویت خداست

#شفیعی_کدکنی 🌿
نفرین به طراحان این ترفندهای شوم
نفرین به اربابان جنگ و تلخکامی ها
#ریحانه_کاردانی 🌿

داماد در جزایر مجنون شهید شد...
#شهید_گمنام🌷
حالا سالهاست که دیگر هیچ نامه‌ای به مقصد نمی‌رسد
حالا بعد از آن همه سال، آن همه دوری
آن همه صبوری
من دیدم از همان سرِ‌ صبحِ آسوده
هی بوی بال کبوتر و
نایِ تازه‌ی نعنای نورسیده می‌آید
پس بگو قرار بود که تو بیایی و ... من نمی‌دانستم!
دردت به جانِ بی‌قرارِ پُر گریه‌ام
پس این همه سال و ماهِ ساکتِ من کجا بودی؟
#سید_علی_صالحی
سیمین ساق | شعر فارسی
حالا که آمده ای همین جا بنشین و فقط از خدا بپرس چقدر با هم بودن خوب است... #محمدرضا_عبدالملکیان 🌿
سالهاست که معنای این را نفهمیده ام
"رفت و آمد” یا “آمد‌ و رفت” ؟
آدمها می‌روند که برگردند ، یا می‌آیند که بروند


#ناشناس 🌿
چشم گریان مرا
حال بگفتم به طبیب
گفت: یک بار ببوس
آن دهن خندان را!

#سعدی_جانمان 🌿
#مولانا
دزدیده سوی غیر نظر می‌کنی،مکن!