✍ نویسندهّ تک شات
🔴 در روایت پسامدرن وقتی مرز واقعیت و خیال از بین میرود در داستانهای معمولی، معمولاً میدانیم کدام اتفاق واقعاً رخ داده و کدامیک خیال شخصیت است. اما در روایت پسامدرن، این مرز میتواند عمداً مبهم شود. ممکن است شخصیت چیزی را ببیند که نمیدانیم واقعاً وجود…
🔴 در روایت پسامدرن، وقتی راوی قابلاعتماد نیست
در روایت معمول، انتظار داریم راوی آنچه را اتفاق افتاده برایمان تعریف کند. اما اگر خودِ راوی حقیقت را تحریف کند چه؟
گاهی راوی چیزی را فراموش کرده، گاهی بخشی از واقعیت را پنهان میکند و گاهی آگاهانه داستانی متفاوت میسازد. در این حالت، مخاطب دیگر نمیتواند هر چیزی را که میشنود، حقیقت قطعی بداند.
مثلاً:
الف ⏪ یک نوار کاست را گم میکند
⏪ سالها بعد، ب آن را پیدا میکند
⏪ صدای الف روی نوار، خاطرهای را تعریف میکند
⏪ ب بر اساس همان صدا، گذشتهی الف را بازسازی میکند
⏪ اما جزئیات روایت با چیزهایی که بعداً میبیند، جور درنمیآید.
⏪ در پایان، ب به نوار دیگری میرسد که همان اتفاق را از زاویهای کاملاً متفاوت روایت میکند.
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh 🎬
در روایت معمول، انتظار داریم راوی آنچه را اتفاق افتاده برایمان تعریف کند. اما اگر خودِ راوی حقیقت را تحریف کند چه؟
گاهی راوی چیزی را فراموش کرده، گاهی بخشی از واقعیت را پنهان میکند و گاهی آگاهانه داستانی متفاوت میسازد. در این حالت، مخاطب دیگر نمیتواند هر چیزی را که میشنود، حقیقت قطعی بداند.
مثلاً:
الف ⏪ یک نوار کاست را گم میکند
⏪ سالها بعد، ب آن را پیدا میکند
⏪ صدای الف روی نوار، خاطرهای را تعریف میکند
⏪ ب بر اساس همان صدا، گذشتهی الف را بازسازی میکند
⏪ اما جزئیات روایت با چیزهایی که بعداً میبیند، جور درنمیآید.
⏪ در پایان، ب به نوار دیگری میرسد که همان اتفاق را از زاویهای کاملاً متفاوت روایت میکند.
اینجا نوار فقط یک شیء داستانی نیست؛ تبدیل به راوی میشود، اما راویای که نمیتوانیم کاملاً به آن اعتماد کنیم.
میتوانیم عمداً حقیقت را قطعی نکنیم.این ابهام، همان چیزی است که داستان را به روایت پسامدرن نزدیک میکند.
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh 🎬
«ساعت جیبی»
روایت پسامدرن/ راوی غیرقابل اعتماد
مردی سالها بعد از مرگ پدرش، ساعت جیبی قدیمی او را گم میکند. ساعت به دست نوجوانی میرسد که آن را در یک مغازهی دستدومفروشی پیدا کرده است.
برای پسر، ساعت ابتدا فقط یک وسیلهی قدیمی است. اما وقتی پشت قاب آن نامی را میبیند، شروع میکند به جستوجوی صاحب قبلی.
کمکم مشخص میشود پدر آن مرد، سالها پیش شاهد حادثهای بوده که زندگی خانوادهی پسر را تغییر داده است. پسر ابتدا ساعت را وسیلهای برای پیدا کردن حقیقت میبیند، اما بعد متوجه میشود صاحب ساعت عمداً آن را گم یا رها کرده بوده تا گذشته دوباره پیدا نشود.@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh🎬
هر داستانی شبیه
یک قطار در حال حرکت است
مهم نیست کجا سوار شی
دیر یا زود مجبوری به مقصد برسی
@shotnote1 ✍
یک قطار در حال حرکت است
مهم نیست کجا سوار شی
دیر یا زود مجبوری به مقصد برسی
خالد حسینی
@shotnote1 ✍
🔲▫️ رگبار/ بهرام بیضایی
- تو که میدونی، اولش هیچی نبود، وقتی بهش گفتم دوستش دارم محض کنجکاوی بود! فقط خواستم اونو امتحان کنم...
