سیمین ساق | شعر فارسی
19.8K subscribers
4.35K photos
367 videos
16 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
میان خواب و بیداری
شبی دیدم خیال او
از آن شب واله و حیران،
نه در خوابم، نه بیدارم

#اوحدی_مراغه‌ای
@siminsagh 🍂
26👍5
یکی را
‏دوستش داری
‏که او دنبال غیر از توست
‏کجا دیدی جهانی را
‏به این شوریده احوالی

#محمد_لالوی
@siminsagh 🍂
20👍5💔4
ای نفس!
آمد و رفتِ هوست داغم کرد
می‌روی سوی عدم
یا ز عدم می‌آیی؟

#بیدل_دهلوی
@siminsagh 🍂
👍126💔4
بعد از تو،
شهر در خاطره‌ام چون زخمی می‌روید.
نمی‌خواهم از این زخم شفا یابم
که بیماریِ من، درمان من است.

#غاده_السمان
@siminsagh 🍂
💔14👍43
دل ما با تو چنان است
که خود میدانی

#صائب_تبریزی
@siminsagh 🍂
16💔1
قدرت عشق بنازم
که به یک تیر نگاه
جانِ شیرین بسپارند
دو بیگانه به هم...

#سعدی جان
@siminsagh 🍂
22💔3👍1
من فکر می‌کنم آن چه موجب رنجش آدم‌ها از یکدیگر می‌شود، این است که:
غالبا ما آدم‌ها توقع داریم طرف مقابل‌مان، به تمام وقایع دنیا از زاویه‌ی دید ما نگاه کند!
در صورتی‌که درون هر آدمی دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت‌ها، روابط شکل مناسب‌تری خواهند داشت.

📚 طبل حلبی
گونترگراس
@siminsagh 🍂
24👍4
روزی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
فردا که نیامده‌ست فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

#خیام
@siminsagh 🍂
10👍6
بازهم باغچه از غنچه‌ پژمرده پر است
شهر از مردم دلتنگ و دل‌آزرده پر است
گیرم از قصه‌ این غصه هم آگاه شدم
زندگی روز و شبش از غم نشمرده پر است

#فاضل_نظری
@siminsagh 🍂
12👎2👍1
لذت نمانده است
در آیینه حیات
از
"عیش های رفته"
دلی شاد می کنیم....!!!!

#صائب_تبریزی
@siminsagh 🍂
19👍7💔4
تا امروز هرگز نتوانسته‌ام جواب این سوال مادرم را بدهم.
او روزهای آخر عمرش از من پرسید:
"اگر دیگر چیزی به یاد نیاورم، می‌توانم بگویم که در این دنیا حضور دارم؟"
سوالش همیشه با من ماند...کاش امروز اینجا بود و به او می‌گفتم:
"مهم نیست تو چیزی به خاطر داشته باشی؛ اگر کسی، حتی یک نفر، نام تو را به یاد داشته باشد و آن را با عشق تکرار کند، یعنی تو در این دنیا حضور داری...


📚 عشق هرگز فراموش نمی‌کند
سالی هپ ورت
@siminsagh 🍂
31👍4
انسان عاقل اول مغزش را بکار می اندازد سپس زبان را و نادان اول میگوید سپس فکر میکند

بهمین سادگی تفاوت بین یک ابله و خردمند قابل تشخیص است ...

#احمد_شاملو
@siminsagh 🍂
👍154
ماهی ها گریه شان دیده نمی‌شود ...!
گرگها خوابیدنشان، عقابها سقوطشان،
و انسان ها درونشان...

#حسین_پناهی
@siminsagh 🍂
💔23👍115
پیری دیدم به خانهٔ خماری
گفتم نکنی ز رفتگان اخباری

گفتا می خور که همچو ما بسیاری
رفتند و خبر باز نیامد باری

#خیام
@siminsagh 🍂
15
هیچ فردای روشنی در چشم‌انداز نیست. هیچ‌کس نمی‌داند چه خواهد شد. با دریغ باید گفت مردم پذیرفته‌اند تا دیگران دربارهٔ سرنوشت‌شان تصمیم بگیرند، و همچنان منتظر تصمیماتی هستند که امیدوارند درباره‌شان گرفته بشود. این خیلی بد است؛ خیلی بد است که یک ملّت بپذیرد هیچ نقشی در تعیین سرنوشت خود نمی‌تواند داشته باشد. پذیرفتن حالت انفعالی صِرف برای یک ملّت مثل زهر او را مسموم می‌کند.

#محمود_دولت_آبادی
@siminsagh 🍂
👍23
جز تو یاری نگرفتیم و
نخواهیم گرفت...
بر همان عهد که بودیم
بر آنیم هنوز...

#ادیب_نیشابوری
@siminsagh 🍂
23
شهریان را به غریبان نظری باشد و من
دیدم این قاعده در شهر شما نیست، چرا؟

#اوحدی_مراغه‌ای
@siminsagh 🍂
13💔2👍1
من مثل دانش آموزی که درس هندسه اش را
دیوانه وار دوست میدارد
تنها هستم

#فروغ_فرخزاد
@siminsagh 🍂
💔87👍2
چه نزدیک است جانِ تو به جانم
که هر چیزی که اندیشی بدانم

#مولانا
@siminsagh 🍂
22
گر بوسه به من بخشی، دانی به چه می‌ماند؟
مرغی که گَهِ کشتن‌، قاتل دهدش آبی...

#ملک‌_الشعرای_بهار
@siminsagh 🍂
25👎1
درویشی کفش در پا نماز می‌گزارد
دزدی طمع در کفش او بست گفت
با کفش نماز نباشد.
درویش دریافت و گفت:
اگر نماز نباشد، گیوه باشد.

#عبید_زاکانی
@siminsagh 🍂
👍103