✍ نویسندهّ تک شات
7.12K subscribers
1.05K photos
180 videos
92 files
269 links
کارگاه ادبیاتی ایران| سینما |نویسندگی
نوشتن را با نگاه آغاز و با هر تصویر، یک روایت تازه
متن‌های کوتاه، الهام‌های بلند
آموزه‌های موجز برای نویسندگی
هر هفته: تمرین نگاه‌نوشت

کپی با ذکرمنبع
@ShSepehri1 پشتیبانی
@shotnote1
✴️کانال سینمایی
@Honarefilmnameh
Download Telegram
دیری‌ است بیشتر وقت خود را در خانه می‌گذرانم.
از برخورد‌های با این و آن کاسته‌ام.
اگر یاران مثل درخت بید خانه ما کم حرف بودند،
هر روز به دیدنشان می‌رفتم.

•سهراب سپهری

@shotnote1✍
داستان خیلی کوتاه «جوراب شلواری»


هِنری دابینز آدم خوبی بود، سربازی معرکه اما پیچیدگی تو کارش نبود. طنز و کنایه به او نمی‌چسبید. خیلی از خصلت‌هایش به آمریکا رفته بود. گنده و پر زور و خوش نیت. دو پرده گوشت اضافی و چربی تو شکمش قل می‌خورد. نمی‌توانست تند برود. پا می‌کوفت و می‌رفت. هر وقت لازمش داشتیم، حاضر بود. اعتقاد خاصی به مزایای سادگی و روراست بودن و تلاش و کار داشت. دابینز هم مثل کشورش به سمت رویاپردازی گرایش داشت.
حتی همین الان که بیست سال گذشته او را مجسم می‌کنم که جوراب شلواری نامزدش را دور گردنش گره زده، بعد برای کمین راه می‌افتاد. این هم از بازی‌های او بود. می‌گفت جوراب شلواری طلسم خوش‌اقبالی اوست. دوست داشت آن را به بینی خودش بمالد و نفس بکشد. می‌گفت بوی او را می‌دهد و خاطرات او را زنده می‌کند. گاهی به جای پشه‌بند روی صورتش می‌کشید و می‌خوابید درست مثل بچه‌ای که زیر پتوی جادویی، امن و آسوده می‌خوابید. جوراب شلواری بیش از هر چیزی طلسم خوشبختی او بود. از خطر حفظش می‌کرد. او را به عالمی دیگر می‌برد. جایی که همه چیز ملایم و متعادل بود. جایی که شاید روزگاری نامزدش را می‌برد که با هم زندگی کنند. دابینز هم مثل خیلی از ما توی ویتنام به خرافات و جادو و جنبل رو آورده بود و دقیقا باور داشت که جوراب شلواری او را از گزند حفظ می‌کند. فکر می‌کرد مثل زره است. هر وقت گردان آماده شبیخون می‌شد و همه ما کلاه خود به سر می‌گذاشتیم و جلیقه ضد گلوله می‌پوشیدیم، هنری دابینز مراسم آیینی خود را به جا می‌آورد و جوراب را دور گردن خود می‌پیچید و به دقت آن را گره می‌زد. هر دو لنگه را به طرف چپ شانه‌اش می‌انداخت. خیلی‌ها سر به سرش می‌گذاشتند اما به هر حال بدمان نمی‌آمد. دابینز رویین‌تن هیچ وقت زخمی نشد. خراش هم برنداشت. ماه اوت یک خمپاره خوشگل آمد کنار پایش اما عمل نکرد. یک هفته بعد توی دشت باز وسط معرکه آتش‌بازی گیر افتاد. هیچ پوششی نداشت بلافاصله جوراب را دم دهانش گرفت و نفس عمیق کشید و جادو کار خودش را کرد. همگی گردان به او ایمان آوردند. آخر دروغ که به این گندگی نمی‌شد. اواخر اکتبر نامزدش جا زد. ضربه مهلکی بود. دابینز ماتش برد. نامه او را با چشمان وق‌زده بالا و پایین کرد. بعد دست کرد تو جیبش جوراب را درآورد و دور گردنش گره زد. گفت: "نه عزیز! بی‌خیال! هنوز دوستش دارم جادو که از بین نمی‌رود." همگی خیال‌مان راحت شد.
این اثر نوشته تیم اوبرایان است و از مجموعه داستان‌های او به نام «چیزهایی که با خود حمل می‌کردند» (The Things They Carried) / برگردان اسدالله امرایی