+ خیلی درد اومد؟
@shotnote1 ✍
- تو که میدونی، اولش هیچی نبود، وقتی بهش گفتم دوستش دارم محض کنجکاوی بود! فقط خواستم اونو امتحان کنم...
+ خیلی درد اومد؟
- درد... گفتی درد... نمیدونم، ولی چرا... بذار یه چیز عجیبی رو برات اعتراف کنم. این کتک برعکس تا حدودی هم برام لذت بخش بود! چون در همون حال در خودم یه چیزی داشتم کشف میکردم، موضوع دیگه خیلی جدیه، تو میفهمی من چی میگم... حس میکردم که بدون اون نمیتونم زندگی کنم.
@shotnote1 ✍
🔲▫️ ترفندی برای نجات داستان از ملال
✍ یوران هگ
«خرسی در ساحل» یکی از ترفندهای قدیمی روایت است: یک موقعیت آرام را با تهدیدی پنهان همراه کن.
مثلاً دو نفر در ساحل نشستهاند و عاشقانه با هم حرف میزنند؛ اگر تماشاگر بداند خرسی در حال نزدیک شدن به آنهاست، همان گفتوگوی ساده ناگهان پرتنش میشود.
در سینما، یک مهمانی، گفتوگوی فلسفی یا حتی توصیف یک طبیعت زیبا، وقتی جذابتر میشود که خطری در زیرِ آرامش صحنه جریان داشته باشد.
پس همیشه لازم نیست اتفاقی بیفتد؛ گاهی کافی است تماشاگر منتظر وقوع اتفاقی باشد.
💢 موقعیت آرام همراه تهدید پنهان باعث کشش داستان میشود.
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh 🎬
استیون کینگ
ـــ هیولاها واقعی هستند، ارواح نیز واقعیاند، آنها درون ما زندگی میکنند، و گاهی بر ما غلبه میکنند.
@shotnote1
✍ نویسندهّ تک شات
🔲▫️▫️چه کتابی برای چه شخصیتی؟! این لیست بسیار هوشمندانه و شخصیسازی شده است. برای یک نویسنده (یا کسی که آرزوی نویسندگی دارد)، کتابها میتوانند هم در حرفه و هم در ذهنیت او معجزه کنند. 🔲 مستقیم درباره فن نویسندگی 💢. برای یادگیری اصول داستاننویسی و ساختار…
مروری بر آثار برگزیده داشته باشیم.
📚
📚
🔲▫️ ویلیام فاکنر:
برای نوشتن اول باید بخوانید: همه چیز را بخوانید، بخوانید و بخوانید؛ آشغال، کلاسیک، خوب و بد و ببینید چطور نوشته شدهاند.
شبیه نجاری که درست مثل یک تازهکار کار میکند و رازهای استاد شدن را میآموزد. بخوانید و جذبش کنید.
اگر خوب باشد که میفهمید. اگر هم بد بود، از پنجره بیندازیدش بیرون.
@shotnote1 🍀✍
01- مردی با کت و شلوار مشکی- استیون کینگ بخش 1
@Avayebuf راوی : آزیتا باقرزاده
⭕️داستان با تکیه بر ملاقات یک پسر خردسال با موجودی شیطانی، ترس را وارد تجربهی روزمره میکند. روایت اولشخص و نگاه کودکانهی راوی، در کنار توصیفهای حسی و تهدیدآمیز، به تعلیق داستان کمک میکنند.
از نظر سبک، چند ویژگی مهم دارد:
وحشت فراطبیعی: حضور موجودی فراتر از جهان عادی.
تعلیق: خطر بهتدریج آشکار میشود و فرار پسر به تنش داستان میافزاید.
راوی کودک: معصومیت و صداقت کودکانه در تقابل با شرّ قرار میگیرد.
@shotnote1✍
🔲▫️
عکسها برای من دارای حقیقتی هستند که آدمیان فاقد آنند. من آدمیان را از ورای عکسها میشناسم!
"ریچارد اَوِدان"
@shotnote1 ✍
عکسها برای من دارای حقیقتی هستند که آدمیان فاقد آنند. من آدمیان را از ورای عکسها میشناسم!
