با یار به بوستان شدم رهگذری
کردم نظری سوی گل از بینظری
آمد بر من نگار و در گوشم گفت:
رخسار من اینجا و تو در گل نگری؟
#فخرالدین_عراقی 🌿
کردم نظری سوی گل از بینظری
آمد بر من نگار و در گوشم گفت:
رخسار من اینجا و تو در گل نگری؟
#فخرالدین_عراقی 🌿
@siminsagh
هرگز از مرگ نهراسيده ام
اگر چه دستانش از ابتذال، شکننده تر بود.
هراس من – باری – همه از مردن در سرزمينی است،
که مزد گورکن
از آزادی آدمی
افزون تر باشد ...
#احمد_شاملو 🌿
هرگز از مرگ نهراسيده ام
اگر چه دستانش از ابتذال، شکننده تر بود.
هراس من – باری – همه از مردن در سرزمينی است،
که مزد گورکن
از آزادی آدمی
افزون تر باشد ...
#احمد_شاملو 🌿