@shotnote1 ✍
✍ نویسندهّ تک شات
🔴 در روایت پسامدرن، وقتی شخصیت می‌داند در یک داستان است https://t.me/shotnote1/3632 (ادامه پست قبلی👆) گاهی شخصیت فقط از اتفاق‌های دنیای خودش خبر ندارد؛ متوجه می‌شود که رفتار و سرنوشتش بخشی از یک داستان یا فیلم است. مثلاً تصور کنید شخصیت در میانه‌ی داستان…
🔴 در روایت پسامدرن، وقتی فرهنگ عامه وارد داستان می‌شود./ قسمت آخر

در روایت‌های سنتی، معمولاً میان «فرهنگ جدی» و چیزهایی که متعلق به فرهنگ عامه هستند فاصله‌ای وجود داشت. اما پسامدرنیسم این مرز را چندان جدی نمی‌گیرد. ممکن است یک فیلم درباره‌ی تنهایی، مرگ یا بحران هویت حرف بزند و هم‌زمان از موسیقی پاپ، تبلیغات، کمیک، تلویزیون، ستاره‌های سینما یا حتی شخصیت‌های مشهور استفاده کند.

🎬 در «پالپ فیکشن»، گفتگوهای روزمره درباره‌ی همبرگر و برنامه‌های تلویزیونی در کنار خشونت، مرگ و موقعیت‌های جدی قرار می‌گیرند. همین کنار هم قرار گرفتن چیزهایی که معمولاً جدی و غیرجدی تلقی می‌شوند، بخشی از بازی فیلم با فرهنگ عامه است.
در روایت پسامدرن، فرهنگ عامه فقط پس‌زمینه نیست؛ می‌تواند بخشی از زبان اثر و حتی ابزاری برای ساختن معنا باشد.

@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh 🎬
🔲▫️ چالش: در یک صحنه‌ی کوتاه نشان دهید که یک عنصر عامه‌پسند چگونه می‌تواند در کنار یک موقعیت جدی، معنایی متفاوت پیدا کند.

✍️ مثلاً آهنگی شاد از رادیو پخش می‌شود، درست وقتی زنی خانه‌ی خالی‌اش را برای آخرین بار ترک می‌کند. آهنگ باید معنای تازه‌ای به وضعیت شخصیت بدهد.

@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh🎬
🔲▫️ بهترين توصيه شما برای نویسندگان نویسان در حال ظهور امروز چيست؟ به نظر شما براي آنهايي که تلاش می‌کنند وارد اين حرفه شوند، مهم ترين نکته کدام است ؟
رابرت مک‌کی: به باشگاه برويد و ورزش کنيد. نوشتن، گوشت تن تان را آب مي کند. تازه بعد از آنکه نوشتيد، مجبوريد که تن خسته تان را جمع و جور کنيد و فيلمنامه را زير بغل بزنيد و آنقدر به اين در و آن در بزنيد تا از دست تان خون بچکد. اين کار به انرژی يک کودک پنج ساله، تمرکز يک استاد شطرنج، ايمان يک «اوانجليست» و دل و جرات يک صخره نورد نياز دارد. پس خودتان را بسازيد.

@shotnote1 ✍
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
راوی قصه ‌ات کیست؟
مهارت روایت،‌ جزیی از مهارت‌های نرم هر انسان‌ است. / آلن دوباتن


@shotnote1✍

.
🎬 هر اثر نوشته‌شده، شایسته یک فرصت برای معرفی‌شدن است.

بانک فیلمنامه فضایی برای ثبت فیلمنامه‌ها، نمایشنامه‌ها و داستان‌های شماست؛ همراه با بررسی اولیه و اعلام ایرادهای احتمالی در لاگ‌لاین و خلاصه داستان.

برای شروع فعالیت سایت، ثبت هر اثر فقط ۴۵ هزار تومان است.