"ریچارد اَوِدان"
@shotnote1 ✍
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 معرفی کتاب | مرد تکثیرشده
✍️ ژوزه ساراماگو
اگر روزی در خیابان، کسی را ببینید که دقیقاً شبیه خودتان است، چه میکنید؟
در فیلم «زندگی دوگانه ورونیک» ساختهٔ کریشتف کیشلوفسکی، ورونیک زنی شبیه خودش را داخل اتوبوس میبیند. دیداری کوتاه و گذرا که پرسشی دربارهٔ هویت و همزاد به جا میگذارد.
ژوزه ساراماگو در رمان «مرد تکثیرشده» همین ایده را به بحرانی روانشناختی تبدیل میکند. ترزا، معلم تاریخ، روزی در فیلمی بازیگری را میبیند که دقیقاً شبیه اوست. جستوجوی این مرد، زندگیاش را دگرگون میکند.
@honarefilmnameh 🎬
✍️ ژوزه ساراماگو
اگر روزی در خیابان، کسی را ببینید که دقیقاً شبیه خودتان است، چه میکنید؟
در فیلم «زندگی دوگانه ورونیک» ساختهٔ کریشتف کیشلوفسکی، ورونیک زنی شبیه خودش را داخل اتوبوس میبیند. دیداری کوتاه و گذرا که پرسشی دربارهٔ هویت و همزاد به جا میگذارد.
ژوزه ساراماگو در رمان «مرد تکثیرشده» همین ایده را به بحرانی روانشناختی تبدیل میکند. ترزا، معلم تاریخ، روزی در فیلمی بازیگری را میبیند که دقیقاً شبیه اوست. جستوجوی این مرد، زندگیاش را دگرگون میکند.
اما اگر نسخهای کاملاً مشابه از ما وجود داشته باشد، چه چیزی ما را از او متمایز میکند؟ خاطرات، انتخابها یا تجربههایی که از سر گذراندهایم؟ ساراماگو با این رمان سراغ یکی از پرسشهای بنیادی انسان میرود: «من» واقعاً کیستم؟@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh 🎬
✍ نویسندهّ تک شات
🔴 در روایت پسامدرن، وقتی راوی قابلاعتماد نیست در روایت معمول، انتظار داریم راوی آنچه را اتفاق افتاده برایمان تعریف کند. اما اگر خودِ راوی حقیقت را تحریف کند چه؟ گاهی راوی چیزی را فراموش کرده، گاهی بخشی از واقعیت را پنهان میکند و گاهی آگاهانه داستانی متفاوت…
🔴 در روایت پسامدرن، وقتی پایان یک پاسخ قطعی ندارد
در بعضی داستانها، پایان قرار است گرهها را باز کند و تکلیف شخصیتها را روشن سازد. اما در روایت پسامدرن، ممکن است داستان تمام شود، بیآنکه معنای نهایی آن مشخص شده باشد.
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh 🎬
در بعضی داستانها، پایان قرار است گرهها را باز کند و تکلیف شخصیتها را روشن سازد. اما در روایت پسامدرن، ممکن است داستان تمام شود، بیآنکه معنای نهایی آن مشخص شده باشد.
گاهی دو برداشت متفاوت از پایان داریم و هر دو با شواهدی در خود داستان پشتیبانی میشوند. گاهی هم روایت آنقدر اطلاعات متناقض در اختیارمان میگذارد که نمیتوانیم به یک تفسیر قطعی برسیم.
🎬 در فیلم «یادگاری» (Memento) ساختهی کریستوفر نولان، ترتیب روایت و محدودیت اطلاعاتی که در اختیار تماشاگر قرار میگیرد، باعث میشود برداشت ما از اتفاقها و تصمیمهای شخصیت اصلی مدام تغییر کند.
البته هر پایان باز یا مبهمی لزوماً پسامدرن نیست؛ این ویژگی زمانی به بحث ما مربوط میشود که اثر، قطعیت معنا و امکان رسیدن به یک تفسیر نهایی را به پرسش بکشد.
