Reza Yazdani Eshghet
Reza Yazdani
و عشق
صدای فاصله هاست.
صدای فاصله هايی كه
غرق ابهامند
نه صدای فاصله هايی كه مثل نقره تميزند
و با شنيدن يك هيچ می شوند كدر.
هميشه عاشق تنهاست.
#سهراب_سپهری 🌿 @siminsagh
صدای فاصله هاست.
صدای فاصله هايی كه
غرق ابهامند
نه صدای فاصله هايی كه مثل نقره تميزند
و با شنيدن يك هيچ می شوند كدر.
هميشه عاشق تنهاست.
#سهراب_سپهری 🌿 @siminsagh
@siminsagh
شجر که پاک بود میوهاش شکرریز است
گهر که پاک بود طالعش همایون است
#بیژن_ترقی 🌿
#زادروز_همایون_شجریان_عزیز ❤️
شجر که پاک بود میوهاش شکرریز است
گهر که پاک بود طالعش همایون است
#بیژن_ترقی 🌿
#زادروز_همایون_شجریان_عزیز ❤️
Zire Saghfe Khial
Homayoun Shajarian
با تو انگار ازل همین حالاست
با تو نقش فرشته کم رنگ است
من که باشم در این میان که خدا
در هوای تو سخت دلتنگ است...
#افشین_یداللهی 🌿
#زادروز_همایون_شجریان 🎼 @siminsagh
با تو نقش فرشته کم رنگ است
من که باشم در این میان که خدا
در هوای تو سخت دلتنگ است...
#افشین_یداللهی 🌿
#زادروز_همایون_شجریان 🎼 @siminsagh
@siminsagh
یک گوشه از قلب هست
نمیدانم اسمش چیست...
جای ِ دوست داشتن ِ آدمهایی ست
که هیچوقت نمیآیند...
#معصومه_صابر 🌿
یک گوشه از قلب هست
نمیدانم اسمش چیست...
جای ِ دوست داشتن ِ آدمهایی ست
که هیچوقت نمیآیند...
#معصومه_صابر 🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Sahar Karami)
#سعدی
گفتم لب تو را:
که دل من تو بردهای
گفتا کدام دل؟
چه نشان؟
کی؟
کجا؟
که برد؟
سودا مپز که آتش غم در دل تو نیست
ما را غم تو برد به سودا، تو را که برد؟
👉 @siminsagh 🌿
گفتم لب تو را:
که دل من تو بردهای
گفتا کدام دل؟
چه نشان؟
کی؟
کجا؟
که برد؟
سودا مپز که آتش غم در دل تو نیست
ما را غم تو برد به سودا، تو را که برد؟
👉 @siminsagh 🌿
لذت و صل نداند مگر آن سوختهای
که پس از دوری بسیار به یاری برسد
قیمت گل نشناسد مگر آن مرغ اسیر
که خزان دیده بود پس به بهاری برسد
#امیرخسرودهلوی 🌿
که پس از دوری بسیار به یاری برسد
قیمت گل نشناسد مگر آن مرغ اسیر
که خزان دیده بود پس به بهاری برسد
#امیرخسرودهلوی 🌿
@siminsagh
ما وارث غرور «کَوَر کوه»ایم، آبشخور دوتاییمان چشمهست
در باور پلنگ نمیگنجند، این بره آهوان خیابانی
#حجت_زرینجو 🌿
ما وارث غرور «کَوَر کوه»ایم، آبشخور دوتاییمان چشمهست
در باور پلنگ نمیگنجند، این بره آهوان خیابانی
#حجت_زرینجو 🌿
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از برگ گل کاغذ سازم
نامه ای شیرین می پردازم
می نویسم از عشقم، رازم
که رفته سفر
بعد از سلام ای دلدارم
اولا خیلی دوست دارم
دوم دیده بر راهت دارم
هر شام و سحر
در پایان از خدا میخوام
که تو را نگه داره برام
تو رو میخوام با عشق تمام
دوستت دارم
#دریا_دادور 🎼🌿 @siminsagh
نامه ای شیرین می پردازم
می نویسم از عشقم، رازم
که رفته سفر
بعد از سلام ای دلدارم
اولا خیلی دوست دارم
دوم دیده بر راهت دارم
هر شام و سحر
در پایان از خدا میخوام
که تو را نگه داره برام
تو رو میخوام با عشق تمام
دوستت دارم
#دریا_دادور 🎼🌿 @siminsagh
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
@siminsagh
پدرم هشت سال جنگيد،
تا دشمن را شكست بدهد،
مادرم هشت سال ما را بزرگ كرد،
و شكسته تر شد!
و من در آستانهی هشت سالگی
فهميدم،
هشت با هشت برابر نيست!
#حسين_سليمانى 🌿
پدرم هشت سال جنگيد،
تا دشمن را شكست بدهد،
مادرم هشت سال ما را بزرگ كرد،
و شكسته تر شد!
و من در آستانهی هشت سالگی
فهميدم،
هشت با هشت برابر نيست!
#حسين_سليمانى 🌿
في البيت أَجلس،
لا حزيناً لا سعيداً
لا أَنا، أَو لا أَحَدْ
صُحُفٌ مُبَعْثَرَةٌ.
ووردُ المزهريَّةِ لا يذكِّرني
بمن قطفته لي.
فاليوم عطلتنا عن الذكرى،
وعُطْلَةُ كُلِّ شيء...
إنه يوم الأحدْ
@siminsagh 🌿
مینشینم در خانه
نه غمگین، نه شاد
نه خودم، نه هیچکس دیگر.
روزنامههای پاره
رزهای توی گلدان
مرا به یاد او که آنها را برایم چید
نمیاندازد.
امروز روز تعطیل خاطره است،
تعطیل همهچیز.
امروز جمعه است.
#محمود_درویش
ترجمه: #محمدرضا_فرزاد
لا حزيناً لا سعيداً
لا أَنا، أَو لا أَحَدْ
صُحُفٌ مُبَعْثَرَةٌ.
ووردُ المزهريَّةِ لا يذكِّرني
بمن قطفته لي.
فاليوم عطلتنا عن الذكرى،
وعُطْلَةُ كُلِّ شيء...
إنه يوم الأحدْ
@siminsagh 🌿
مینشینم در خانه
نه غمگین، نه شاد
نه خودم، نه هیچکس دیگر.
روزنامههای پاره
رزهای توی گلدان
مرا به یاد او که آنها را برایم چید
نمیاندازد.
امروز روز تعطیل خاطره است،
تعطیل همهچیز.
امروز جمعه است.
#محمود_درویش
ترجمه: #محمدرضا_فرزاد
تو آخرین سرزمینی
باقی مانده در جغرافیای آزادی
تو آخرین وطنی هستی که از ترس و گرسنگی ایمنم میکند.
تو واپسین خوشه و واپسین ماه
واپسین کبوتر و واپسین ابر
تو واپسین شکوفهای هستی که بوییده ام
و واپسین کتابی که خواندهام
آخرین واژهای که نوشتهام.
#نزار_قبانی 🌿
باقی مانده در جغرافیای آزادی
تو آخرین وطنی هستی که از ترس و گرسنگی ایمنم میکند.
تو واپسین خوشه و واپسین ماه
واپسین کبوتر و واپسین ابر
تو واپسین شکوفهای هستی که بوییده ام
و واپسین کتابی که خواندهام
آخرین واژهای که نوشتهام.
#نزار_قبانی 🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)