اثرت را ثبت کن:
🌐 bankefilmnameh.ir
تا حدی ایرادهای شما را قبول دارم. حق دارید. هر چیز تا وقتی به تجربه ثابت نشود جز یک تئوری پا در هوا و تجریدی نیست. حال وقت آن رسیده است که آن را با عمل محک بزنیم. اگر واقعا بخواهید، رنج نمی برید، تا وقتی رنج می کشید که از رنج کشیدن خوشتان می آید؛ همین که خواستید، خودتان می توانید آن را قطع کنید...بگذارید بقایای یک تربیت غلط از وجودتان پاک شود. آه که افکار اکتسابی چه قدر سرسخت و لجوج اند! وقتی از پیشداوری های زشت خود خلاص شدید، تقریبا آزاد خواهید بود، یا بهتر بگویم برای آزادی آماده خواهید بود...

تشنگی و گشنگی
اوژن یونسکو



@shotnote1 ✍
✍ نویسندهّ تک شات
🔴شخصیت پردازی ۱- آرک شخصیت چیست؟ آرک شخصیت یعنی تغییری که شخصیت در طول داستان تجربه می‌کند؛ تغییری در باور، رفتار یا نگاهش به خودش و جهان. این تغییر می‌تواند مثبت یا منفی باشد، یا شخصیت در برابر آن مقاومت کند. ✍️ برای طراحی آرک شخصیت، به این پرسش‌ها جواب…
🔲۲- آرک معکوس شخصیت (Reverse Character Arc)

معمولاً انتظار داریم شخصیت در طول داستان به حقیقتی برسد، چیزی یاد بگیرد یا به آدم بهتری تبدیل شود. اما گاهی مسیر برعکس است. شخصیت به چیزی ایمان دارد که اتفاقات داستان، کم‌کم آن را از اعتبار می‌اندازند. این تغییر را می‌توان «آرک فروپاشی باور» (Disillusionment Arc) نامید.
در این ساختار، شخصیت لزوماً سقوط اخلاقی نمی‌کند. ممکن است فقط بفهمد چیزی که تمام عمر به آن تکیه کرده، آن‌قدرها هم قابل اعتماد نبوده است. ☆ اگر آنرا با پست‌مدرن ترکیب کنیم؛ چه می‌شود اگر شخصیت بفهمد حتی حقیقتی که به آن رسیده، ساخته‌وپرداخته‌ی یک داستان بوده است؟

✍️تمرین خلاقانه
دختری می‌تواند روی آب راه برود و باور دارد این توانایی نشانه‌ی برگزیده بودن اوست. روزی، هنگام عبور از دریا، با کسی روبه‌رو می‌شود که ادعا می‌کند داستان زندگی او را نوشته است.دختر میان حفظ باورش و پذیرفتن این ادعا مردد می‌شود. هر بار که می‌خواهد به حقیقت برسد، اتفاقی روایت را زیرسؤال ببرد. پایان باید باور اولیه‌ی دختر را فروبپاشد، بی‌آنکه معلوم شود نویسنده واقعاً وجود دارد یا حقیقت چیز دیگر است.
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh 🎬
🔲⭕️ اصغرفرهادی:
ادامه کارگاه‌های فیلمنامه نویسی /
جلسه ۶ بخش اول
https://t.me/honarefilmnameh/7169
جلسه ۶ بخش دوم
https://t.me/honarefilmnameh/7181

جلسه ۷، قسمت ۱
https://t.me/honarefilmnameh/7185
جلسه ۷، بخش ۲
https://t.me/honarefilmnameh/7190


@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh🎬
🔲▫️ چک‌لیست بررسی داستان و آمادگی برای جشنواره

چطور داستان خود را پیش از ارسال اثر به جشنواره یا شروع بازنویسی، ارزیابی کنیم. از کجا بفهمیم کدام بخش آن به بازنویسی نیاز دارد؟
بانکِ فیلمنامه این چک‌لیست را برای خودارزیابی، بررسی و بازنویسی داستان طراحی کرده و اصول آن در فیلمنامه، رمان، نمایشنامه، انیمیشن، بازی و حتی داستان شفاهی کاربرد دارد. هدف این است که نقاط قوت و ضعف اثر را دقیق‌تر بشناسید.
💢 این ابزار شامل پرسش‌نامه، امتیازدهی و دریافت گزارش قابل نگهداری به‌صورت PDF است.

