سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
روزی میرسد که عشق به چابکی گریبان همه را میگیرد، حتی گریبان آنهایی که از آن فراری اند و حتی گریبان کسانی که از کلمه رمانتیک مثل نوعی گناه استفاده میکنند.

#الیف_شافاک
ارسالی خانم #فائزه
@siminsagh 🌿
زخمی اگر بر قلب بنشیند، تو نه می توانی زخم را از قلبت وابکنی و نه می توانی قلبت را دور بیندازی. زخم تکه ای از قلب توست. زخم اگر نباشد، قلبت هم نیست.
#محمود_دولت_ابادی
ارسالی خانم #زهرا
@siminsagh 🌿
@siminsagh
#غزاله_علیزاده 🍂
#خانه_ادریسیها 📕
انتخاب و عکس از یاسمن احمدی🌷
در بچگی برایم عروسکی خریدند، موهای بور و چشم‌های فیروزه‌یی داشت، به قشنگی رؤیا بود، با فشردن پهلوها می‌خندید و گریه میکرد، میگذاشتمش روی طاقچه و از دور نگاهش میکردم. تا روزی شیطان به جلدم رفت با کارد شکم عروسک را جر دادم میخواستم راز گریه و خنده او را بدانم، آن وسط جز یک مشت پوشال چیزی ندیدم، خیال ها دود شد و هوا رفت. سرچشمه شادی‌ام را با دست خودم نابود کردم، در سراسر زندگی کنجکاوی مثل بویی ناخوشایند دنبالم میکرد، بعدها یاد گرفتم فقط نگاه کنم حیف که دیر شده بود با هر تجربه، پاره‌یی از ایمانم را جایی گذاشتم. حالا فقط یک چیز میخواهم: روی قله‌های دوردست ایستادن و نگاه کردن؛ تنها این نوع دوست داشتن نجات دهنده است.

#غزاله_علیزاده 🍂
#خانه_ادریسیها 📕
#هفته_کتاب_وکتابخوانی 📙
دهان وا کردم و نزدیک بود چیزی بگویم. نزدیک بود. اگر پیش میرفتم تا آخر عمر همه زندگی ام فرق میکرد. اما نگفتم. فقط تماشا کردم...

بادبادک_باز
#خالد_حسینی
ارسالی از خانم #طاهره_رشیدی
@siminsagh 🌿
سیمین ساق | شعر فارسی
#آشنایی_تلخ #ایمان_خاکباز ارسالی از آقای #محمدسجاد‌شوقیان @siminsagh 🌿
وقتی از رستوران بیرون آمدم بی هدف شروع به قدم زدن کردم. باورم نمی‌شد باز هم اشتباهی مشابه را تکرار کرده بودم. باز هم در تشخیص عشق دچار اشتباه شده بودم اما من که یک بار طعم تلخ چنین تجربه ای را چشیده بودم پس چرا دوباره چنین خطایی را مرتکب شدم؟ پس از ساعت ها قدم زدن در نزدیکی های صبح به ناگاه متوجه شدم که درست مقابل محل کار پدرم ایستاده‌ام. آه پدرم، باز هم او را فراموش کرده بودم اما انگار او هنوز به یاد من بود که تصادفی به اینجا رسیده ام. داخل شرکت می‌شوم و از قسمت اطلاعات آن جا در مورد پدرم که تا چندی قبل نگهبان اینجا بوده است پرس و جو کردم. آن ها به من می‌گویند که او به خواسته خودش استعفا داده و به شهرستان بازگشته است. از آن ها تشکر می‌کنم و به سمت راه خروجی می‌روم که حسابدار آن جا به من می‌گوید: لطفا چند لحظه صبر کنید. این مبلغ بابت تسویه حساب پدرتان از این شرکت می‌باشد و ایشان فراموش کرده است که آن را با خود ببرد. از شما خواهش می‌کنم که این پول را به دست پدرتان برسانید.
خوشحال بودم که خدا هنوز حواسش به من بود و درست در موقعی که به پول احتیاج داشتم این مبلغ را به دست من رساند. من هم که دیگر از این شهر و دیار خیری ندیده بودم تصمیمم می‌گیرم که به سوی پدرم باز گردم و به خاطر غفلتم از او در این مدت عذرخواهی کنم و برای همیشه در کنارش بمانم.
کاش از همان ابتدا به حرف ها و پند های پدرم گوش فرا می‌دادم و چنین سرنوشت و ماجراهای تلخی را برای خود رقم نمیزند.

#ایمان_خاکباز
#آشنایی_تلخ
@siminsagh 🌿
یک وسیله درمان موقتی وجود دارد. آن الکل است. و یک وسیله درمان قطعی و همیشگی می تواند وجود داشته باشد
و آن ماریا است .

#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
ارسالی از #حامد_طرهان
@siminsagh 🌿
ما اغلب برای از یاد بردن درد و رنج خویش به آینده پناه می بریم. در پهنه زمان, خطی تصور می کنیم که فراسوی آن خط درد و رنج ما پایان خواهد یافت.


#بار_هستی
#میلان_کوندرا
ارسالی آقای #امین
@siminsagh 🌿
دو عامل اصلی، مداخله خارجی و دولت ضعیف، امروزه کشورهای جهان سومی را به سوی یک‌ زندگی خصمانه به لحاظ فرهنگی و اجتماعی سوق می دهند.

