سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
میروم و نمیرود
از سرِ من هوای تو ...

#رهی_معیری 🌿
در گِل بمانده پای دل
جان می‌دهم چه جای دل

وز آتش سودای دل
ای وای دل
ای وای ما ...

#مولانا 🌿
@siminsagh

مژده ای دل
که مسیحا نفسی
می‌آید...

#حافظ 🌿
#استاد_شجریان
و شايد دلتنگىِ غروبِ جمعه
نفرينِ مادرى باشد،
كه گوشه‌ى آسايشگاه
يك هفته انتظار كشيد و
كسى سراغش را نگرفت!
"خدا صداى مادران را اول از همه می‌شنود..."

#علی_قاضی_نظام

@siminsagh 🌿
ای نسیم سحر
از من به دلارام بگوی
که کسی جز تو ندانم
که بود محرم دوست ...
#سعدی 🌿

#صبح_دلتنگی_بخیر
@siminsagh
روز شعر و ادب فارسی گرامی باد 🌿
✔️ @siminsagh
جز من به شهرِ یار کسی #شهریار نیست
شهری به شاهپروریِ شهرِ یار نیست
@siminsagh

کاش یک روز
سَر زلفِ تو
در دست اُفتد

تا ستانَم من از او
دادِ شبِ تنهایی...

#شهریار 🌿
ایندی يايا قیش دئییرم
سابق قیشا، یای دئمیشم

گاه توییوی یاده سالیب
من ده لی، نای نای دئمیشم

سونرا گئنه یاسه باتیب
آغلاری های های دئمیشم

#شهریار 🌿 @siminsagh
سیمین ساق | شعر فارسی
ایندی يايا قیش دئییرم سابق قیشا، یای دئمیشم گاه توییوی یاده سالیب من ده لی، نای نای دئمیشم سونرا گئنه یاسه باتیب آغلاری های های دئمیشم #شهریار 🌿 @siminsagh
👆ترجمه شعر ترکی


حالا تابستان را چو زمستان می دانم.
سابق زمستان را چو تابستان می دانستم؛

گاها عروسی تو را به خاطر آورده
و من دیوانه نای نای گفته ام.

بعدا دوباره غمگین شده
و های های گریه کرده ایم.

#شهریار 🌿
@siminsagh

نیست ممکن
هرکه مجنون شد
دگر عاقل شود....

#صائب_تبریزی 🌿
عکس از یاسمن دارابی
از تو کبریتی خواستم که شب را روشن کنم
تا پله‌ها و تو را گم نکنم
کبریت را که افروختم، آغاز پیری بود
گفتم دستانت را به من بسپار
که زمان کهنه شود
و بایستد
دستانت را به من سپردی
زمان کُهنه شد
و
مُرد


#احمدرضا_احمدی 🌿
@siminsagh
گفتا که نه تو مردی
گفتم که بلی اما

چون بوی توام آمد
از گور برون جستم...

#مولانا 🌿 @siminsagh
@siminsagh

دست به جان نمی‌رسد تا به تو برفشانمش

بر که توان نهاد دل
تا ز تو واستانمش ...

#سعدی 🌿
والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود

آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست...

#مولانا 🌿
کم نیستند کسانی
که با پاره‌ی سنگی در مُشتِ بسته‌ی باد
گمان می‌کنند کبوتری تشنه
به جانب چشمه می‌بَرَند،
اما من و کبوتر و چشمه
گول نخواهیم خورد
ما خوابِ خوشی
از احوالِ آدمی دیده‌ایم ...

#سید_علی_صالحی 🌿
@siminsagh
از یار،
داغ دیدم
و از روزگار هم

چشمی به روزگار ندارم،
به یار هم


#سجاد_رشیدی_پور 🌿
گاهی از دور تو را
خوب ببینم کافیست ...

#محمدعلی_بهمنی 🌿
گوئی به خواب بود، جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصت مان دیر می شود!

#قیصر_امین_پور 🌿 @siminsagh