💢 شامل دو بخش:
۱. سیستم ارزیابی فیلمنامه و آمادگی برای جشنواره
۲. چک‌لیست بررسی و بازنویسی داستان

🔴 مطالعه‌ی کامل در بانکِ فیلمنامه:
https://bankefilmnameh.ir/contents_pages/story-checklist/
.
🔲▫️توصیه‌های یک داستانک‌نویس
دیوید گفنی

🎯یک
داستان را از میانه شروع کنید، چون برای صحنه چیدن و ساختن کاراکترها وقت ندارید.
🎯دو
شخصیت‌ها را محدود کنید: در فلش فیکشن وقت برای شخصیت‌پردازی نیست. چون داستان فوق‌العاده کوتاه است. حتی استفاده صرف از یک اسم، مگر اینکه حاوی اطلاعاتی درباره داستان باشد.
🎯سه
مطمئن شوید که پایان داستان، در آخر آن رخ نمی‌دهد. در غیر این صورت، درگیری خواننده در همین جا پایان می‌یابد. به جای آن بهتر است نتیجه داستان را در میانه آن بیاوریم تا خواننده زمان کافی برای درک اتفاقات و تصمیم‌های شخصیت‌های داستان داشته باشد. اطلاعات مورد نیاز در همان سطور اول به خواننده داده می‌شود و در پاراگراف بعدی؛ خواننده را به عمق داستان می‌کشاند.
🎯چهار
برای تیتر مناسب وقت بگذارید.
🎯 پنج
سطر آخر داستان باید مثل یک زنگ صدا کند. سطر آخر، پایان داستان نیست. بلکه این اتفاق در میانه داستان می‌افتد. اما جمله آخر باید خواننده را درگیر کند. نباید کامل‌کننده داستان باشد بلکه باید ما را به جای جدیدی ببرد که باعث شود همچنان درباره ایده‌های داستان و اینکه معنی آنها چه بود فکر کنیم. داستانی که در سطر اول خودش را لو می‌دهد داستان نیست، داستانی که فهم آن چالش‌انگیز باشد یک داستان کوتاه واقعی است. داستانی که به معمایی زیبا تبدیل می‌شود.
🎯 شش
بلند بنویسید و کوتاه کنید: داستان مثل یک توده سنگ است که شما باید مثل سنگ‌تراش آن را بتراشید. این خیلی دشوار نیست. برای من این تجربه با تغییر اندکی در سبک زندگی‌ام اتفاق افتاد. در فاصله یک ساعته‌ای که با قطار از منچستر به سمت لیورپول می‌رفتم داستان‌ها را می‌نوشتم و بعد که برای انتشار پذیرفته شدند، آنها را به پانصد کلمه، سیصد کلمه، دویست و در نهایت صد و پنجاه کلمه کاهش دادم. در نهایت هر داستان، نیمی از صفحه را اشغال می‌کرد و یک آغاز، یک میانه و یک پایان داشت، شخصیت‌پردازی و توصیفات سر جایش بود و داستان شسته‌رفته از کار در می‌آمد.

@shotnote1 ✍
@gardoonedastan
بانک فیلمنامه فضایی برای ثبت فیلمنامه‌ها، نمایشنامه‌ها و داستان‌های شماست؛ همراه با بررسی اولیه و اعلام ایرادهای احتمالی در لاگ‌لاین و خلاصه داستان.

برای شروع فعالیت سایت، ثبت هر اثر فقط ۴۵ هزار تومان است.

🔲▫️ هر اثر نوشته‌شده، شایسته یک فرصت برای معرفی‌شدن است. اثرت را ثبت کن:
🌐 bankefilmnameh.ir
🔲

▫️اگر همیشه داستانت را از ابتدا و به‌ترتیب می‌نویسید، این بار از صحنه‌ی آخر شروع کنید.
مثلاً به‌جای اینکه داستان جدایی دو نفر را از آشنایی‌شان بنویسید، از لحظه‌ای شروع کنید که یکی از آن‌ها چمدانش را می‌بندد.
۵ دقیقه بنویسید. قرار نیست عالی باشد، فقط قرار است مسیر تازه‌ای را امتحان کنید.

