سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
بود آیا که در میکده‌ها بگشایند
گره از کار فروبسته ما بگشایند!

@siminsagh🌿
@siminsagh

خسروان در آرزوی شکرش فرهادوار

جان شیرین را فدای جان شیرین کرده‌اند

#خواجوی_کرمانی 🌿
@siminsagh


شنیده ام سخنی خوش
که پیر کنعان گفت:

فِراق یار نه آن می کند
که بتوان گفت ...


#حافظ🌿
@siminsagh
چه گویم؟
از که گویم؟
با که گویم؟
که این دیوانه را
از خود خبر نیست

#فریدون_مشیری🌿
دلتنگی ...
خوشه انگور سیاه است ...
لگد کوبش کن
لگد کوبش کن
بگذار ساعتی
سربسته بماند ...
مستت می کند اندوه ...

#شمس_لنگرودی 🌿
@siminsagh🌿"ابوسعید ابوالخیر"
از عشق من به هر سو
در شهر گفتگویی است
من عاشق تو هستم
این گفتگو ندارد

#شهریار 🌿 @siminsagh
@siminsagh

جایی که برادر به برادر نکند رحم
بیگانه برای تو برادر شدنی نیست

#شمس_تبریزی 🌿
@siminsagh

و آن چه که زیبا نیست زندگی نیست،
روزگار است ...

#شمس_لنگرودی 🌿
@siminsagh

گر چه آرام از دل ما می‌رود
همچنین می‌رو که زیبا می‌روی

دیده سعدی و دل همراه توست
تا نپنداری که تنها می‌روی

#سعدی 🌿
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد

#حافظ 🌿 @siminsagh
ای تو بهار و باغ من
چشم من و چراغ من
"بی همگان به سر شود
بی تو به سر نمی شود"

#حمید_مصدق 🌿 @siminsagh
@siminsagh

شیر هم شیر بود گرچه به زنجیر بود ...

#فرخی_سیستانی 🌿
@siminsagh

سر آن ندارد امشب که برآيد آفتابی
چه خيال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی

#سعدی 🌿
@siminsagh

در من کسی باز یاد تو افتاد، امشب

بانگی تو را، از درونم صلا داد، امشب

#حسین_منزوی 🌿
گاه زخمی که به پا داشته ام
زیر و بم های زمین را به من
آموخته ست

#سهراب_سپهری 🌿 @siminsagh
@siminsagh

پر کن پیاله را
کین جام آتشین
دیری ست ره به حال خرابم نمی برد!
آنجا ببر مرا
که شرابم نمی برد...


#فریدون_مشیری🌿
@siminsagh

مناز ای مدعی ،
گر یک دو گامت پایه برتر شد

که محنت خانه ی ما هم
دری بر آسمان دارد...



#حسین_ثنایی_مشهدی🌿
👍1
قرار عقل برفت و
مجال صبر نماند......

که چشم و زلف تو از حد برون دلاویزند!

#سعدی 🌿
آسایش دو گیتی، تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروّت، با دشمنان مدارا

#حافظ 🌿 @siminsagh
@siminsagh

مرا راحت از زندگی ، دوش بود
که آن ماه رویم ، در آغوش بود

چنان مست دیدار و حیران عشق
که دنیا و دینم فراموش بود

#سعدی 🌿