سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
دانی که چیست دولت؟
دیدارِ یار دیدن
#حافظ 🌿 @siminsagh
@siminsagh 🌿

ماریا
مرا نمی خواهی ؟
مرا نمی خواهی
افسوس باید
باز بکشم بار قلبم را
با درد و با اندوه
آن سان که سگی
بازمی کشد تا لانه
اشکریزان
پایش را
که از جا کنده است قطار...

#ولادیمیر_مایاکوفسکی
#م_کاشیگر
آه ای آرامش جاويد
کی آيی به دست...؟!

#فریدون_مشیری 🌿
@siminsagh 🌿

بعد از
سه شنبه اى كه تو رفتى
بهار رفت...

#احسان_افشاری
عکس از #مهرداد_ضیایی_نژاد
#سه_شنبه_خدا_کوه_را_آفرید
Hediyeh
Siavash Ghomayshi
کاش نمی‌‌‌شناختمت
آن وقت با تو بودن چه آسان بود
آن وقت هر چیزی رسمیتِ خودش را داشت
حتی سلام‌ها
حتی نگاه‌ها
مثلِ دو غریبه
یک احوال‌پرسی‌ مؤدبانه
تعارف یک صندلی خالی‌
بی‌ هیچ تکلفی
کنارِ هم می‌‌نشستیم
بی‌ هیچ حرفی‌
قهوه‌هامان را می‌‌خوردیم
و اگر از روی حواس‌پرتی
پر از حسرت ِ نوازش ِ دست‌های تو
یا غرق رویای بوسه‌های تو می‌شدم
جای نگرانی نبود.
همین که نگاهم می‌‌کردی
سرم را به کتابی‌
درختی
پرنده‌ای
آگهی روزنامه‌ای
بند می‌‌کردم
و تو فی‌البداهه از صرافت ِ آزار من...
می‌‌افتادی!

#نیکی_فیروزکوهی 🌿
@siminsagh 🌿

نیک و بد چون همی بباید مُرد
خنک آنکس که گوی نیکی بُرد...

#سعدی_جانم
#زادروز_جبار_باغچه‌بان
نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی

#عراقی 🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
@siminsagh

از تو مرا امید شفا نیست
شاید امام زاده ی بعدی...

من زنده ام که دوست بدارم
لطفا حرام زاده ی بعدی...

#طاهره_خنیا 🌿
@siminsagh

دارم به سینه، خون‌شده‌آهی ‌که همچو صبح‌
در کوچه‌های زخم، گشودند راه او

#بیدل 🌿
@siminsagh

امّا تو هیچ بودى
و ديدم هنوز هم
در سينه هیچ نيست
به جز آرزوىِ تو...

#فروغ_فرخزاد 🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
@siminsagh 🌿

دوستی با که دارم در #این_شهر ؟!
ای تو مجموعه ی دوستانم...

#رضا_طهماسبی
عکس از #عباس_ملکی
#خرم‌آباد_زیبای_من
تا به گیتی دلِ از مهـر تـو لبـریـزم هـست

کار با هستیِ از دغـدغـه لـبریـزم نـیست

#فریدون_مشیری 🌿
فقط کافی ست به قدرِ سوختنِ کبریتی
تاریکی بی پایانِ پیش رو را تحمل کنیم،

حتما سپیده دم سرخواهد زد
خورشید باز خواهد گشت
و واژه های ممنوع نیز وزیدن خواهند گرفت.

#سید_علی_صالحی 🌿
@siminsagh

من دوست داشتم
که صورت زیبایی را بر روی سینه‌ام بگذارم
و بمیرم
اما نشد
هستی خسیس‌تر از این‌هاست...

#رضا_براهنی 🌿
با خستگی راه می‌رفتم
پشت سرم را نگاه کردم
بنظر می‌آمد که دارم با طنابی می‌کشم
تپه‌ی اندوه را با دستِ راستم
و کوهِ امید را با دستِ چپم

#مرام_المصری 🌿
ترجمه: #سید_محمد_مرکبیان 🌿
حال من حال اسیری ست که هنگام فرار
یادش افتاد کسی منتظرش نیست، نرفت

#حسین_عباسی_فر 🌿
نیست بوی آشنا را
تاب غربت بیش ازین
از نسیم صبح بوی یار می باید کشید..

#صائب_تبریزی 🌿