@shotnote1✍
نقاشی هجوآمیز و کمدی به سبک "گروتسک" (Grotesque) که با اغراق‌های بصری، لحظه‌ای معمولی و البته کمی دردناک را به شکلی خنده‌دار نشان می‌دهد.


من ایمان دارم تبهکاری یکی از اولین تمایلات
جبری بشری است یکی از اولین کشش ها یا
احساساتی است که به شخصیت آدمی جهت
می‌دهد. عشق به شرارات عطش بی پایان
روح است برای خودآزاری ...

گربه‌سیاه /ادگارآلن‌پو

@shotnote1
🔲▫️

انسان چيه: ديوانه‌اى در زندانش كه بين خودآگاه و ناخودآگاهش شطرنج بازی مى‌كنه!

مهمان ناخوانده
اریک امانوئل اشمیت


@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh🎬
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔲▫️ ناصر تقوایی


شغلها اساسی ترین موارد داستانند.
برا اساس شغل ،دغدغها ، شخصیت و موقیعتهای پرسوناژ مشخص میشوند.


@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh
✍ نویسندهّ تک شات
🔲۲- آرک معکوس شخصیت (Reverse Character Arc) معمولاً انتظار داریم شخصیت در طول داستان به حقیقتی برسد، چیزی یاد بگیرد یا به آدم بهتری تبدیل شود. اما گاهی مسیر برعکس است. شخصیت به چیزی ایمان دارد که اتفاقات داستان، کم‌کم آن را از اعتبار می‌اندازند. این تغییر…
🔲▫️ سایه و تضاد درونی شخصیت

گاهی شخصیت چیزی را می‌خواهد، اما خودش مانع رسیدن به آن می‌شود.
سایه در روان‌شناسی یونگ به بخش‌هایی از وجود ما گفته می‌شود که نمی‌خواهیم آن‌ها را در خودمان ببینیم یا بپذیریم. ترس، حسادت، خشم یا حتی میل به قدرت می‌تواند بخشی از این سایه باشد. برای نویسنده، این مفهوم فرصتی است برای ساخت شخصیت‌هایی که همیشه با خواسته‌های خودشان هماهنگ نیستند.
برای طراحی تضاد درونی شخصیت، بپرسید:
۱. شخصیت چه ویژگی‌ای را در دیگران محکوم می‌کند، اما خودش هم آن را دارد؟
۲. چه احساسی را از خودش پنهان می‌کند؟
۳. چه چیزی را درباره خودش نمی‌خواهد بپذیرد؟
۴. این بخش پنهان چگونه بر تصمیم‌ها و رابطه‌هایش اثر می‌گذارد؟
نکته مهم: سایه را فقط با فکر و احساس نشان ندهید. بگذار در رفتار شخصیت، واکنش‌های ناگهانی و انتخاب‌هایی که با تصویر ذهنی او از خودش تناقض دارند، آشکار شود.
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh🎬
داستان کوتاه

موش گفت: دریغا که جهان هر روز کوچکتر می گردد! در آغاز به قدری بزرگ بود که می‌ترسیدم، هی می‌دویدم و می‌دویدم، و خوشحال بودم که سرانجام در دوردست دیوارهایی در راست و چپ می دیدم، اما این دیوارهای دراز چنان زود تنگ شده است که من دیگر در آخرین اتاق هستم و آنجا در گوشه تله‌ای هست که من باید تویش بیفتم.
گربه گفت: فقط باید مسیرت را تغییر دهی و آن را بلعید.

فرانتس کافکا

@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh🎬
بانک فیلمنامه فضایی برای ثبت فیلمنامه‌ها، نمایشنامه‌ها و داستان‌های شماست؛ همراه با بررسی اولیه و اعلام ایرادهای احتمالی در لاگ‌لاین و خلاصه داستان.

برای شروع فعالیت سایت، ثبت هر اثر فقط ۴۵ هزار تومان است.

🔲▫️ هر اثر نوشته‌شده، شایسته یک فرصت برای معرفی‌شدن است. اثرت را ثبت کن:
🌐 bankefilmnameh.ir