سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
سیمین ساق | شعر فارسی
#دختری_که_رهایش_کردی #جوجو_مویز ارسالی از خانم #ترنم @siminsagh 🌿
می‌دونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشت میسپری؟یه جورایی بهت خوشآمد میگه.نه دردی هست،نه ترسی و نه اشتیاقی.مرگ،امید بود که داشت با این تسکین به وجود می اومد.به زودی می‌تونستم ادوارد رو ببینم.ما تو اون دنیا به هم میرسیدیم،چون مطمئن بودم که خدا مهربونه،خدا هرگز اونقدری بی رحم نیست که ما رو از تسکین تو اون دنیا محروم کنه.

#دختری_که_رهایش_کردی
#جوجو_مویز
@siminsagh 🌿
عشق حالتی از وجوداست .
عشق شمادربیرون نیست،
بلکه دراعماق وجودشماست.
نه شمامیتوانیدعشق راازدست بدهید
ونه عشق میتواندشماراترک کند

#آکهارت_تله
ارسالی از خانم #زهرا_جان‌نثاری
@siminsagh 🌿
@siminsagh

زمستان یکی از فصول مورد علاقهٔ بچه‌های کابل هست، البته برای آن دسته از بچه‌هایی که پدرانشان توان خرید یک بخاری خوب را دارند.
(درشهر زاهدان هستند افرادی که توی این سرما بخاری ندارند)
#کتاب_بادبادک_باز 📕
#خالد_حسینی 🍂
#هفته_کتاب_وکتابخوانی 📙
انتخاب متن از فرج رییسی🌷
@siminsagh

#گوش_کن_دوستت_دارم 📕
#زهراگودرزی 🌿
#هفته_کتاب_کتابخوانی 📙
انتخاب و عکس از محمدسجاد شوقیان🌷
#برشی_از_کتاب
#گوش_کن_دوستت_دارم📚
من با تو احساس ناب دوست داشتن دارم
از آن‌ها که دلگرمم می‌کند و سرمست و شاد.
من با تو احساس ناب دوست داشتن دارم
از آن‌ها که دستانم برای تسکین مرا به آغوش می‌کشند.
من با تو احساس ناب دوست داشتن دارم
از آن‌ها که چشمانم را اسیر دو تیله مخملیه کوهی می‌کند.
من با تو احساس ناب دوست داشتن دارم
از آن‌ها که بودنت می‌شود تمام نبودهای من.
من با تو احساس ناب دوست داشتن دارم
از آن‌ها که در پس هر دوستت دارم هزار تا خوابیده.
من با تو احساس ناب دوست داشتن دارم
از آن‌ها که فریاد می‌کنم عاشقت هستم تا ابدیت خدا.
من با تو احساس ناب دوست داشتن دارم...

#زهراگودرزی 🍂
روزی میرسد که عشق به چابکی گریبان همه را میگیرد، حتی گریبان آنهایی که از آن فراری اند و حتی گریبان کسانی که از کلمه رمانتیک مثل نوعی گناه استفاده میکنند.

#الیف_شافاک
ارسالی خانم #فائزه
@siminsagh 🌿
زخمی اگر بر قلب بنشیند، تو نه می توانی زخم را از قلبت وابکنی و نه می توانی قلبت را دور بیندازی. زخم تکه ای از قلب توست. زخم اگر نباشد، قلبت هم نیست.
#محمود_دولت_ابادی
ارسالی خانم #زهرا
@siminsagh 🌿
@siminsagh
#غزاله_علیزاده 🍂
#خانه_ادریسیها 📕
انتخاب و عکس از یاسمن احمدی🌷
در بچگی برایم عروسکی خریدند، موهای بور و چشم‌های فیروزه‌یی داشت، به قشنگی رؤیا بود، با فشردن پهلوها می‌خندید و گریه میکرد، میگذاشتمش روی طاقچه و از دور نگاهش میکردم. تا روزی شیطان به جلدم رفت با کارد شکم عروسک را جر دادم میخواستم راز گریه و خنده او را بدانم، آن وسط جز یک مشت پوشال چیزی ندیدم، خیال ها دود شد و هوا رفت. سرچشمه شادی‌ام را با دست خودم نابود کردم، در سراسر زندگی کنجکاوی مثل بویی ناخوشایند دنبالم میکرد، بعدها یاد گرفتم فقط نگاه کنم حیف که دیر شده بود با هر تجربه، پاره‌یی از ایمانم را جایی گذاشتم. حالا فقط یک چیز میخواهم: روی قله‌های دوردست ایستادن و نگاه کردن؛ تنها این نوع دوست داشتن نجات دهنده است.

