سیمین ساق | شعر فارسی
17.9K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
ای خدا
در این شب سرد و غریب
من به دنبال چه می‌گردم؟
#فروغ_فرخزاد
4💔2
هر دشمنیی که بختِ بد کرد

عشق تو هم آمد و مدد کرد!

#میلی_مشهدی
9💔7
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود
#فردوسی
👍96👏2👎1
در شب سرد زمستانی، تنها بودن غمگینم.
#نیما_یوشیج
💔9🤮31
بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند.
#سعدی
16🥴1
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
#سعدی
13
به دست، کیسهٔ غم را گرفته‌ام بروم

دلم گرفته، دلم را گرفته‌ام بروم...

#محمد_سلمانی
💔64
دستی که به دست من بپیوندد، نیست
صبحی که به‌ روی ظلمتم خندد، نیست

زنجیر فراوانِ فراوان، اما
چیزی که مرا به زندگی بندد، نیست!

#حسین_منزوی
💔18😢2
بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود
#مولانا
💔10❤‍🔥3👍1👏1😢1
دلیر آن بود کز بلا ننگرد
#فردوسی
👍4❤‍🔥3👎21
هر که را اسرار عشق از روزگار آموختی
مهر کس ننشاند و غمخواریش کس نشناخت
#سعدی
7❤‍🔥3
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
#سعدی
👍11👏3
هیچ‌کس به ما کمک نمی‌کند.
باید بسوزیم و بسازیم و حرف نزنیم.
ما مثل قورباغه هستیم. اگر دم نزنیم گلویمان باد می‌کند و از غصه می‌ترکیم.
اگر دهن باز کنیم آب توی دهانمان می‌رود و خفه می‌شویم...

علی‌ اشرف‌ درویشیان
👍6😢6💔6🔥1
افسانه‌ست، افسانه‌ست
اما افسانه‌ای که مرا کشت
#نیما_یوشیج
1
دگر نه ناز نگاری کشم نه رنج بهاری
نه دست عشق به یاری دهم نه دل به نگاری

چه سود از آن‌همه محنت که پای کس بسرآید
نشسته بینمش آخر چو گل به دامن خاری؟

توئی که در سرت از وصل من نبود شکیبی
توئی که در دلت از عشق من نبود قراری

توئی که بر سر پیمان بسته بوسه شکستی
به زیر چشم شباهنگی از فراز چناری

هنوز از لب من بوی بوسه‌های تو خیزد
کنم چو از برِ میعادگاه رفته گذاری

هنوز نامهٔ سربسته‌ات چو بازگشایم
از آن چو آتش سوزان جهد ز عشق، شراری

بر آن سرم که حدیث تو پیش خلق بگویم
زمانه گر بگذارد برآرم از تو دماری

من آنچه از تو بدیدم کسی ندیده به عمری
ز شوخ باده‌پرستی ز مست باده‌گساری

چو نامه‌های تو خوانم چو گفته‌های تو بینم
به گرد خویش به چشم آیدم شگفت ‌حصاری

ترا چنان‌که توئی بر جهانیان بنمایم
که کس وفا نکند بر سرشک سیم‌عذاری

گه از خیال تو پرسم چو پیش چشم من آید
شوی ز کرده پشیمان؟ به گریه گوید: آری!
#مهدی_حمیدی
8💔6
بشنو از نی چون حکایت می‌کند
از جدایی‌ها شکایت می‌کند
#مولانا
10💔3
دست‌های تاریکت
شست
آخرین نور تابستان را
#احمد_شاملو
💔11👎2
شیوهٔ چَشمت فریبِ جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

#حافظ
21💔13
هر که از عشق تو پرسيد به او گفتم شكر
پیش مردم، گله از یار؟همینم مانده‌ست

#امید_منزوی
17👍5
نه دین دارد نه آئین دارد این دل
مرا همواره غمگین دارد این دل

ز من پرسد که چونی، چونم ای مرگ
جگر پر درد و دل پر خونم ای مرگ

شنیدم طالبان را می‌نوازی
مگر من زان میان بیرونم ای مرگ


#محسن_هشترودی
۲۲ دی ۱۲۸۶ – ۱۳ شهریور ۱۳۵۵ 
اندیشمند، شاعرو ریاضی‌دان 
🕊65💔3👍2
که مفت باخته‌ای موسمِ جوانی را…

#سلیم_طهرانی
💔22👍31