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh 🎬
🔲▫️ «در میانشان درنگ کردم، زیر آسمان بیآزار، و به پروانگان چشم دوختم، که لابلای برگ و پونههای بیشه پرپر میزدند، و به سنبل کوهی چشم دوختم، و به باد ملایم گوش دادم که لای علفها نفس میکشید، و در عجب ماندم که آیا هرگز کسی میتواند برای خفتگان خاک آرام به خواب ناآرام بیندیشد؟»
امیلی برونته
"بلندیهای بادگیر"
@shotnote1✍
امیلی برونته
"بلندیهای بادگیر"
@shotnote1✍
Forwarded from هنر فیلمنامه، کارگردان مولف
091118_002
🔲▫️ ساموئل بکت/ نامناپذیر
باید ادامه بدهی،
نمیتوانم ادامه بدهم،
ادامه خواهم داد.
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh🎬
✍ نویسندهّ تک شات
🔴 در روایت پسامدرن، وقتی پایان یک پاسخ قطعی ندارد در بعضی داستانها، پایان قرار است گرهها را باز کند و تکلیف شخصیتها را روشن سازد. اما در روایت پسامدرن، ممکن است داستان تمام شود، بیآنکه معنای نهایی آن مشخص شده باشد. گاهی دو برداشت متفاوت از پایان داریم…
🎬 تمرین داستاننویسی پسامدرن ☝️
پایان چندتفسیرپذیر
زنی وارد خانه میشود و میبیند یک لیوان شکسته روی زمین افتاده. پنجره باز است و تلفن همراهش چند تماس بیپاسخ از همسرش دارد.
@honarefilmnameh 🎬
پایان چندتفسیرپذیر
زنی وارد خانه میشود و میبیند یک لیوان شکسته روی زمین افتاده. پنجره باز است و تلفن همراهش چند تماس بیپاسخ از همسرش دارد.
از اینجا داستان را در سه یا چهار جمله تمام کنید؛ اما طوری که مخاطب نتواند با اطمینان بگوید چه اتفاقی افتاده است.@shotnote1 ✍
آیا همسرش به خانه آمده و دعوایی رخ داده؟ آیا کسی از پنجره وارد شده؟ یا زن خودش لیوان را شکسته و حالا چیزی را پنهان میکند؟
نکته مهم این است که فقط اطلاعات را حذف نکنید؛ چند نشانه بگذارید که از تفسیرهای متفاوت پشتیبانی کنند.
✍️ چالش: پایانی بنویسید که دستکم دو برداشت متفاوت از آن ممکن باشد و هر دو با نشانههای داستان جور دربیایند.
@honarefilmnameh 🎬
🎬 آرک شخصیت چیست؟
آرک شخصیت یعنی تغییری که شخصیت در طول داستان تجربه میکند؛ تغییری در باور، رفتار یا نگاهش به خودش و جهان. این تغییر میتواند مثبت یا منفی باشد، یا شخصیت در برابر آن مقاومت کند.
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh🎬
آرک شخصیت یعنی تغییری که شخصیت در طول داستان تجربه میکند؛ تغییری در باور، رفتار یا نگاهش به خودش و جهان. این تغییر میتواند مثبت یا منفی باشد، یا شخصیت در برابر آن مقاومت کند.
✍️ برای طراحی آرک شخصیت، به این پرسشها جواب بدهید:
* شخصیت در آغاز داستان چه میخواهد؟
* چه ترس، ضعف یا باور اشتباهی مانع اوست؟
* چه اتفاقی باورهایش را به چالش میکشد؟
* برای رسیدن به هدفش چه انتخابهای دشواری میکند؟
* در نقطه اوج، چه چیزی را انتخاب میکند و چه بهایی میپردازد؟
* در پایان، چه چیزی در او تغییر کرده یا چرا تغییر نکرده است؟
شخصیت با اتفاقاتی که برایش میافتد تغییر نمیکند، بلکه با انتخابهایی که در واکنش به آن اتفاقات انجام میدهد، مسیر تحولش را میسازد.
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh🎬
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔲▫️ ویلیام فاکنر
اگر میخواهید میانبرها را یاد بگیرید، آجرکاری را شروع کنید. هیچ مکانیزمی وجود ندارد که به شما کمک کند چیزی بنویسید، هیچ راه آسانی وجود ندارد. یک نویسنده جوان اگر بخواهد از یک نظریه پیروی کند احمق است. از اشتباهات خود درس بگیرید، این تنها راهی است که مردم یاد میگیرند. یک نویسنده خوب میداند که هیچکس نمیتواند به او توصیه خوبی بکند. مهم نیست چه نویسندهای را دوست دارید، همیشه باید بخواهید از او پیشی بگیرید.
@shotnote1 ✍
@honarefilmnameh🎬