کجای شهر قدم میزنی؟
میخواهم کاملا اتفاقی
از آنجا رد شوم...
#مریم_قهرمانلو 🌿
telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
میخواهم کاملا اتفاقی
از آنجا رد شوم...
#مریم_قهرمانلو 🌿
telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
هر روز که میگذرد
تکهتکهام میکند
مینشینم
تکههای خودم را جمع میکنم
کنار هم میچینم
میبینم تکهای گم شده
هر روز که میگذرد
سبکتر میشوم...
#شهاب_مقربین 🌿
telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
تکهتکهام میکند
مینشینم
تکههای خودم را جمع میکنم
کنار هم میچینم
میبینم تکهای گم شده
هر روز که میگذرد
سبکتر میشوم...
#شهاب_مقربین 🌿
telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
دِل نیست این،
که گَلِهی اسبان سَرکش است
جز تو کسی توان مَهار ِمَرا نَداشتْ...
#حسن_حسن_پور 🌿
telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
که گَلِهی اسبان سَرکش است
جز تو کسی توان مَهار ِمَرا نَداشتْ...
#حسن_حسن_پور 🌿
telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی
@siminsagh
عاقبت برخیزد از جا هر کجا افتاده ای ست
جز دلم کاندر خم زلفت مدام افتاده است
#ابوالقاسم_لاهوتی 🌿
#شما_فرستاديد
عاقبت برخیزد از جا هر کجا افتاده ای ست
جز دلم کاندر خم زلفت مدام افتاده است
#ابوالقاسم_لاهوتی 🌿
#شما_فرستاديد
گفتی چه دلگشاست
افق در طلوع صبح
گفتم که چهره ی تو
از آن دلگشاتر است
#فریدون_مشیری 🌿
📎 telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
افق در طلوع صبح
گفتم که چهره ی تو
از آن دلگشاتر است
#فریدون_مشیری 🌿
📎 telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
کاش میﺷﺪ
ﯾﮏ صبح
ﮐﺴﯽ ﺯﻧﮓ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﺪ ﺑﮕﻮﯾﺪ:
ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ِﭘـُر ﺁﻣﺪﻩ ﺍم
ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ،
ﺑﺎ ﻗﻠﺐ ﻫﺎﯾﯽ ﺁﮐﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻫﺎﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽ
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ها
ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﻤﺎﻧﻢ ﻭ
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺮﻭﻡ
#سيدعلىصالحى 🌿
telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
ﯾﮏ صبح
ﮐﺴﯽ ﺯﻧﮓ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﺪ ﺑﮕﻮﯾﺪ:
ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ِﭘـُر ﺁﻣﺪﻩ ﺍم
ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ،
ﺑﺎ ﻗﻠﺐ ﻫﺎﯾﯽ ﺁﮐﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻫﺎﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽ
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ها
ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﻤﺎﻧﻢ ﻭ
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺮﻭﻡ
#سيدعلىصالحى 🌿
telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
فرض کن
حسرتِ پاییزِ تو را؛
درک کند
روز برگشتن او،
اولِ
آبان باشد
#امید_صباغ_نو 🌿
📎 telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
حسرتِ پاییزِ تو را؛
درک کند
روز برگشتن او،
اولِ
آبان باشد
#امید_صباغ_نو 🌿
📎 telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
«کُشتنِ شمع چه حاجت بود از بیمِ رقیبان
پرتو رویِ تو گوید که تو در خانهی مایی»
#سعدی 🌿
telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
پرتو رویِ تو گوید که تو در خانهی مایی»
#سعدی 🌿
telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی
دیدهی جراح،چون بر زخمِ ناسورم فتاد
اشکِ خون دیدم که جاری شد ز چشمِ سوزنش
#طالب_آملی 🌿
📎 telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
اشکِ خون دیدم که جاری شد ز چشمِ سوزنش
#طالب_آملی 🌿
📎 telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