#غزاله_علیزاده 🍂
#خانه_ادریسیها 📕
#هفته_کتاب_وکتابخوانی 📙
دهان وا کردم و نزدیک بود چیزی بگویم. نزدیک بود. اگر پیش میرفتم تا آخر عمر همه زندگی ام فرق میکرد. اما نگفتم. فقط تماشا کردم...

بادبادک_باز
#خالد_حسینی
ارسالی از خانم #طاهره_رشیدی
@siminsagh 🌿
سیمین ساق | شعر فارسی
#آشنایی_تلخ #ایمان_خاکباز ارسالی از آقای #محمدسجاد‌شوقیان @siminsagh 🌿
وقتی از رستوران بیرون آمدم بی هدف شروع به قدم زدن کردم. باورم نمی‌شد باز هم اشتباهی مشابه را تکرار کرده بودم. باز هم در تشخیص عشق دچار اشتباه شده بودم اما من که یک بار طعم تلخ چنین تجربه ای را چشیده بودم پس چرا دوباره چنین خطایی را مرتکب شدم؟ پس از ساعت ها قدم زدن در نزدیکی های صبح به ناگاه متوجه شدم که درست مقابل محل کار پدرم ایستاده‌ام. آه پدرم، باز هم او را فراموش کرده بودم اما انگار او هنوز به یاد من بود که تصادفی به اینجا رسیده ام. داخل شرکت می‌شوم و از قسمت اطلاعات آن جا در مورد پدرم که تا چندی قبل نگهبان اینجا بوده است پرس و جو کردم. آن ها به من می‌گویند که او به خواسته خودش استعفا داده و به شهرستان بازگشته است. از آن ها تشکر می‌کنم و به سمت راه خروجی می‌روم که حسابدار آن جا به من می‌گوید: لطفا چند لحظه صبر کنید. این مبلغ بابت تسویه حساب پدرتان از این شرکت می‌باشد و ایشان فراموش کرده است که آن را با خود ببرد. از شما خواهش می‌کنم که این پول را به دست پدرتان برسانید.
خوشحال بودم که خدا هنوز حواسش به من بود و درست در موقعی که به پول احتیاج داشتم این مبلغ را به دست من رساند. من هم که دیگر از این شهر و دیار خیری ندیده بودم تصمیمم می‌گیرم که به سوی پدرم باز گردم و به خاطر غفلتم از او در این مدت عذرخواهی کنم و برای همیشه در کنارش بمانم.
کاش از همان ابتدا به حرف ها و پند های پدرم گوش فرا می‌دادم و چنین سرنوشت و ماجراهای تلخی را برای خود رقم نمیزند.

#ایمان_خاکباز
#آشنایی_تلخ
@siminsagh 🌿
یک وسیله درمان موقتی وجود دارد. آن الکل است. و یک وسیله درمان قطعی و همیشگی می تواند وجود داشته باشد
و آن ماریا است .

#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
ارسالی از #حامد_طرهان
@siminsagh 🌿
ما اغلب برای از یاد بردن درد و رنج خویش به آینده پناه می بریم. در پهنه زمان, خطی تصور می کنیم که فراسوی آن خط درد و رنج ما پایان خواهد یافت.


#بار_هستی
#میلان_کوندرا
ارسالی آقای #امین
@siminsagh 🌿