#شهر_و_جنگ
#شورانگیز_داداشی
ارسالی از آقای #حکمت_همت
@siminsagh 🌿
سیمین ساق | شعر فارسی
#عصر_امپراتوری #اریک_هایسبام ارسالی از خانم #تمنا_مهرزاد @siminsagh 🌿
عصر امپراتوری دورانی بود که مزایای نهادهای سیاسی و فرهنگی لیبرالیسم در جوامع بورژوایی به توده های زحمتکش و حتی (برای اولین بار در تاریخ) به
" زنان" بسط یافته بود یا در شرف بسط یافتن بود ،اما این بسط یافته گی به ضرر بورژوایی های لیبرال تمام شد که خود را در حاشیه ی قدرت سیاسی به حال تبعید یافت .
به علاوه فرهنگ و زنده گی فکری این دوره ،نشانه ی آگاهی حیرت بار در مورد مرگ قریب الوقوع یک جهان و ظهور ناگزیر جهانی دیگر به جای آن است .

#عصر_امپراتوری
#اریک_هایسبام
@siminsagh 🌿
#کلیدر
#هفته_کتاب_وکتابخوانی 📕
درود بر فرستنده ثنا پايروند🌹 @siminsagh
سیمین ساق | شعر فارسی
#کلیدر #هفته_کتاب_وکتابخوانی 📕 درود بر فرستنده ثنا پايروند🌹 @siminsagh
دست ما مردم خاليست ستّار،خالى نيست؟يك مردمى با دست خالى،پاى برهنه و شكم گرسنه چه مى تواند بكند؟
-انقلاب!فقط مى تواند انقلاب كند و نه هيچ كار ديگرى.
-انقلاب؟!!
-فقط انقلاب!اگر ملتى مى خواهد زندگانى كند بايد بتواند بجنگد.جنگ با دشمنى كه مشخصاً آن را مى شناسد.خودت مى گويى ما مردمى هستيم با دست خالى،پاى برهنه و شكم گرسنه.خب!در اين جنگِ انقلاب،ما مردم چى از دست مى دهيم؟!
بلخى به تأمل خاموش مانده بود و سپس دمى ديگر لب گشوده بود:
-جانمان!..جانمان چى؟
-جانمان؟؟!وقتى كه جان آدم،ذليل و برده شده باشد ديگر چه قيمتى دارد؟...

#كليدر_جلدششم
#محمود_دولت_آبادی 🍂 @siminsagh
موری پرسید: می‌توانم بیشترین و بهترین چیزی را که از این بیماری می‌آموزم به تو بگویم؟
گفتم: چه چیزی؟
موری گفت: مهم ترین چیز در زندگی این است که یاد بگیری چگونه به دیگران عشق بورزی و بگذاری که دوستت بدارند.
صدای او به نجوا تبدیل شده و ادامه داد: ما فکر می‌کنیم که سزاوار عشق نیستیم. فکر می‌کنیم اگر بگذاریم عشق به درون ما وارد شود، نرمش زیادی از خود نشان داده‌ایم. اما از مردِ عاقلی شنیدم که: عشق، تنها کارِ منطقی انسان است.
او با احتیاط جمله را تکرار کرد و برای اینکه بر تأثیر آن بیفزاید، مکثی کرد و گفت: عشق، تنها کارِ منطقی انسان است..

درود بر فرستنده ترنم 🌹

#میچ_آلبوم
سه شنبه ها با موری 📕 @siminsagh
دو یار زیرک و از باده کهن دومنی
فراغتی و کتابی و گوشه چمنی

#حافظ

باز هم مثل هربار کنارمان بودید و از شما انرژی و انگیزه گرفتیم.
نکته ای که توجه من و دیگر ادمین های سیمین را به خود جلب میکرد پایین بودن سطح کیفی اغلب کتاب های مورد مطالعه بود.
جز سه یا چهار مورد کتاب خوب، باقی آثار همان کتابهای مقطعی و اصطلاحا مُد روز بودند که صرفا برای گذران وقت مناسب هستند.
سیمین ساقی های عزیز و فرهیخته؛
کتاب خواندن به تنهایی خوب است و ما را یک پله بالاتر میبرد اما کتاب خوب خواندن، هنر است و شما قطعا هنرمند هستید.
تمنا دارم... کتاب خوب بخوانید، با یار بخوانید و در طبیعت پاییزی بخوانید...
که عمر سرفه ی کوتاهی ست.

#سیمین_ساقی_ها
@siminsagh 🌿
دلم میخواهد تا وقتی زمین بیدار است و تا وقتی که زنده ام برایت نامه بنویسم و تو بخوانی
دلم هوایت را که میکند
قلمم را پر از ابر وجودت میکنم
و برایت از باران چشم هایم مینویسم

به سرم زد که دوباره به سوی تو بیایم

راستی!!!
تو را کجا میتوات دید و شنید؟
در آواز قناری های عاشق؟!
در چشمان غزالی مضطرب؟!
در شاخه های درخت بید مجنون؟!

ویا در سخن کودکی که تازگی لب به سخن گشوده و نام تو را یاد گرفته؟!

#فرشاد_غیاثوند 🌿
@Siminsagh
@siminsagh

من که باشم در این میان، که خدا
در هوای تو سخت دلتنگ است!
بدنت همزمان حریق و حریر
من از اعجاز تو خبر دارم
در تن نازکت خدا پیداست
تا ابد من به تو نظر دارم..

صبر کن!
این تمام حرفم نیست
تو نباید دعای من باشی
از خدا خواستم موافق بود
میتوانی خدای من باشی

#افشین_یداللهی 🍂
هیتلر
موسلینی
استالین
ناپلئون
همه احمق بودند!
کدام مرد عاقلی بجای بافتن موی معشوقه اش
عمرش را صرف جنگ میکند...

#رضا_دستجردی 🍂 @siminsag
@siminsagh

سحر، کرشمهٔ صبحم بشارتی خوش داد

که کس همیشه گرفتار #غم نخواهد ماند

#حافظ 🌿